موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13349
فقيهان اماميه و دفاع از سرزمين‌هاي اسلاميسيدجواد ورعيمقدمهدر ايامي که جمهوري اسلامي ايران در ماه مبا

فقيهان اماميه و دفاع از سرزمين‌هاي اسلاميسيدجواد ورعيمقدمهدر ايامي که جمهوري اسلامي ايران در ماه مبارک رمضان مورد حمله نظامي دو دولت تروريستي و ياغي بين‌المللي آمريکا و رژيم صهيونيستي قرار گرفت که به شهادت افراد بي‌گناه اعم از مردان و زنان و کودکان، و ترور ناجوانمردانه جمعي از شخصيت‌هاي ديني، سياسي و نظامي منجر شد، انتظار مي‌رفت دنياي اسلام، به ويژه علماي اسلام در برابر اين تجاوز آشکار و خلافِ اصول اخلاقي، ديني، سياسي و حقوق بين الملل به يکي از کشورهاي اسلامي به صورت يکپارچه موضع بگيرد و به صريح‌ترين شکل آن را محکوم کند. به‌رغم اين انتظار بر حق، بيانيه‌اي از جامعه الازهر مصر انتشار يافت که در آن حمله متقابل ايران به پايگاه‌هاي دولت متجاوز آمريکا در کشورهاي اسلامي را که براساس اصول مسلّم «حق دفاع مشروع» و «مقابله به مثل» صورت گرفت، محکوم شد. این بیانیه، موجب شگفتي مسلمانان و آزادگان جهان شد. صرف نظر از مخالفت اين بيانيه با اصول مسلم ديني و اخلاقي، به علماي الازهر را متذکر مي‌شويم بر مواضع فقيهان اماميه پس از جنگ جهاني اول و دوم در دفاع از حمله بيگانگان به کشورهاي اسلامي، فارغ از مرام و مذهب مروري نمايند شايد موجب تنبّه و شرمساري، و جبران اين خطاي آشکار شود. فتواهاي علماي اماميه نشان مي‌دهد که در نگاه آنان، همه مسلمانان «اعضاي يک امت» و همه سرزمين‌هاي اسلامي، «اجزاء يک پيکر واحد»ند که به هنگام هجوم کفار و مشرکان اختلافات را کنار گذاشته و در برابر دشمنان عنود اسلام و مسلمانان يد واحد مي‌شوند.جهاد با دولتهاي متجاوز در جنگ جهانى اوّلبا آغاز جنگ جهانى اول دولتهاي متحد اروپايى، كشور اسلامى عثمانى را مورد حمله قرار داده و شهرهاى ايران و عراق مورد تاخت و تاز متجاوزان قرار گرفتند. در اين مقطع فقهاى شيعه و علماى اهل سنت با صدور فتاواى جهاد و دفاع در برابر متجاوزان مردم را با وظايف دينى‏شان آشنا كردند. سيد محمد كاظم يزدى، شيخ الشريعه اصفهانى، سيد اسماعيل صدر، سيد مصطفى كاشانى، محمد على نخجوانى، سيد على تبريزى، مهدى خراسانى، شيخ جواد نجل صاحب جواهر، سيد مصطفى نخجوانى، ايروانى، محمد سعيد حبّوبى، محمد حسين مازندرانى، على بن شيخ، مهدى آل سيد حيدر حسنى حسينى، عبدالحسين اسدالله، سيد حسن صدر الدين، ابراهيم سلماسى كاظمى، راضى آل مرحوم شيخ عزيز، محمد مهدى، محمد امين آل مرحوم شيخ اسدالله، ميرزا محمد تقى شيرازى، با فتاوايى به رسالت دينى و تاريخى خود عمل كردند. در اين فتاوا غالباً دفاع از بلاد اسلامى، جان و مال مسلمانان، از ضروريات دينى و منكر آن از كافران شمرده شده است.(1)از ميان ده‏ها فتوا تنها به نقل فتواى دو تن از فقهاى نامدار اشاره مى‏كنم كه حاوى نكات مهمى هستند.