موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13361
علامه شوشتري، قاموس رجالي شيعهبيست و نهم ارديبهشت ماه سالروز درگذشت علامه محمدتقي شوشتري (تُستَري)،

علامه شوشتري، قاموس رجالي شيعهبيست و نهم ارديبهشت ماه سالروز درگذشت علامه محمدتقي شوشتري (تُستَري)، از رجاليون مبرز معاصر شيعه است. وي در سال 1320 يا 1321 قمري (1281 ش) متولد گرديد. پدر او شيخ محمدکاظم شوشتري فرزند شيخ محمدعلي، فرزند آيت‌الله شيخ جعفر شوشتري بود. او هنگام ولادت شيخ محمدتقي در نجف اشرف سکونت داشت، اما در سن 7 سالگي او به شوشتر بازگشت. و پس از چندي شيخ محمدتقي و مادرش نيز به نزد او در شوشتر رفتند. خاندان مادري محقق از خانواده‌هاي متدين ايراني بودند که از مدت‌ها پيش، شهر نجف را براي سکونت برگزيده بودند و مادرش متولد نجف اشرف بود. پدر محمدتقي شوشتري، يگانه مرجع شوشتر و از مردان مبارز آن ديار بود. او در دفاع از کيان مسلمانان به ويژه در حريم حجاب اسلامي، مبارزي بيدار بود که توسط حکومت طاغوتي از شوشتر به بروجرد تبعيد شد و روزگار درازي را ـ هم در زمان رضاخان و هم در عصر محمدرضا پهلوي ـ دور از وطن، غريبانه در بروجرد زيست.تحصيلات و استادانشيخ شوشتري قبل از هفت سالگي در مکتب، قرآن و خواندن و نوشتن و خط ترسل را فرا گرفت، و بعد از آن که به شوشتر رفت مقدمات و سطح را نزد سيد حسين نوري، سيد محمدعلي امام (م 1394 ق) و سيد علي‌اصغر حکيم (م 1348 ق) -که اغلب از شاگردان پدرش بودند- گذراند، و پس از آن نيز با آموزش‌هاي استاداني نظير محمدتقي شيخ‌الاسلام (م 1342 ق) و سيد مهدي آل طيب جزايري (م 1362 ق) و پدر خود، در سن شانزده يا هفده سالگي به درجه اجتهاد نايل شد. وي با توجه به نبوغ و ذکاوت فراواني که داشت، بسياري از کتاب‌هايش را بدون استاد مطالعه مي‌نمود، يعني ابتداي هر کتابي را از استادان فرا مي‌گرفت، و بقيه‌اش را خود مطالعه مي‌کرد، و به خوبي آن‌را فرا مي‌گرفت. بعد از سال 1354 ه‍.ق. (1314 ش) به دليل اجرا شدن دستور کشف حجاب، به همراه سيد باقر حکيم از شوشتر به عتبات هجرت کرد، و در حوزه‌هاي علميه کربلا و سپس نجف به کسب علوم و معارف اسلامي ادامه داد. شيخ شوشتري همان روزها در نجف اشرف يکي از آثار پربارش را با نام «قضاء اميرالمؤمنين عليه‌السلام» (پيرامون قضاوت‌هاي امام علي عليه‌السلام) براي نخستين بار به دست چاپ سپرد و با انتشار آن، چشم دانشورانِ نجف را معطوف خود ساخت. همچنين در آنجا اقدام به تأليف کتاب ارزشمند «قاموس الرجال» نمود و موفق به کسب اجازه از شيخ آقا بزرگ تهراني گرديد. ايشان در اين ايام به سختي زندگي خود را مي‌گذارند و در عين حال خود را وقف تحقيق و تأليف نموده بود.تدريس و شاگردانعلامه محمدتقي شوشتري تا سال 1321 شمسي در حوزه نجف بود و پس از آن که رضاخان از قدرت به زير کشيده شد، به شهرش شوشتر برگشت. او تا واپسين روزهاي عمرش در آن ديار ماند و به تحقيق و تأليف و تدريس اشتغال داشت. وي در مکتب تربيتي خويش اشخاص بسياري را تربيت کرد از جمله: شيخ بهاءالدين شوشتري معروف به آقا شيخ بهاء (برادر علامه شوشتري) و دکتر محمدعلي شيخ شوشتري (فرزند علامه شوشتري). بعضي از عالمان معاصر نيز از محقق شوشتري اجازه روايتي داشته و از طرف ايشان مجاز در نقل حديث بودند که عبارتند از آیت‌الله سيدشهاب‌الدين مرعشي نجفي، غلامرضا عرفانيان يزدي، رضا استادي مقدم، استاد قيس آل قيس، دکتر سيد کمال حاج سيد جوادي، سيد جمال الدين دين پرور، سيد محمدحسن آل غفور و محمدعلي جاودان.