تحولات تاريخ کتابت متن قرآن کريممروري بر ويژگيهاي "مصحف مشهد رضوي"4واقف و وقفنامه مصحف مشهد رضويمص
تحولات تاريخ کتابت متن قرآن کريممروري بر ويژگيهاي "مصحف مشهد رضوي"4واقف و وقفنامه مصحف مشهد رضويمصحف مشهد رضوي در اواخر قرن پنجم هجري بر حرم امام رضا عليهالسلام وقف شده و از آن زمان تاکنون در حرم رضوي قرار داشته است. مالک نسخه در آن زمان فردي به نام علي بن ابيالقاسم المقرئ السروي بوده است. در آغاز نسخه شماره 18 (برگه A1a)، وقفنامهاي به امضاي مالک نسخه، علي بن ابيالقاسم المقرئ السروي، چنين آمده است. هذا المصحفو هو بخط اميرالمؤمنينعلي بن ابيطالب عليه السلموقف علي مشهد السيد الامام السعيدالشهيد ابيالحسن علي بن موسي الرضا رحمةالله عليهالموضوع بالطوس وقفه مالکهعلي بن ابيالقسم المقري السروي تقرباً الي الله عزوجلو طلباً لمرضاته بلغ الله آمالهوکتبه... الوراق الطبريبا آنکه منابع کهن اطلاعات روشني از هويت واقف نسخه به دست نميدهند، اما حدس ميزنيم وي بايد ابوالحسن علي بن ابيالقاسم بن الحسين المقري، يکي از مُقريان اهل طبرستان و احتمالاً ساکن خراسان بوده باشد. نام وي در برخي اسنادهاي حديثي اهل سنت ذکر شده که نشان ميدهد وي از مشايخ سَمعاني (م. 562 ق) بوده است. أبو بكر أحمد بن الحسين السروى المقرى نيز که نامش در تاريخ نيشابور حاکم نيشابوري آمده، احتمالاً از همين خانواده بوده که در حدود 150 سال پيش از ابوالحسن، در نيشابور زندگي کرده است.دستخطدستخط اين وقفنامه آغازين، کوفي جديد (NS) يا کوفي مشرقي است. فردي ديگر به نام «الوراق الطبري» با جوهري مشابه و خط ريزتر ــ نسخ قديم لابلاي سطور اين وقفنامه، کلمات متن را مجدداً کتابت کرده است. به احتمال قويتر ورّاق طبري درواقع کاتب وقفنامه به خط کوفي مشرقي، و همزمان تجديدکننده عبارات آن با خط نسخ کهن است.اثري از نام اين واقف و وقفنامه وي بر روي پاره ديگر اين مصحف (نسخه شماره 4116) وجود ندارد، اما در انتهاي نسخه شماره 18 (برگ A120a)، همين وقفنامه با دستخط نسخي کهن و نازيبا تکرار شده که احتمالاً خطِ خود واقف است. بخشي از اين عبارات به زبان فارسي و با گويش طبري نوشته شده که با توجه به تاريخ کهن آن در اواخر قرن پنجم هجري، از کهنترين نمونههاي دستنويس فارسي طبري باشد. وقف مويد [کذا، الصحيح: مؤبد] اليالله عزّ وجلّ بمشهد السيد الامام علي بن [موسي الرضا]وقفه وملکه علي بن ابي القسم بن الحسن المقري السرو[ي]خداي تعالي آن را بيامَرزا کِـ منع نَکنَد اين جامع وا نِمايد...کِـ خواهد دُرغُوش اُ توانکر وي [= بي] طَمِعي اگرها دِهد وخذ[اي]...اُ لعنت ور ان با کِـ اين جامع اج [= از] يکديگر وا جدا کند هَـ ...وا [= با] يکديگر دارند جُداي نکنند...