سيد محمد كاظم طباطبائى يزدي: «پوشيده نيست كه دول اروپا بخصوص انگليس و روس و فرانسه، هميشه از قديم الايام بر ممالك اسلاميه تعدى و تجاوز مى‏نموده چنانچه اكثر ممالك اسلام را غصب نموده‏اند و از اين تعدّيات به جز محو دين العياذ بالله مقصدى ندارند. تا در اين اوقات مقاصد خود را ظاهر نموده بر ممالك دولت عليّه عثمانيه (اعزّ‌الله بنصرها الاسلام) هجوم نموده و نزديك است دست تعدى دراز و بر حرمين شريفين و مشاهد ائمه طاهرين تهاجم و اوطان اسلاميان و نفوس و اعراض و اموال آنها تغلّب نمايند. پس واجب است بر عشاير قاطنين ثغور و عموم مسلمين متمكّنين، اگر در حدود من به الكفايه نباشد، حفظ حدود خود و دفاع از بيضه اسلام مقدار قدرت خود بنمايند و‌الله هو الناصر و المُعين و المُؤيد للمسلمين» (2)نكته حايز اهميت در اين فتوا، حمايت قاطع يك فقيه برجسته شيعى از دولت سنى عثمانى است كه مركزيت بلاد اسلامى را بر عهده دارد و از سوى بيگانگان مورد تهاجم قرار گرفته است.شيخ الشريعه اصفهاني: «اهالى مذاهب معروفه مسلمين امروزه منحصر است در فرق سنّيه و اماميه و اسماعيليه و زيديه و وهابيه و خوارج، و جمع علماى جميع اين مذاهب اتفاق و اجماع دارند كه با هجوم كفار بر بلاد اسلامى و اشتغال به قتل رجال و نهب اموال و بلند كردن كلمه كفر و پست نمودن كلمه اسلام، بر هر مسلم قادرى لازم است به آنچه مقدور اوست در دفاع از كفار و مشركين و كسر صولت معاندين دين بذل جهد نمايد و خود را از ملامت دنيا و عذاب آخرت نجات دهد و از قدر ميسور به تقصير و فتور راضى نشود. يكى به مال، ديگرى به جان، ثالثى به بذل سلاح، رابعى به آبرو و جاه، خامسى به اِعمال حيله و تدبير، سادسى به زدن تفنگ و تير و هكذا، خداوند تبارك و تعالى فرمود: «وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ‌الله وَعَدُوَّكُمْ» و آنچه گفتيم هر يك قسمتى است از قوّه و صنفى است از عدّة. اى برادران دينى و اى معاشر مسلمين! از خواب غفلت بيدار شويد قبل از آنكه نعره‏هاى توپ و تفنگ و هياهوى صفوف جنگ، شما را بيدار كند، راضى نشويد توحيد شما به تثليث و مساجد شما به كنايس و اذان شما به ناقوس بدل شود. مردان شما سايس و مهتر دوابّ كفار، و زنان و اطفال شما اسير و غلام و كنيز اشرار شده، دست به دست فروخته شوند يا با روهاى باز و بدن‏هاى برهنه و شكم‏هاى گرسنه، دست آن‌ها به گدايى نزد كفار دراز باشد. شرف خود را حفظ كنيد و خود را نزد خدا و پيغمبر خدا روسفيد كنيد تا استقلال شما محفوظ بماند. ان شاءالله.»(3)دفاع هم زمان از ايران و ليبي در برابر تجاوز بيگانگاندر هنگامه مبارزات مردم ايران به رهبري روحانيت با استبداد قجري، و هجوم روس و انگليس به ايران، ايتاليا هم به کشور مسلمان ليبي حمله کرد. علماي اماميه ضمن قيام براي مبارزه با سلطه روس و انگليس بر ايران، با دولت عثماني همدردي کرده و فتواهاي متعددي در «وجوب دفاع از سرزمين اسلامي ليبي» صادر کرده و مسلمانان را به جهاد با اشغالگران ايتاليايي ترغيب نمودند. علماي اماميه همانند صدور فتواي جهاد دفاعي از ايران به عنوان تنها سرزمين اسلامي که داراي حکومت شيعي بود، فتوايي