آثار و تأليفاتعلامه شوشتري، کتب ارزشمندي در زمينه‌هاي حديث و رجال و فقه و تاريخ تأليف نمود. از ايشان سؤال شد که اگر خداوند شما را دوباره جوان کند و قدرت و توانايي سابق را بدهد چه خواهيد کرد؟ در پاسخ فرمود: «تحقيق در آثار اهل‌بيت عليهم السلام». او کتابخانه شخصي خود را وقف «آستان قدس رضوي» کرد. برخي از تأليفات ايشان عبارت‎ند ازقضاء اميرالمؤمنين علي بن ابي‌طالب عليه‌السلام (پر انتشارترين اثر محقق شوشتري که به زبان فارسي ده‌ها بار به چاپ و به زبان انگليسي هم نشر يافته است)، قاموس الرجال في تحقيق رواة الشيعه و محدّثيهم، در علم رجال در 14 جلد، که مشهورترين کتاب محقق شوشتري است، بهج الصباغه في شرح نهج البلاغه، در چهارده جلد (تفسير موضوعي نهج البلاغه)، الاربعون حديثا، (چهل حديث در فضائل ائمه معصومين و مسائل فقهي)، رساله في تواريخ النبي و الآل (تاريخ چهارده معصوم عليهم السلام)، رساله في سهو النبي صلي‌الله عليه وآله، الأخبار الدخيلة در 4 جلد، در موضوع احاديث جعلي، شرح وجيزه شيخ بهايي (نخستين نوشته ايشان)، حاشيه بر لمعه و بر شرح لمعه، النجعة في شرح اللمعة، در 11 جلد، آيات بينات في حقية بعض المنامات، که به زبان فارسي با عنوان «گنجينه رويا» ترجمه و انتشار يافت، الاوائل الدُرّ النظير في المکنّين بأبي‌بصير؛ مقدمه‌‎اي بر توحيد مفضّل، به زبان فارسي، الاربعينيات الثلاث، البدايع (گلستاني که از هر چمن گلي را به ارمغان دارد.)، کشکول، در 237 صفحه جيبي (غير از کتاب البدايع است)، نوادر الاخبار و جواهر الآثار، حواشي بر توضيح المسائل آيت‌الله سيد ابوالقاسم خويي، حواشي و استدراکات بر کتاب «ثواب الاعمال و عقاب الاعمال» اثر شيخ صدوق، جزوه کوچکي در ادعيه و اذکار، حواشي بر «منتخب المنتخب» (رساله عمليه پدرشان)، غُرر و دُرر، در ادبيات و يادداشت‌هاي تفسير قرآن در 2 جلد که توسط آقاي بهراد جعفري تصحيح و منتشر شده است.قاموس الرجال«قاموس الرجال» از مشهورترين آثار علامه شوشتري است. اين اثر در نقد کتاب تنقيح المقال نوشته شده و نويسنده آن مدعي است که در اين کتاب اشتباهات و ايرادات کتاب تنقيح المقال را برطرف نموده است. مؤسسه نشر اسلامي اين کتاب را در 12 جلد منتشر کرده است. شوشتري قصد داشت کتاب خود را «تصحيح تنقيح المقال» نام‌گذاري کند اما به پيشنهاد برخي از اطرافيان آن را قاموس الرجال ناميد که سرانجام با همين نام چاپ شد. شیخ‌آقا بزرگ تهراني از آن به «تعليقات تنقيح المقال» و «حواشي تنقيح المقال» ياد کرده است. همچنين از آن با نام «شرح تنقيح المقال» نيز ياد مي‌شود. گفته شده است نام کامل آن «قاموس الرجال؛ قاموس عام لاحوال جميع رواة الشيعه و محدثيهم بسبک بديع و دقيق لم يسبقه غيره من کتب الرجال» بوده است.