موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13349
حیات سياسي استاد شهيد مطهريپيوند فکري و روحي-عاطفي استاد مطهري با امام ‌خميني سبب شد او در نهضت امام

حیات سياسي استاد شهيد مطهريپيوند فکري و روحي-عاطفي استاد مطهري با امام ‌خميني سبب شد او در نهضت امام ‌خميني فعال باشد و در سال 1342 دستگير و زنداني شود. او همچنين يکي از چهار نفري بود که امام ‌خميني آن‌ها را براي راهنمايي فکري و فقهي گروه‌های مبارز اسلامي معرفي کردند. در سال 1343 آيت‌الله مطهري در کنار آيات سيدمحمد حسيني بهشتي، محي‌الدين انواري و احمد مولايي، به نمايندگي ازسوي امام ‌خميني و براي این راهنمايي فکري و فقهي انتخاب شدند. مطهري در سال 1346 همراه با گروهي، حسينيه ارشاد تهران را بنيان نهادند. حسينيه ارشاد با هدف روشنگري نسل جوان درباره معارف اسلامي تأسيس و نخستين جلسه رسمي آن در آغاز سال 1346 برگزار شد. هر روز گويندگان بيشتري به جمع سخنرانان آن افزوده مي‌شدند و در اين ميان مي‌توان از دکتر علي شريعتي نام برد که استاد مطهري در واقع معرف و دعوت‌کننده او به حسينيه ارشاد بود. با ورود شريعتي به جمع انديشمندان حسينيه ارشاد، روند روشنگري در آن شکل فعال‌تري به خود گرفت و به‌تدريج بحث‌هاي حسينيه حساس‌تر شد. استاد مطهري از وي که از برخي سنت‌هاي جامعه شديداً انتقاد مي‌کرد، خواست در صحبت‌هاي خود متعادل‌تر عمل کند و دستاويز در اختيار مخالفان قرار ندهد. اختلاف شريعتي و مطهري براساس مباني و برداشت از اسلام بود. مطهري، شريعتي را يک جامعه‌شناس مي‌دانست نه اسلام‌شناس؛ ازسوي ديگر، سازمان اطلاعات و امنيت کشور (ساواک) عليه حسينيه، فعاليت و از اين اختلافات سوء استفاده مي‌کرد و آن را گسترش مي‌داد. سرانجام اختلاف با ناصر ميناچي يکي از اعضاي هيئت امنا، موجب جداشدن استاد مطهري از حسينيه ارشاد در سال 1349 شد. روزهاي فعاليت مطهري در اين حسينيه، سخت‌ترين دوران حيات سياسي و ديني او به‌شمار مي‌رود. در اسفند 1347، امام ‌خميني در پاسخ به نامه‌اي از استاد مطهري، با آرزوي سلامت و توفيق او در خدمت به اسلام، از وي خواست با زبان شيرين خود به نجات جوانان از تباهي و گمراهي همت کند. ايشان در اين نامه ضمن تأييد آثار فرستاده‌شده از مطهري، درباره اعتماد کامل به او و بي‌تأثيربودن نقل‌قول‌هاي احتمالي، به او اطمينان داد.يکي از اقدامات آيت‌الله مطهري در سال 1348، انتشار اعلاميه به همراه آيات سيدمحمدحسين طباطبايي و سيدابوالفضل زنجاني، براي آوارگان فلسطين و جمع‌آوري کمک مالي براي آنان بود. او در تماس‌هاي خود با مراجع تقليد مشهد و قم، آنان را به اقدامات مؤثر در اين زمينه ترغيب مي‌کرد. وي همچنين در سال‌هاي 1351–1353 در مساجد ارک و جاويد تهران سخنراني مي‌کرد و از آنجاکه چاپ و انتشار سخنراني‌هاي او در جامعه موج ايجاد مي‌کرد، در سال 1354 ازسوي رژيم پهلوي از سخنراني و منبر ممنوع شد. وي در سال 1355 و در پي درگيري با يک استاد کمونيست دانشکده