مشابه در دفاع از کشور ليبي صادر کردند. از ديدگاه علماي اماميه در دفاع از سرزمين‌هاي اسلامي در برابر هجوم بيگانگان تفاوتي ميان «ايران شيعي» و «طرابلس سنّي» نبود. هر دو قطعاتي از پيکره جهان اسلام و بخش‌هايي از امت اسلامي بودند که بايد در برابر بيگانگان محافظت مي‌شدند. علما پس از عزيمت به شهر کاظمين، مبارزات خود را بر ضدّ روس، انگليس و ايتاليا تشديد کردند. حتي با ارسال نامه‌اي به پادشاه عثماني او را «خليفه» خطاب کرده و عزم خود را بر مبارزه با متجاوزان و همراهي و همدردي با دولت عثماني اعلام کردند. علماي اماميه در مبارزات خود بر ضد بيگانگان هيچ فرقي ميان سرزمين‌هاي اسلامي قائل نبودند. حتي در مقطعي خواهان کنارنهادن بحث مشروطه و استبداد شده و آن را نزاع داخلي در ايران شمرده، خواهان اتحاد و يکپارچگي علما در مصاف با بيگانگان شدند. شيخ الشريعه اصفهاني اظهار داشت: «بياييد در باره مشروطه و استبداد سخن نگوييم، بياييد دشمني‌هاي داخلي را کنار بگذاريم، آيا اين شرم آور نيست که ما زير بار سلطه روس‌ها که به وحشي گري نامور شده‌اند، قرار گيريم؟» در اثر همين اتحاد، عالمان مشروطه خواه مانند آخوند خراساني و مازندراني در کنار سيد محمد کاظم يزدي و شريعت اصفهاني قرار گرفته و فتواهاي يکساني در وجوب جهاد با بيگانگان به سرزمين‌هاي اسلامي ليبي و ايران صادر کردند. چنان که از نگاه آنان فرقي ميان بيگانه‌اي که به بلاد اسلامي حمله کند، نبود، روس باشد يا انگليس يا ايتاليا همه آن‌ها در بيگانگي حکم يکسان داشتند. عبدالهادي حائري معتقد است «علما هنگامي که مسئله اتحاد اسلام و لزوم مبارزه همگاني با استعمار مطرح گرديد، مبارزات خود را با اتحاد و همکاري بيشتري دنبال کردند. مسله مشروطه‌گري تقريباً از فکر و برنامه علما خارج شد. حتي مشروطه خواه پرکاري مانند مازندراني صريحاً گفت که در آن جريان هدف او مشروطه گري نيست و نائيني هم که از فعال‌ترين شرکت کنندگان در اجتماع علما در کاظمين بود، اعلاميه‌ها و فتواها را شخصاً انشاء مي‌کرد.» (تشيع و مشروطيت در ايران، ص166)اينک چند فتوا به عنوان نمونه در اين بارهآخوند خراساني، ملا عبدالله مازندراني، سيد اسماعيل صدر، و شيخ الشريعه اصفهاني در دفاع از ليبي فتواي ذيل را صادر کردند: «بسم‌الله الرحمن الرحيم. به عمومي ايرانيان و مسلمانان هند! حمله روسيه به ايران و ايتاليا به طرابلس غرب(ليبي) موجبات از بين رفتن اسلام و اضمحلال شريعت طاهره و قرآن خواهد بود. بر تمامي مسلمانان واجب است که اجتماع نمايند و از دولت‌هاي خود خواهان رفع تجاوزات غيرقانوني روسيه وايتاليا شوند و سکون و ارامش را تا زماني که اين غائله بزرگ رفع نشده بر خود حرام نمايند. اين نهضت را عليه متجاوزان بر بلاد اسلامي جهاد في سبيل‌الله و همانند جهاد بدر و حنين تلقي کنند.» (فتاويا جهاديه، ص44)فتواي آخوند خراساني، مازندراني و شريعت اصفهاني: «اي مسلمانان! شما بايد بدانيد که بنابر اجماع مسلمانان و لزوم مذهبي، جهاد بر ضد کافران واجب است. اکنون ارتش ايتاليا