انگيزه نگارشعلامه شیخ‌محمدتقي شوشتري ابتدا نقد‌ها و تعليقه‌هاي خود بر تنقيح المقال را که به مدت چهار سال (1354-1360ق) به طول انجاميد در حاشيه نسخه‌اي از کتاب تنقيح المقال، يادداشت مي‌کرد، سپس آنها را کامل نمود و به پيشنهاد آقابزرگ تهراني به صورت کتابي مستقل آن را منتشر نمود. شوشتري در ايام کشف حجاب در دوره رضا خان به عراق رفت و حدود شش سال در عتبات قاموس الرجال را در دو جلد نوشت، بعد با افزايش به صورت چهار جلد درآمد و سپس مرتباً بر مطالبش اضافه کرد. علامه شوشتري در مقدمه قاموس الرجال نوشته است، طولاني بودن برخي از بخش‌ها، وجود اشتباه اطلاعات مربوط به راويان هم‌نام، مشخص نبودن روش مامقاني در معرفي اصحاب ائمه و نيامدن شرح‌حال برخي از راويان در کتاب تنقيح المقال، از جمله دلايلي بودند که او را واداشتند تا دست به نگارش کتاب قاموس الرجال بزند.روش نويسندهشوشتري در قاموس الرجال، راويان و اصحاب ائمه را به ترتيب حروف الفبا معرفي کرده است. او ابتدا بخشي از عبارت‌هاي مامقاني را مي‌آورد، سپس با عبارت «أقول» ديدگاه خود را مطرح مي‌کند. همچنين ديدگاه رجاليان (بيشتر رجاليان متقدم) را درباره راويان ذکر مي‌کند. در مواردي که مامقاني به شرح‌ حال راوي نپرداخته، شرح‌ حال او را مي‌آورد. او مدعي است که در تنقيح المقال در نام برخي از اصحاب، تحريف و تصحيف رخ داده است و در مواردي به منشأ اشتباهات مامقاني مي‌پردازد و دليل تحريف‌ها و تصحيف‌هاي او را نيز ذکر مي‌کند. وي براي اشاره به اصحاب هريک از معصومان و کتب رجالي از رمزهايي استفاده کرده است.ساختارقاموس الرجال يک مقدمه و چهار بخش و يک خاتمه دارد. مقدمه در 28 فصل، مطالب مختلفي از جمله برخي ايرادات کتاب تنقيح المقال، مبناي انتقادات شوشتري درباره نظرات مامقاني و توضيح برخي از اصطلاحات رجالي را دربردارد. شوشتري همچنين در مقدمه قاموس الرجال مدعي است که در اين کتاب به جزء برخي از مهملين که در ذکر نام آنان فايده‌اي نبوده شرح‌ حال همه راويان را گرد آورده است. سپس به معرفي راويان در چهار بخش پرداخته است.بخش نام‌ها. در ابن بخش به معرفي 8567 راوي پرداخته است. بيشتر حجم کتاب مربوط به همين بخش است.بخش کنيه‌ها. در اين بخش ابتدا توضيحي درباره کنيه داده سپس به معرفي راوياني که به کنيه شناخته مي‌شوند پرداخته است. او در اين بخش 1276 راوي را معرفي کرده است.بخش القاب. در اين بخش 424 راوي معرفي شده‌اند.بخش زنان راوي. در اين بخش 521 راوي زن را معرفي کرده است.خاتمه. نقد خاتمه تنقيح المقال. او در آن 33 فايده رجالي ذکر کرده است.کاستي‌هااز کتاب قاموس الرجال انتقادهايي شده است. برخي از آنها عبارتند ازاستفاده از رمز در اسامي کتاب‌ها و ائمه، ذکر نکردن شماره جلد و صفحه منابع. همچنين برخي به دليل لحن تند، وجود عبارت‌هاي نامناسب و طولاني بودن شرح‌حال برخي از راويان در اين کتاب از نويسنده آن انتقاد کرده‌اند.وضعيت انتشارقاموس الرجال به سال 1379ق در 11 جلد در تهران منتشر شد. سپس شوشتري سه جلد به عنوان ملحقات به آن افزود و در سال 1378ش در 14 جلد در تهران منتشر شد و در پايان جلد يازدهم اين چاپ رساله سهو النبي نويسنده نيز آمده بود. مؤسسه نشر اسلامي نيز اين کتاب را در سال 1410ق در 14 جلد منتشر کرد. سپس مطالب سه جلد اخير در ساير مجلدات درج شد و کتاب در سال 1424ق در 12 جلد منتشر گرديد. در جلد دوازدهم رساله‌هاي رسالة في تواريخ النبي و الآل و الرسالة المبصره (در احوال ابي‌بصير) نيز چاپ شده است.وفاتمرحوم محمدتقي شوشتري، سرانجام در 29 ارديبهشت 1374 (19 ذي‌الحجه 1415) وفات نمود و پيکرش در کنار بقعه سيد محمد گلابي، در شوشتر به خاک سپرده شد.