الهيات، زودتر از موعد، خود را بازنشسته کرد و در اين سال موفق شد به نجف اشرف مسافرت کند و در ديدار با امام ‌خميني درباره مسائل مهم نهضت و حوزه‌هاي علميه با ايشان مشورت کند. استاد مطهري در سال‌هاي پاياني دهه پنجاه بر آن شد به صورت مرتب به قم سفر کند و با شروع بحث‌هاي پرمحتوا براي طلاب درس‌خوانده‌تر و فاضل‌تر، حرکتي را در راه غناي فکري حوزه دنبال کند. وي بدين هدف در سال‌هاي 55 و 56 هر هفته به قم مي‌رفت و در دو جلسه جداگانه به تدريس فلسفه و معارف قرآن مي‌پرداخت.پس از درگذشت مشکوک آيت‌الله سيدمصطفي خميني در اول آبان 1356 و آغاز دوره جديد نهضت اسلامي، مطهري به‌طور تمام‌وقت در خدمت نهضت قرار گرفت. وي در تدارک برگزاري مجلس ترحيم در مسجد ارک تهران که با حضور روحانيان مبارز، دانشگاهيان و روشنفکران برجسته مسلمان برگزار شد، نقش اساسي داشت.سال‌ها اُنس با امام ‌خميني از استاد مطهري مريدي ساخته بود که از اعماق وجود به ايشان ارادت مي‌ورزيد. وي امام ‌خميني را حسنه‌اي از جانب خدا مي‌دانست و بيش از همه شخصيت، عظمت روحي و قابليت فوق‌العاده ايشان را درک کرده بود. او امام ‌خميني را روح قدسي الهي، جان جانان، قهرمان قهرمانان و نور چشم و عزيز و روح ملت ايران ناميد و تأکيد کرد شخصيت گم‌شده خود را در ايشان يافته است. همچنين در وصف درس اخلاق امام ‌خميني، اين درس را درس معارف و سير و سلوک شمرد که او را سرمست مي‌کرده است به گونه‌اي که تا جلسه بعدي درس، شديداً تحت‌تأثير آن درس اخلاق بوده است. وي تأکيد کرد بخش مهمي از شخصيتش در دوازده سال حضورش در درس‌هاي امام ‌خميني شکل گرفته است. وي از روح گرم، عزم آهنين، استقامت، شجاعت، روشن‌بيني و چشمه جوشان امام ‌خميني ستايش کرد.امام ‌خميني نيز علاقه ويژه و اعتماد فوق‌العاده‌اي به مطهري داشت. ايشان به هنگام ديدار استاد مطهري در کربلا که به همراه همسرش به اين سفر رفته بود، از ديدن وي به‌شدت خوشحال شد و در ادامه سفر او به نجف اشرف، در بيت خود براي مطهري محفل ديد و بازديد برگزار کرد و با تعطيل کردن برنامه معمول خود، در ساعات حضور مطهري، در کنار وي نشست و مانند دو انسان شيفته، با هم برخوردي صميمانه داشتند. استاد مطهري در اواخر سال 1356 از تهران نامه‌اي به امام ‌خميني در نجف نوشت و در آن به برخي از مهم‌ترين مسائل نهضت اشاره کرد. او در اين نامه با آرزوي سلامتي براي امام ‌خميني، مهم‌ترين مسائل نهضت و ضرورت توجه به آن را بر شمرد.امام ‌خميني نيز در پاسخ به نامه مطهري، با ابراز نگراني از دور بودن امثال مطهري از حوزه علميه، حوزه را از درون آسيب‌پذيرتر دانست و از وي خواست با انتخاب افراد شايسته براي حضور و نظارت بر امور حوزه اقدام کند. ايشان همچنين با يادآوري تذکر خود به اتحاديه انجمن‌هاي اسلامي اروپا، ابراز اميدواري کرد به همت اشخاصي چون استاد مطهري، عملاً از انحرافات جلوگيري شود و اختلافات و تفرقه‌ها کاهش يابد.