طرابلس را اشغال کرده، مناطق مسکوني آن را از ميان برده، و مردان، زنان و کودکان آن را به قتل رسانده است. وظيفه جهاد خود را در راه خدا انجام دهيد و متحد گرديد و از صرفِ ثروت خود دريغ مورزيد. پيش از آن که خيلي دير شود، خود را براي دفاع آماده کنيد.» (مجله العلم، ش2، ص246)سيدمحمد کاظم طباطبايي يزدي هم فتواي ذيل را صادر کرد: «بسم‌الله الرحمن الرحيم. در اين ايام که دول اروپايي مانند ايتاليا به طرابلس غرب حمله نموده و از طرفي روس‌ها شمال ايران را با قواي خود اشغال کرده اند، و انگليس‌ها نيز نيروهاي خود را در جنوب ايران پياده کرده اند، و اسلام را در معرض خطر نابودي قرار داده اند، بر عموم مسلمين از عرب و ايراني واجب است که خود را براي عقب راندن کفار از ممالک اسلامي مهيا سازند و از بذل جان و مال در راه بيرون راندن نيروهاي ايتاليا از طرابلس غرب و اخراج قواي روس و انگليس از ايران هيچ فروگذار نکنند، زيرا اين عمل از مهم‌ترين فرائض اسلامي است تا به ياري خداوند دو مملکت اسلامي از تهاجم صليبي‌ها محفوظ بماند.» (دواني، علي، نهضت روحانيون ايران، ج1، ص209)وجوب دفاع از دولت عثماني بر هر مسلمان در جنگ جهاني اول که دول متعدد اروپايي به دولت عثماني اعلان جنگ کردند، اين سؤال براي شيعيان پيش آمد که آيا آنان وظيفه دفاع دارند از اين دولت حمايت کنند، درحالي که بنابر مباني فقهي اماميه مطلوب نيست. از اين رو، تکليف خود را از علما استفتاء نمودند. متن استفتاء و برخي پاسخ‌ها را جهت استحضار خوانندگان گرامي نقل مي‌کنم.متن استفتاء«بسم‌الله الرحمن الرحيم. چه مي‌فرماييد علماء دين و مبينين احکام شريعت مرسلين عليه صلوات ربّ العالمين در اين مسئله شرعيه که امروزه دول سبعه کفار که روس و انگليز و فرانسه و ژاپون و بلجيک (بلژيک) و صرب و قره طاغ (مونته نگرو) باشند، به دولت علّيه اسلاميه عثمانيه اعلان حرب نموده و از هر طرف برّاً و بحراً به ممالک اسلامي هجوم کرده و مشغول نهب اموال و قتل رجال و سبي نساء و انهدام بلاد مسلمين مي‌باشند، آيا تکليف عموم مسلمانان از هر مذهب و ملّت و طريقه که باشند، دفاع از بلاد اسلاميه و قتال و جدال با آن‌هاست يا خير؟...»علماي فراواني مانند سيدمحمد کاظم طباطبايي يزدي، شيخ الشريعه اصفهاني، سيد مصطفي کاشاني، محمد حسين مازندراني، سيد علي تبريزي و بسياري ديگر پاسخ دادند.سيد مصطفي حسيني کاشاني در پاسخ نوشت: «بلي، در صورتي که بيضه اسلام در خطر است، وجوب دفاع از ضروريات دين مقدس اسلام علي الصادع به السلام است. پس بر هر مسلماني از هر مذهب و ملت که باشد، واجب است به قدر مقدور به جان و مال و قلم و لسان در حفظ بيضه اسلام بکوشد و ترک آن با قدرت و استطاعت حرام است، بلکه دور از اسلاميت است و البته هيچ مسلماني کوتاهي نخواهد کرد و به عون‌الله تعالي مسلمانان مظفّر و منصور خواهند بود. قال الله: قاتلوهم يعذّبهم‌الله بايديکم و يخزهم و ينصرکم عليهم و يشفِ صدور قوم مؤمنين» (توبه 14)وي به هنگامه درگيري کشورهاي مختلف در جنگ جهاني اول، نامه