مهدي پورحسينهر کسي که مسير تحصيل در حوزه علميه را طي کرده باشد، به روشني ميداند که از مهمترين سفارشات اساتيد حوزه به طلاب شاغل به تحصيل، اهتمام به درس و بحث در همه شرايط، و تعطيل نکردن آن در هيچ شرايط است. از آغاز طلبگي به ما گفته شده امام صادق(ع) به عنوان مؤسس حوزههاي علميه، اهتمام فوقالعادهاي به آموزش اصحاب خود داشتند و در هيچ شرايط، حوزه درسي خود را تعطيل نميکردند و در اين راستا، بر شاگردان خود هم سخت ميگرفتند، تا جايي که فرمودند: « َوَدِدْتُ أَنَّ أَصْحَابِي ضُرِبَتْ رُءُوسُهُمْ بِالسِّيَاطِ حَتَّى يَتَفَقَّهُوا؛ ميخواهم با تازيانه بر سر اصحابم بزنند تا دين را خوب بفهمند». به ما گفته شده، سيره فقها و انديشمندان اسلامي نيز در طول تاريخ همين بوده است و بزرگان ما غير از روز عاشورا، بقيه ايام را مشغول درس و بحث علمي بودند و آن را ترک نميکردند. حتي گفته شده مرحوم صاحب جواهر که پسر خود را در جواني از دست داده، در روز تشیيع جنازه او نيز از نگارش کتاب جواهر دست نکشيد. در خاطرات يکي از شاگردان امامخميني در اين باره آمده است: «يک روز امام در موعد مقرر براي درس به مسجد شيخ انصاري تشريف آورده بودند درحالي که هنوز همه شاگردان حضور نداشتند. ايشان پس از ورود به مسجد طبق معمول کنار منبر نشستند تا پس از لحظاتي براي تدريس به منبر تشريف ببرند. ولي چون با غيبت بعضي از شاگردان مواجه شدند بدون اينکه به منبر تشريف ببرند به ما فرمودند: «امروز ميخواهم به جاي درس قضيهاي را براي شما بازگو کنم. من اين مطلب را از استادم مرحوم شاه آبادي ـ رضوانالله تعالي - عليه نقل ميکنم و ايشان از پدر بزرگوارش که از شاگردان مرحوم صاحب جواهر بودند نقل مينمايد که ميفرمود صاحب جواهر داراي پسري بود که از فضلاي بنام حوزه علميه نجف به شمار ميرفت و تصادفاً در حيات پدر فوت ميکند. در روز تشييع با اينکه هالهاي از غم و اندوه سرتاسر نجف را گرفته بود ولي با اين حال صاحب جواهر که خود صاحب عزا بود، از فرصت کوتاه استفاده کرده و تا جمع شدن علما و طلاب حوزه و اهالي نجف براي تشييع، نصف صفحه از کتاب جواهر را به رشته تحرير درآورد». يا به ما گفته شده يکي از عالمان بزرگ حوزه در يک روزي که برف سنگين آمده و عبور و مرور به غايت سخت شده بود نيز، در درس حاضر شد و به شاگردان فرمود: از آن متکدي که با اين شرايط سرکوچه نشسته و کار خودش را تعطيل نکرده بود، خجالت کشيدم که در درس حاضر نشوم!با اين سابقه درخشان حوزويان در تحصيل، امروزه وضع تحصيل طلاب به گونهاي شده است که هيچ تناسبي با گذشته درخشان خود ندارد. حدود بيست سال پيش، يک روز مرحوم آيتالله العظمي فاضل لنکراني با تأثر شديد از تعطيلات زياد حوزه، در درس خود فرمودند طبق محاسبه، ايام تحصيل حوزه به 120 روز در سال کاهش يافته است و اين خسارت بزرگي براي حوزه است!. ولي آن مرحوم رضوانالله تعالي عليه فکر نميکرد 120 روز تحصيل حوزه در آن زمان، روز خوشِ تحصيلي حوزه محسوب ميشود و حوزه به شرايطي ميرسد که اولين قرباني شرايط حساس کنوني! تعطيل کردن درسها ميشود. امروزه، افزون بر آن که حوزه تقريبا در تمامي ايام تابستان، تعطيلات رسمي در تقويم و ايام عزا و شادي مذهبي غير تعطيل رسمي، تعطيل است، الآن بيش از دوماه است که بخاطر شرايط جنگي، در تعطيلات مطلق به سر ميبرد و حتي درسهاي مجازي نيز رمقي ندارد در حالي که مردم فهيم ايران با اين که در تمام اين ايام تا پاسي از شب در خيابان حماسه ميآفرينند و دشمنان خارجي را مأيوس و توطئه مزدوران داخلي را نيز نقش بر آب کردهاند، از صبح مشغول کارهاي روزمره خود هستند و هيج وقت سنگر تلاش و فعاليت روزمره خود را که آن هم جهادي است در کنار حضور در خيابان، تعطيل نميکنند. با اين حال، چرا بايد حوزه اين مقدار در تعطيلات بسر ببرد و چه منافاتي ميان حماسه حضور و حماسه تحصيل و تدريس وجود دارد؟ آيا نميتوان مثل صاحب جواهر هم درس خواند و کتاب نوشت و هم در تشيع جنازه دلبند خود شرکت کرد؟!