موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13305
يک روزنامه اسپانيايي: گوي تخريب نظم جهاني ممهور به مهر اسرائيل استيک رسانه اسپانيايي با تأکيد بر نقش

يک روزنامه اسپانيايي: گوي تخريب نظم جهاني ممهور به مهر اسرائيل استيک رسانه اسپانيايي با تأکيد بر نقش رژيم صهيونيستي در معماري سياست خارجي دولت آمريکا عنوان کرد: «گوي آهنيني که نظم بين‌المللي چندجانبه را نابود مي‌کند، در خاورميانه و مدت‌ها قبل از ترامپ به کار افتاده است و شخص رئيس‌جمهوري آمريکا نيز پيش از آنکه اروپايي‌ها را بر سر الحاق گرينلند به چالش بکشد، آنها را همچون سازمان ملل از خاورميانه اخراج کرد».روزنامه ال پائيس اسپانيا (EL PAÍS) در يادداشتي با عنوان «گوي تخريب، ممهور به مهر اسرائيل است آورده است: بولدوزر و گوي تخريب، در کنار بمب و ديناميت، ابزارهاي نظامي ضروري هستند. سال‌هاست که از آنها براي مجازات خانواده‌هاي فلسطيني استفاده مي‌شود. اين روش که در مقياس کوچکي در کرانه باختري استفاده مي‌شود، از 7 اکتبر 2023 (1402ش) به کل نوار غزه و همچنين به عنوان يک سيستم انتقام سودآور، گسترش يافته است؛ چرا که تخريب معمولا با اشغال همه يا بخشي از سرزمين ويران‌شده دنبال مي‌شود.جاي تعجب نيست که چنين ابزارهاي تسليحاتي الهام‌بخش نويسندگان گزارش «درحال نابودي» (Under Destruction)گزارش کنفرانس امنيتي مونيخ درباره تغييرات سياست خارجي آمريکا، به‌ويژه در قبال اروپا شده باشد. در اين گزارش، توبياس بونده و سوفي آيزنتروت، کارشناسان علوم سياسي که احتمالا مجذوب ايده تخريب بال شرقي کاخ سفيد براي ساخت يک سالن رقص عظيم و خيالي شده‌اند، از همين تصوير به‌عنوان استعاره‌ استفاده ‌کرده باشند؛ استعاره‌اي براي توصيف حمله ترامپ به «نظام هنجارهاي بين‌المللي، بي‌اعتنايي به رويه‌هاي قانوني و تلقي رياست‌جمهوري به‌عنوان دارايي شخصي».غزه در ذهن هيچ يک از اين متخصصان علوم سياسي نبود، هرچند مکان‌هاي کمي با اين دقت، تخريب نظم بين‌المللي را با استفاده از بولدوزرها و توپ‌هاي تخريب براي تبديل يک منطقه شهري وسيع و از قبل بمباران شده به يک بيابان به تصوير مي‌کشند. در غزه، کار تقريبا تمام شده است، 90 درصد ساختمان‌ها ويران شده، زمين‌هاي کشاورزي نابود شده، 60 درصد زيرساخت‌هاي ارتباطي، بهداشتي، آب و برق غيرقابل استفاده و 50 ميليون تن آوار انباشته شده است. در اين فرآيند، 10 درصد از جمعيت از بين رفته‌اند، بين 250 هزار نفر فرار کرده‌اند و حدود 71 هزار نفر جان باخته‌اند.طرح صلح همچنين بخشي از برچيدن نظم بين‌المللي است. هيچ مشارکت يا نمايندگي از فلسطيني‌ها در مذاکرات آن وجود نداشته و در نهادهاي سياسي که براي اجراي آن در نظر گرفته شده‌اند نيز وجود نخواهد داشت. همچنين هيچ فوريتي براي افزايش کمک‌هاي بشردوستانه يا رسيدگي کافي به جمعيت خسته‌ و درمانده‌اي که در باران و سرما چادر زده‌اند، وجود ندارد؛ و اين در تضاد کامل با نمايش پر زرق و برق پروژه‌هاي توسعه شهري است که به سوءظن‌ها در مورد آوارگي گسترده دامن مي‌زند. حتي آتش‌بس نيز به طور کامل اجرا نشده و به جريان مداوم مرگ و ويراني به دست ارتش اسرائيل منجر شده است. 600 کشته و يکهزار و 500 زخمي از زمان اعلام آتش‌بس، نمونه‌اي از يک درگيري با شدت پايين است.در ادامه اين گزارش آمده است: دونالد ترامپ رئيس‌جمهوري آمريکا پيش از آنکه اروپايي‌ها را با جاه‌طلبي‌هايش در مورد الحاق گرينلند به چالش بکشد، آنها را از خاورميانه اخراج کرده بود، چنان که سازمان ملل را بيرون رانده بود. اروپايي‌ها بخشي از توافق هسته‌اي ايران در سال 2015 بودند و نقش مهمي در توافق اسلو ايفا کردند، توافقي که بنيامين نتانياهو نخست‌وزير رژيم صهيونيستي همه آن را نابود کرده است؛ به ويژه با تصميمات در مورد الحاق کرانه باختري و امتناع راديکال حتي کوچکترين اشاره‌اي به تشکيل کشور فلسطين. با اين حال، هيچ کس با شوراي صلح ترامپ در شوراي امنيت مخالفت نکرد. اين شورا هر پنج راي اروپايي را داشت. حتي الجزاير نيز به نفع آن راي داد. روسيه و چين راي ممتنع دادند و حق وتو خود را براي اوکراين درحال حاضر و شايد براي تايوان در آينده محفوظ نگه داشتند.ترامپ به عنوان پاداش، آزادي‌هاي خاصي را به خود اختصاص داده است، مانند به عهده گرفتن رياست جمهوري، درخواست هزينه 1 ميليارد دلاري براي هر کسي که مايل به شرکت در طرح صلح باشد؛ و نمايش مهارت‌هاي صلح‌جويي خود به جهان زيرا قصد دارد جايگزين سازمان ملل شود و منابع آن را جذب کند.به نوشته ال پائيس، تخريب توسط گوي آهنيني که نظم بين‌المللي چندجانبه را نابود مي‌کند، در واقع در خاورميانه، مدت‌ها قبل از ترامپ، با حمله به عراق در سال 2003 و جنگ جهاني جورج دبليو بوش (رئيس‌جمهوري پيشين آمريکا) عليه تروريسم آغاز شد.اروپايي‌ها نيز مانند سازمان ملل و سازمان‌هاي بشردوستانه، ديگر هيچ نقشي در منطقه ندارند. جاي تعجب نيست که موضوع خاورميانه در کنفرانس مونيخ توجه کمي را به خود جلب کرد. گزارش سالانه آن حتي به بازسازي نوار غزه، اشغال فزاينده کرانه باختري، برچيدن توافق اسلو يا خطر جنگ منطقه‌اي اشاره‌اي نمي‌کند.