در مهر 1357 پس از هجرت امام ‌خميني به فرانسه، استاد مطهري براي ديدار با ايشان به پاريس رفت او پس از بازگشت از پاريس، در تشريح روحيات امام ‌خميني، به وجود چهار مرحله از ايمان در ايشان تصريح کرد. ايمان به هدف، ايمان به راهي که انتخاب کرده، ايمان به مردم براساس شناخت و بالاخره ايمان به ياري دست خدا در حوادث انقلاب.پس از سفر استاد مطهري و چند نفر ديگر از سران انقلاب به پاريس و هم‌فکري با آنان، امام ‌خميني گروهي پنج‌نفره از روحانيون را مأمور شناسايي افراد مورد اعتماد براي تشکيل شوراي انقلاب کرد و استاد مطهري به عنوان نماينده ايشان در گروه پنج نفره، مسئول دعوت و گزينش اعضاي شورا شد. با تشکیل شورا، رياست آن را برعهده گرفت و وي تصميمات اين شورا را بي‌درنگ با امام ‌خميني در ميان مي‌گذاشت و پس از کسب تکليف از ايشان، به مرحله اجرا درمي‌آورد.امام ‌خميني در برخي تصميم‌گيري‌هاي مربوط به انقلاب با استاد مطهري مشورت و آنچه را لازم بود، از طريق وي به مبارزان اعلام مي‌کرد. استاد مطهري در 29/10/1357 از تصميم امام ‌خميني براي بازگشت به ايران باخبر شد. او که رياست کميته استقبال از امام ‌خميني را بر عهده داشت. نخستين کسي بود که در مدرسه رفاه، محل استقرار اين کميته سخنراني کرد. پس از بسته‌شدن فرودگاه و ممانعت دولت شاپور بختيار از ورود امام ‌خميني به کشور، علما، روحانيون و مدرسان حوزه‌ها در مسجد دانشگاه تهران تحصن کردند. در اين تحصن، استاد مطهري به نمايندگي از علما اعلام کرد آنان تا وقتي که امام ‌خميني وارد ايران نشود، به تحصن خود ادامه مي‌دهند.پس از بازگشت امام ‌خميني به ايران شهيد مطهري به‌رغم مشغله زياد، با گروه سرپرستي اداره بيت امام ‌خميني، که در آن شرايط اهميت ويژه‌اي داشت نيز همکاري مي‌کرد. او همچنين با سخنراني‌ها و مصاحبه‌هاي تلويزيوني پس از پيروزي، تلاش کرد نظام جمهوري اسلامي مورد نظر امام ‌خميني را به مردم معرفي کند و به ابهامات مطرح‌شده ازسوي گروه‌ها و روشنفکران پاسخ بگويد.استاد مطهري که از پيش از پيروزي انقلاب، در برابر نشر افکار انحرافي در جامعه اسلامي به‌ويژه تفسيرهاي مادي که گروه فرقان از دين داشتند، حساس بود، در مقدمه چاپ هشتم کتاب علل گرايش به مادي‌گري با عنوان «ماترياليسم در ايران» بحثي روشنگرانه دراين‌باره نوشت. اين مقاله با هدف افشاي نقشه‌هاي جديد ماترياليست‌ها در ايران نوشته شد و در آن توطئه ماترياليست‌خواندن برخي عرفاي تاريخ اسلام و از آن مهم‌تر ارائه تفسيري مادي از قرآن به قلم برخي گروه‌ها و افراد چپ يا چپ‌زده خصوصاً گروه فرقان آشکار و خنثي شد. وي که آثار گروه فرقان را با دقت کامل مطالعه مي‌کرد، در پاسخ به دوستان خود که مي‌گفتند چرا وقت خود را صرف تفسير اکبر گودرزي (رئيس گروه فرقان) مي‌کند، انديشه‌ها و تأثيري که روي جوان‌ها مي‌گذارند را مهم دانست نه اشخاص را. او به دليل ايجاد شبهه اين نوشته‌ها در ذهن جوانان، خود را موظف به پاسخگويي مي‌دانست و سرانجام نیز به دست همین گروه در ۱۲ اردیبهشت 1358 به شهادت رسید.