موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13311
حرکت‌هاي کوچک، اميدهاي بزرگ

 

قادر باستاني تبريزي

 

در سال‌هاي اخير، کشورمان با مجموعه‌اي از مشکلات پيچيده اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي مواجه بوده است، اما تهديد واقعي‌تر، شکل‌گيري این باور در ذهن بخش قابل توجهي از جامعه رسوب کرده که سيستم اراده‌اي براي تغيير ندارد. وقتي اين باور در سطح جمعي تثبيت شود، اميد به اصلاح از درون تحليل مي‌رود و بستر براي راديکاليسم، نااميدي و نگاه به بيرون فراهم مي‌شود. در چنين شرايطي، بازگرداندن اعتماد عمومي و ترميم سرمايه اجتماعي تنها با اقدامات ملموس و نشانه‌هاي عيني ممکن است اما حرکت‌هاي کوچک واقعي که اراده تغيير را به چشم جامعه نشان دهد، مي‌توانند چراغ اميدي براي روزهاي پيش رو روشن کنند.

در اين شرايط، سخنراني‌ها و وعده‌هاي تکراري ديگر کارساز نيستند. جامعه ديگر شنيدن را متوقف کرده و تنها به ديدن اعتماد دارد. مردم مي‌خواهند نشانه‌اي عيني از تغيير و انعطاف در سيستم ببينند، چيزي که نشان دهد اراده‌اي براي پاسخگويي به مطالبات آن‌ها وجود دارد. اينجاست که ضرورت تغييرات نمادين آشکار مي‌شود که حتي اگر کوچک باشد، پيام قدرتمندي مخابره مي‌کند: سيستم شنواست، انعطاف‌پذير است و حاضر است در برابر انتقادات و خواست‌هاي جامعه پاسخگو باشد.

تغيير نمادين مي‌تواند در قالب اصلاح يک رويه حساس، جابه‌جايي برخي چهره‌ها يا اتخاذ تصميمي ملموس در راستاي خواست عمومي بروز پيدا کند. چنين اقدامي پيام روشني به جامعه مي‌دهد که سيستم اصلاح‌پذير است. اين پيام، تبليغات منفي دشمن درباره غيرقابل تغيير بودن نظام حکمراني را خنثي مي‌کند و مي‌تواند يخ بي‌اعتمادي را تا حدي بشکند.

برخلاف اين تصور که هر نوع انعطاف را عقب‌نشيني مي‌داند، در شرايط کنوني انعطاف حکيمانه نشانه ضعف نيست، بلکه جلوه‌اي از اقتدار واقعي است که در آن سيستم مي‌تواند خود را با مطالبات جامعه و مقتضيات زمانه هماهنگ و قدرتش را از مسير تعامل و پاسخگويي بازتوليد کند.

در اين چارچوب، برکناري رئيس سازمان صدا وسيما و بازنگري جدي در مديريت رسانه ملي و تغيير رويکرد آن مي‌تواند يکي از روشن‌ترين و مؤثرترين نشانه‌هاي تغيير باشد. اصلاح ساختار و مديريت صداوسيما و فاصله گرفتن آن از رويکردهاي تنش‌زا، مي‌تواند پيامي ملموس به جامعه مخابره کند مبني بر اينکه اراده‌اي واقعي براي بازسازي رابطه با افکار عمومي وجود دارد. چنين اقدامي، بيش از هر سخنراني و وعده‌اي، قابليت آن را دارد که به عنوان نشانه‌اي عيني از آغاز تغيير تلقي شود.

زمان براي بازسازي اعتماد محدود است و جامعه تشنه مشاهده نشانه‌اي ملموس است که حکايت از دريافت پيام نارضايتي و احترام حکومت به مطالبات مردم داشته باشد. پيش از آنکه هزينه‌هاي اجتماعي و سياسي بيش از حد افزايش يابد، يک تغيير نمادين هوشمندانه مي‌تواند ابتکار عمل را در دست گيرد، يخ بي‌اعتمادي را بشکند و اميد را به جمعيت بازگرداند. اين اقدام، نقطه آغازي است براي بازسازي اعتماد و باز کردن مسير گفتگو ميان حکومت و جامعه.

