بسمالله الرحمن الرحيم
به موازات مشوقهاي اقتصادي و سياسي که در طرح پيشنهادي ايران براي رسيدن به توافق با آمريکا مطرح است، دولت بايد به مشوقهاي داخلي هم فکر کند و به اين واقعيت توجه داشته باشد که مشوقهاي داخلي بايد در اولويت باشند.
چارچوب ديپلماسي، بايد گسترده و جادار باشد بقدري که همه چيز حتي روابط تجاري، تعامل اقتصادي و رفت و آمدهاي سياسي را هم بتواند در خود جاي بدهد. به همين دليل، ارائه طرح پيشنهادي گروه ديپلماسي کشورمان در مذاکره با آمريکا که حاوي مشوقهاي اقتصادي هم هست و به شرکتهاي آمريکائي اجازه انجام فعاليتهاي تجاري با ايران ميدهد، اقدامي معقول و منطقي است. اين کاملاً درست است که ايران در طول تاريخ نشان داده کشوري مقاوم در برابر مهاجمان خارجي است و هرگز تسليم زورگوئيها و قلدريها نميشود، ولي قطعاً تدبير براي جلوگيري از جنگ بايد در اولويت باشد زيرا جنگ شر مطلق است و اجتناب از آن ضرورت دارد. اهميت ديپلماسي در همين نقطه خود را نشان ميدهد بطوري که تا آنجا که براي پيشبرد ديپلماسي امکاني وجود دارد، نبايد به چيز ديگري نوبت برسد.
با اينحال، نبايد اين واقعيت را ناديده گرفت که ديپلماسي به پشتوانه نياز دارد. پشتوانه ديپلماسي در درجه اول مردمند و در درجه بعد قدرت دفاعي. وجود اين هر دو عامل قطعاً هم براي بازدارندگي و هم براي موفقيت ديپلماسي لازم است و هيچيک از آنها را نميتوان ناديده گرفت، اما در اينهم نبايد ترديد کرد که پشتوانه مردمي از قدرت دفاعي مهمتر و مؤثرتر است و بايد در اولويت قرار گيرد. اگر حکمرانان ميخواهند ديپلماسي موفقي داشته باشند بايد پشتوانه مردمي را بطور کامل در اختيار داشته باشند و در اين واقعيت ترديد نکنند که بدون پشتوانه مردمي قوي، ديپلماسي موفقي وجود نخواهد داشت.
نکته قابل توجه در مورد فعاليتهاي ديپلماسي به ويژه در تعامل با غرب اينست که طرف مقابل در مواردي ممکن است به تعهدات و توافقات پايبندي نشان ندهد و حتي در اثناي مذاکره به اقدام نظامي متوسل شود، واقعهاي که جنگ 12روزه نمونهاي از آن بود. آمريکا ما را سرگرم مذاکره کرد و برخلاف موازين اخلاقي و عرف بينالمللي با همدستي رژيم صهيونيستي به ايران حمله نظامي کرد. چنين اقدامي، در حين مذاکره و حتي بعد از امضاي توافق محتمل است و به همين جهت ما بايد همواره آمادگي لازم را در بخش پشتوانه مردمي داشته باشيم.
مردم ايران از رژيم صهيونيستي که در جنگ غزه اوج جنايتکاري را به نمايش گذاشت متنفرند. از آمريکا هم به خاطر خيانتهايش به ايران در يک قرن اخير تنفر شديد دارند و مهره دستآموز آمريکا و اسرائيل يعني خاندان پهلوي را نيز مرده متحرکي ميدانند که اصولاً قابليت احيا ندارد. اين واقعيت هم بر همگان روشن است که نظام جمهوري اسلامي چنان ريشهاي در ايران دارد که اين شياطين و شيطانتر از آنها نميتوانند آن را کنار بزنند. آنچه اين شياطين درنظر دارند اينست که به اين نظام و به ايران ضربه وارد کنند. شبکههاي ماهوارهاي فعال عليه نظام جمهوري اسلامي نيز ابزارهائي هستند در دست مشتي عناصر پولپرست که دنبال گذران زندگي آلوده خود هستند و ميدانند با تلاشهاي تبليغاتيشان کاري بيش از احساساتي کردن تعدادي سادهانديش نميتوانند انجام دهند.
اين مجموعه سياسي، تبليغاتي و نظامي در برابر پشتوانه مردمي نظام جمهوري اسلامي قطعاً شکست خواهند خورد به اين شرط که حکمرانان براي تقويت اين پشتوانه اقدامات عملي انجام دهند. حکمرانان بايد به موازات مشوقهائي که در ديپلماسي خارجي به کار ميگيرند، مشوقهاي داخلي هم داشته باشند و با اين مشوقها مشکلات مردم را برطرف نمايند و با تضمين پشتوانه مردمي نظام، مهاجان را در تمام مراحل نااميد کنند.