جالبي هم در اتحاد و اتفاق کلمه مسلمانان دارد که ذيلاً نقل مي‌شود: «بسم‌الله الرحمن الرحيم. خدمت عموم برادران از اهل ايمان و کافّه مسلمانان وفّقهم‌الله لنصره الدين! بعد از سلام مخصوص عرضه مي‌دارد بديهي است بهترين عواطفي که يگانه داعي قلبي و محرّک باطني افراد عائله اسلاميت و هر فردي از افراد مسلمانان مکلف مجبور است که محض تحصيل سعادت دارين و فيض نشأتين حرکات و اعمال خود را طبق آن قرار داده و هيچ وقت تخلّف و تجاوز از آن ننمايد، همانا عاطفه قويمه دين مبين اسلام علي مبلّغه السلام است که جامع بهترين قوانين اجتماعيه و کافل مهم‌ترين قواعد سياسيه و اقتصاديه است. او هميشه بک يک نداي رسا تمام متدينين به خود را به اتحاد و اتّفاق و ترک و شقاق دعوت کرده و به فرمان واجب الاذعان و اعتصموا بحبل‌الله و لاتفرّقوا فريضه ذمّه هر مسلماني فرموده که تحت لواي احمدي صلي‌الله عليه و آله جمع شده، در اعلاء کلمه اسلام و تقويت اساس ديانت ساعي و جاهد باشند، و امروزه که نائره حرب و جنگ عمومي ميان دول اجانب مشتعل گشته و چندي است که قهراً دشمنان اسلام را از تعرض و تجاوز بر عالم اسلامي بازداشته، وقت است که جميع مسلمانان از خواب غفلت بيدار و از تجربياتي که خصوص در اين چند سال اخير از آن همه مداخلات غاصبانه و تجاوزات استقلال شکنانه اجانب حاصل کرده‌اند، عبرت گرفته منازعات داخلي که به انگشت و دسائس آن‌ها بوده، خاتمه داده، بلکه مخاصمات و مجادلات سني و شيعه را که هر دو مسلمان در توحيد و رسالت و ساير اصول اسلاميه با هم شريک هستند، چندي کنار گذارده، به موجب آيه کريمه انّما المؤمنون اخوه، دست يگانگي و برادري به هم داده، با نهايت صميميت در مقام تأييد و تقويت دولتين اسلاميتين عثماني و ايراني که حاميان حوزه دين و پاسبانان قرآن مبين و حافظان ثغور مسلمين هستند، برآيند و کوشش نمايند بلکه به اين وسيله به اصلاح خرابي‌هاي چند ساله موفق گرديده، متمکن از حفظ استقلال و سدّ ثغور و ممالک اسلامي بشوند. والسلام علي من اتّبع الهدي»فتواي دفاع از سرزمين فلسطين يکي ديگر از جلوه‌هاي حضور فعال و دفاع علماي اماميه از سرزمين‌هاي اسلامي، فارغ از مذهب ساکنان آن، دفاع از سرزمين فلسطين است. سرزميني که ازسوي دولت‌هاي استعماري انگلیس و آمريکا غصب شده، ساکنان مسلمان آن را بيرون رانده و يهوديان صهيونيست را در آن اسکان دادند. سرزميني که قلب دنياي اسلام شمرده مي‌شد و مسجد الاقصي، اولين قبله مسلمانان در اين کشور بود. يکي از علماي اماميه که با صدور فتوا، نگارش نامه و ايراد سخنراني در اين موضوع وارد شد، علامه شيخ محمد حسين کاشف الغطاء بود. در اين بخش دو نمونه از اقدامات اين عالم شجاع مقيم حوزه علميه نجف تقديم خوانندگان گرامي مي‌شود تا يادآور مجاهدت علماي اماميه در دفاع از سرزمين‌هاي اسلامي باشد و کساني که را که در موضع گيري‌ها، صرفاً مذهب را ملاک قرار داده و کينه دشمنان قسم خورده اسلام و مسلمانان را فارغ از هر نوع مرام و مذهبي فراموش مي‌کنند، از ساده انديشي خارج کند. گمان نکنند که قدرت‌هاي سلطه گر بين‌المللي با يک مذهب يا مليت روبرو هستند، آنان با اساس اسلام و همه سرزمين‌هاي اسلامي دشمن‌اند. ايجاد اختلاف ميان مسلمانان، پاره پاره کردن سرزمين‌هاي اسلامي و تسلط بر منابع و ذخائر آنان، نقشه کهن و هم چنان کارساز استعمارگران است.