بسمالله الرحمن الرحيم
تلاش براي جلوگيري از وقوع جنگ از طريق ديپلماسي، کاملاً مقبول، منطقي و لازم است. با اينحال نبايد به ديپلماسي اکتفا کرد و از ساير امور که براي حفاظت از کشور، ملت و منافع ملي ضرورت دارند غافل شد زيرا تجربه نشان داده است طرف مقابل اولاً اهل خدعه است و ثانياً به چيزي کمتر از تأمين خواستههاي خود آنهم بطور کامل قانع نيست. بنابراين، مسئولان کشورمان بايد علاوه بر ادامه تلاشهاي همهجانبه ديپلماسي، اقدامات ديگري را نيز در دستور کار داشته باشند که براي حفاظت کشور از تعرض دشمن لازم و ضروري هستند.
در رأس اقدامات ضروري همزمان با تلاشهاي ديپلماسي، تقويت هرچه بيشتر رابطه مسئولين با مردم و بالا بردن قدرت دفاعي کشور قرار دارند. هرچند اين هر دو اقدام، بسيار ضروري و اجتنابناپذيرند ولي تقويت رابطه مسئولين با مردم در اولويت قرار دارد. رابطه صميمي حکمرانان با مردم و اعتماد مردم به آنان، محکمترين سد در برابر دشمن است که هيچ قدرتي نميتواند بر آن فائق آيد. اگر مسئولين از پشتوانه مردمي قوي برخوردار باشند، هيچ بيگانهاي براي تهاجم به کشور به هوس نميافتد و اگر بيعقلي کند و مرتکب تجاوز شود، با شکست مواجه خواهد شد. تجربه تاريخي تمام ملتها در تمام دورانها نشان ميدهد هرجا بيگانگان توانستند به کشوري نفوذ کنند مردم آن کشور انگيزهاي براي مقاومت در برابر مهاجمان نداشتند و هر وقت مردم يک کشور مورد تجاوز داراي انگيزه مقاومت بودند هيچ متجاوزي حتي اگر در اوج قدرت نظامي هم قرار داشت نتوانست به هدف خود برسد. اين واقعيت را ملت ايران در جنگ تحميلي 8 ساله به روشني نشان داد. در آن جنگ هرچند مباشر تهاجم، صدام و رژيم بعث عراق بودند ولي تمام قدرتهاي غربي و شرقي آن روز حامي صدام بودند و به او تجهيزات نظامي، اطلاعات و مشورتهاي جنگي ميدادند و اکثر دولتهاي عرب هم با دلارهاي نفتي و حتي نيروهاي نظامي و در اختيار گذاشتن امکانات لجستیکي با رژيم بعث عراق همراهي ميکردند. ايران در آن زمان تنها بود و امکانات نظامي چنداني هم نداشت ولي چون مردم يکپارچه در صحنه بودند و دفاع مقدس را خود مردم اداره ميکردند، آن جنگ با شکست مهاجمان و پيروزي ملت ايران به پايان رسيد. حکمرانان بايد امروز بيشترين تلاش را براي تقويت پشتوانه مردمي به عمل آورند.
تکيه بر ضرورت توجه به پشتوانه مردمي نبايد موجب غفلت از تقويت هرچه بيشتر قدرت دفاعي کشور شود. يادمان باشد که در جنگ تحميلي 12روزه که صهيونيستهاي خونخوار بيرحمانه مردم ما را آماج حملات قرار داده بودند و خانهها را بر سرشان خراب ميکردند، اين قدرت دفاعي موشکي کشورمان بود که آنها را وادار به عقبنشيني و درخواست آتشبس کرد و آمريکا و رژيم صهيونيستي بدون آنکه به اهداف شومشان برسند مجبور شدند به تهاجم ناجوانمردانهشان خاتمه دهند. اين تجربه بسيار مهم نشان ميدهد ما بايد براي بالا بردن هرچه بيشتر قدرت دفاعي کشور تلاش کنيم و در اين زمينه به آنچه داريم قانع نباشيم.
اينکه اين روزها دشمنان ايران براي محروم ساختن ايران از دو عامل بسيار مهم پشتوانه مردمي و قدرت دفاعي تلاش زيادي ميکنند، دقيقاً به اين دليل است که ميدانند با وجود اين دو عامل، کمترين شانسي براي تحقق اهداف شومشان در اين کشور نخواهند داشت. آنها از يکطرف با حجم فوقالعاده تبليغات و به راه انداختن جنگ رواني درصدد بيتفاوت ساختن مردم نسبت به منافع ملي و کشور هستند و از طرف ديگر محروم کردن ايران از موشکهاي بردبلند را در دستور کار خود قرار دادهاند. اينها همان دو عامل مهمي هستند که در جنگ تحميلي 12روزه، رژيم صهيونيستي و آمريکا را ناکام کردند و حکمرانان ما بايد با اين تجربه روشن که در اختيار دارند، همزمان با فعاليتهاي ديپلماسي تمام تلاششان را براي تقويت اين دو عامل بکار بگيرند.
سخن از انعقاد پيمان عدم تعرض متقابل گفتن خوبست ولي نبايد از مقومهاي مهم آن غفلت شود. پشتوانه مردمي و قدرت دفاعي، مقومهاي ديپلماسي هستند.