اما شکل‌دهي به راه‌حل نيازمند تشخيص دقيق مسائل مشترک جامعه است. در کشوري متکثر با مطالبات گوناگون، نمي‌توان هر دغدغه‌اي را به عنوان خواست کل جامعه مطرح کرد و چنين رويکردي نه واقع‌بينانه است و نه کارآمد. با اين حال، دست‌کم دو مسئله وجود دارد که بيشترين وفاق را در ميان بخش‌هاي مختلف مردم به خود اختصاص مي‌دهد.

اول، اُفت محسوس ظرفيت نظام حکمراني و ناکارآمدي آن است، موضوعي که کمتر کسي درباره آن ترديد دارد. بحث درباره کارآمدي معمولاً سطحي و پراکنده است و راهکارهاي عملي و مشخص براي ارتقاي آن ارائه نشده است. در اين زمينه، يک اقدام نمادين مي‌تواند هم نقش پيام‌رسان اصلاح‌پذيري سيستم را ايفا کند و هم مسير عملي ارتقاي کارآمدي را روشن سازد. به عنوان مثال، اعلام شود که يک «کميته مستقل ارتقاي کارآمدي» متشکل از نخبگان و کارشناسان دولتي و غيردولتي براي بررسي و پيشنهاد اصلاحات ساختاري در نهادهاي اجرايي تشکيل شده است و برنامه‌هاي آن به صورت شفاف و مرحله‌اي به اطلاع عموم خواهد رسيد. چنين اقدامي، هم اعتماد عمومي را تقويت مي‌کند و هم نشان مي‌دهد که اراده‌اي واقعي براي تغيير وجود دارد.

دوم، اختلال جدي در رابطه نظام سياسي با بخش‌هايي از جامعه و شکل‌گيري شکاف عميق است. بازسازي اعتماد از دست رفته کاري زمان‌بر است، اما در کوتاه‌مدت مي‌توان با اقدامات هوشمندانه و ملموس، اراده حرکت در مسير ترميم شکاف‌ها را نشان داد. شرط نخست در اين مسير، پذيرش واقعيت شکاف است. انکار آن تنها رنج جامعه را تشديد مي‌کند و فضاي بي‌اعتمادي را عميق‌تر مي‌سازد. گام بعدي، بازنگري در رويکرد رسانه‌اي رسمي است. رسانه‌هايي که خشم و نفرت توليد مي‌کنند بايد اصلاح شوند و در عين حال، کانال‌هاي رسمي و شفاف گفت‌وگو با بخش‌هاي مختلف جامعه فعال شود تا پيام تعامل و شنيدن به وضوح به جامعه منتقل گردد.

تجربه نشان مي‌دهد وقتي جامعه احساس کند درهاي تغيير بسته نيست، اميد به اصلاح از درون بازمي‌گردد و رفتارهاي تُند و راديکال کاهش مي‌يابد. يک تغيير نمادين، حتي اگر کوچک باشد، مي‌تواند اين چرخه را آغاز کند، اعتماد جزئي به سيستم بازمي‌گردد و فضاي گفتگو و تنفس اجتماعي شکل مي‌گيرد. اين دقيقاً همان چيزي است که امروز کشور به آن نياز دارد.

با اين حال، بازسازي اعتماد و تقويت سرمايه اجتماعي تنها با اقدامات نمادين محدود نمي‌ماند و راه‌حل‌هاي واقعي بايد در سطح ساختاري و نهادي نيز پيگيري شوند. اصلاح ساختارهاي ناکارآمد، افزايش شفافيت، پاسخگويي فعال و مشارکت مردم در تصميم‌گيري، ستون‌هاي اصلي بازسازي سرمايه اجتماعي هستند.