اينک دو سند از علامه شيخ محمد حسين کاشف الغطاء در دفاع از فلسطينفتواي جهاد براي آزادسازي فلسطين (5 جمادي الثاني 1357ق): «جهاد در راه مسلمين بر هر انساني وظيفه است و نه فقط بر اعراب و مسلمانان، چرا که وجدان و فطرت سالمي، چنين حکم مي‌کند و برنامه عملي آن اين است «هر کس که مي‌تواند شخصاً به مجاهدان فلسطين ملحق شود، بايد بپيوندد و من اطمينان مي‌دهم که هم رديف مجاهدان بدر در کنار پيامبر (ص) است، و همانا اين جايگاه بالاتر از آن است، اين جايگاه شرف و غيرت و احساس و شعور است، نه جايگاه درخواست اجر و پاداش، هر چند هر يک از اين‌ها در بالاترين مرتبه است. و هر کس نيز نمي‌تواند شخصاً ملحق شود، بايد آنان را با مال خويش کمک نمايد و هر کس نسبت به هيچ يک از اين‌ها توانايي ندارد، بر او واجب است با زبان و قلم و تلاش تا سر حدّ امکان، کوشش و مساعدت نمايد و اين کم‌ترين مرتبه تکليف الهي است.»*اعتراض به عقد قرارداد با آمريکا در نامه به نخست‌وزير پاکستان (دوم جمادي الاولي 1373ق): «شکي نيست که دولت آمريکا دشمن خدا و رسول خداست و از جادّه عدل و داد تجاوز کرده و نسبت به مسلمين عموماً و نسبت به عرب خصوصاً به ظلم و ستم دست زده، فلسطين را از ايشان به زور گرفته و به يهود بخشيده، و با اسلحه و پول آن‌ها را کمک و تقويت کرده است. از مثل شما دولت مسلماني شايسته نيست که به قراردادها و مخصوصاً قراردادهاي نظامي آمريکا تن دهيد. آمريکا از سران استعمار است و جز ننگ و نيستي و پستي و بيچارگي براي ملت‌ها هديه‌اي ندارد.»دفاع يکسان از دولت شيعه ايران و دولت سنّي عثمانيپس از پيروزي نهضت مشروطه در ايران، روس و انگليس در رقابتي منفعت طلبانه، شمال و جنوب ايران را مورد تاخت و تاز قرار دادند. فقيهان اماميه به منظور مقابله با تجاوز بيگانه به سرزمين اسلامي ايران اقدامات فراواني انجام دادند. از تحريم کالاهاي بيگانگان و حمايت از کالاهاي ايراني، درخواست اکيد از اولياي امور ايران مبني بر تشکيل ارتش ملي، دعوت مردم به اتحاد واتفاق، نهي اولياي امور از اختلاف و رقابت در قدرت، دعوت از ايلات و عشاير براي دفاع از کشور، و.... به عنوان نمونه آخوند ملا محمد کاظم خراساني از علماي طراز اول حوزه علميه نجف اشرف در روزهاي آخر ماه شوال 1328ق، با ارسال تلگراف‌هايي به علماي ديگر مانند شيخ محمد تقي شيرازي و سيد اسماعيل صدر اعلام کرد که «خطر ايران شديد، وقت مضيق، بيضه اسلام در شُرُف ذِهاب، مسامحه موجب حسرت و ندامت» و خواستار اعلام نظر آنان شد. به فاصله چند روز، در تاريخ اول ذيحجه 1328ق، بيانيه‌اي از طرف علماي نجف اشرف، آخوند خراساني، شيخ عبدالله مازندراني، شيخ الشريعه اصفهاني، علماي کربلاي معلّي، سيد اسماعيل صدر، حاج آقا نورالله اصفهاني، شيخ حسين مازندراني و شيخ العراقين؛ و علماي سامرّاء، ميرزا محمد تقي شيرازي صادر شد. در اين اعلاميه اختلاف مسلمانان را موجب ضعف و سستي آنان و سلطه بيگانگان بر ممالک اسلامي دانسته، از اتفاق کلمه علماي شيعه و سنّي در دفاع از استقلال دو دولت ايران و عثماني خبر دادند.اينک متن بيانيه: «بسم‌الله الرحمن الرحيم و الصّلاه و السلام علي محمد خاتم النّبيين و صحبه المُنتَجبين.»از آنجايي که مشاهده نموديم که اختلاف فرقه‌هاي پنجگانه اسلاميه در غير آنچه تعلّق به اصول ديانت دارد و شقاق در مابين طبقات مسلمين، عمده سبب تنزّل و ضعف دوَل اسلاميه و مسلط شدن اجانب بر ممالک بزرگ آنها گرديده، پس به جهت محافظت بر کلمه جامعه دينيه و مدافعه نمودن از شريعت شريفه محمديه(ص) متفق گرديده، آراء مجتهدين عظام از رؤساي شيعه جعفريه و علماي کرام اهل تسنّن از مقيمين دارالسلام بغداد بر وجوب چنگ زدن به رشته اسلام، چنانچه خداوند متعال در کتاب مجيد خود امر فرموده: و اعتصموا بحبل‌الله جميعا و لاتفرقوا، و وجوب اتحاد کافّه مسلمين در حفظ بيضه اسلام و نگاه داشتن ممالک اسلاميه عثماني و ايران از تشبّثات دول اجنبيه و هجوم آوران سلطنت‌هاي خارجه و متحد گرديدن رأي تمامي ماها بر محافظت حوزه اسلاميه که بذل تمام قوا و نفوذ خود را در آن بنماييم، و مضايقه نکنيم از هر اقدامي که مقتضاي مقام باشد، درحالتي که تمام اميدواري ما به کمال اتحاد بين دولتين علّيتين اسلاميتين، و رعايت هر کدام از حفظ استقلال دولت علّيه خود و حمايت حمايت کننده‌هاي مملکت خود و محافظت بر ثغور آن از مداخلات اجانب و اين که پيروي کنند آنچه را خداوند متعال در کتاب عزيز خود فرموده است: اشدّاء علي الکفّار رحماءُ بينهم.و يادآوري مي‌نماييم عامّه مسلمين را از عقد برادري و اخوّتي که خداوند متعال بين مؤمنين بسته است و اعلام مي‌نماييم آنها را به وجوب دوري و اجتناب از چيزهايي که باعث شقاق و نفاق مي‌شود و اين که بذل جُهد در حفظ نواميس است؛ و معاونت و همدستي به واسطخ حسن مواظبت بر اتفاق کلمه بنمايند تا آن که بيرق شريفه محمديه محفوظ مانده و مقامات دولتين علّيتين عثمانيه و ايرانيه محفوظ بماند. ادام‌الله شوکتهما بمحمد (ص) و آله و اصحابه خيرَ البريه.ــــــــــــــــ1. همان، صص279 و ‏280.2. همان، صص‏295 و 296.3. همان، صص‏298و 299.*انتظار مي‌رفت دنياي اسلام، به ويژه علماي اسلام در برابر تجاوز آشکار و خلافِ اصول اخلاقي، ديني، سياسي و حقوق بين‌الملل به يکي از کشورهاي اسلامي به صورت يکپارچه موضع بگيرد و به صريح‌ترين شکل آن را محکوم کند*فتواهاي علماي اماميه نشان مي‌دهد که در نگاه آنان، همه مسلمانان «اعضاي يک امت» و همه سرزمين‌هاي اسلامي، «اجزاء يک پيکر واحدند» که به هنگام هجوم کفار و مشرکان اختلافات را کنار گذاشته و در برابر دشمنان عنود اسلام و مسلمانان يد واحد مي‌شوند*يکي از جلوه‌هاي حضور فعال و دفاع علماي اماميه از سرزمين‌هاي اسلامي، فارغ از مذهب ساکنان آن، دفاع از سرزمين فلسطين است