قادر باستاني تبريزي
انتشار يادداشت «سخني در باب وحدت عقلاني قدرت» در شماره ديروز، بار ديگر نشان داد که چگونه يک بحث تحليلي درباره انسجام و کارآمدي ساختار دفاعي کشور ميتواند در فضاي ملتهب رسانهاي، بهويژه ازسوي رسانههاي معاند خارج از کشور، دچار تحريف هدفمند شود. اين رسانهها کوشيدند تأکيد بر وحدت، شفافيت مأموريتها و تقويت عقلاني نيروهاي مسلح را به پروژهاي ساختگي با عنوان «انحلال سپاه» فروبکاهند؛ برداشتي که نهتنها نسبتي با متن يادداشت ندارد، بلکه دقيقاً در نقطه مقابل نيت آن قرار ميگيرد و عملاً تلاشي است براي جايگزينکردن منطق انسجام با دوگانهسازي و تفرقه.
آن يادداشت نه در پي نفي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي بود و نه کماهميت جلوهدادن نقش تاريخي و تعيينکننده اين نهاد سرافراز در صيانت از امنيت ملي کشور. واقعيت آن است که سپاه، بهويژه در مقاطع حساسي چون مقابله با تروريسم تکفيري و داعش، نقشي ايفا کرد که اگر بهموقع و مؤثر انجام نميشد، امروز نهتنها امنيت ايران، بلکه ثبات و امنيت کل منطقه با تهديدي جدي و مستقيم مواجه بود. از همين منظر، تصميم اتحاديه اروپا براي تروريستي اعلام کردن سپاه ـ صرفنظر از انگيزههاي شوم سياسي و فشارهاي بينالمللي مؤثر در آن ـ بيش از هر چيز، نشانهاي از بياعتنايي و ناسپاسي نسبت به واقعيتي است که حتي خود غرب نيز در مقاطع مختلف، ناگزير به اذعان ضمني به آن بوده است.
آنچه در يادداشت ديروز بر آن تأکيد شد، نه حذف يا تضعيف هيچ نهادي، بلکه تقويت همه نهادهاي کشور از مسير انسجام، شفافيت مأموريتها و بازگشت به نقشهاي قانوني و تعريفشده بود. استدلال اصلي اين بود که قدرت ملي، زماني به بيشترين سطح کارايي و اثرگذاري ميرسد که تکثر نهادي به تداخل نقشها، موازيکاري و هزينهسازيهاي غيرضرور نيانجامد. اين نگاه، نه نظري و انتزاعي، بلکه برآمده از تجربههاي عيني و موفق جمهوري اسلامي در دهههاي گذشته است؛ از ادغام نهادهاي موازي در حوزههاي اجرايي و صنعتي گرفته تا شکلگيري نيروي انتظامي بهعنوان نهادي واحد، منسجم و پاسخگو. در هيچيک از اين اصلاحات ساختاري، هدف تضعيف نبوده است، بلکه همواره تقويت نظام حکمراني از مسير عقلانيت نهادي و افزايش کارآمدي در دستور کار قرار داشته است.
متأسفانه در کنار فضاسازي هدفمند رسانههاي معاند، بخشي از واکنشها در داخل کشور نيز از سوءبرداشت و شتابزدگي خالي نبود. برخي رسانهها و فعالان داخلي، پيش از آنکه متن يادداشت را با دقت بخوانند و آن را در چارچوب کلي بحث ارزيابي کنند، به سرعت به تخريب، برچسبزني و نفي اصل نقد روي آوردند گويي طرح پرسش و نقد دلسوزانه، امري ناروا يا تهديدآميز تلقي ميشود. اين شيوه مواجهه، نه به سود سپاه پاسداران است و نه در خدمت منافع کلان نظام اسلامي. نقد مسئولانه و گفتوگوي درونسيستمي، اگر با حُسننيت، دقت و درک درست از شرايط همراه باشد، ميتواند به اصلاح، ترميم و تقويت ساختارها بينجامد، اما واکنشهاي هيجاني و تقليلگرايانه، ناخواسته همان مسيري را هموار ميکند که رسانههاي معاند دنبال ميکنند و آن تبديل يک بحث ملي و راهبردي به دوگانهسازيهاي کاذب و فرساينده است.
جمهوري اسلامي ايران، امروز در يکي از حساسترين و پيچيدهترين مقاطع تاریخ خود قرار دارد، مقطعي که فشارهاي خارجي، تهديدات امنيتي، جنگ ترکيبي و تنگناهاي اقتصادي، بهطور همزمان کشور را در معرض آزمونهايي سخت و چندلايه قرار دادهاند. در چنين شرايطي، هيچ نهادي را نميتوان فراتر از نقد دانست و هيچ نقدي را نيز نبايد معادل دشمني يا تضعيف تلقي کرد. اتفاقاً درست در همين بزنگاههاي تاريخي است که همه ارکان نظام، از جمله نيروهاي مسلح، بيش از هر زمان ديگر به خودانتقادي مسئولانه، بازبيني مستمر کارکردها و ارتقاي آمادگي در چارچوب قانون نياز دارند. چنين رويکردي نه نشانه ضعف، بلکه نشانه بلوغ، اعتمادبهنفس و پويايي يک نظام سياسي است که خود را قادر به اصلاح دروني ميداند.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، همانقدر که يکي از سرمايههاي راهبردي امنيت ملي کشور به شمار ميرود، از شفافيت مأموريتها و تمرکز بر نقشهاي قانوني و تعريفشده خود نيز بيشترين بهره را ميبرد. ارتش جمهوري اسلامي ايران نيز، با سابقه حرفهاي، ملي و منضبط خود، ستون اصلي دفاع سرزميني و نماد ثبات در ساختار دفاعي کشور است. تقابلسازي ميان اين دو نهاد، نه تنها خطايي تحليلي، بلکه ناخواسته خدمتي به راهبرد دشمناني است که همواره از هر نشانه شکاف در درون ساختار قدرت ملي استقبال ميکنند. سخن اصلي همان واقعيتي است که تجربه تاريخي جمهوري اسلامي بارها آن را تأييد کرده است؛ اقتدار پايدار زماني شکل ميگيرد که هر نهاد در جايگاه قانوني خود، با مأموريتي روشن و در کنار ساير نهادها عمل کند.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، همانقدر که چشم و چراغ ملت است، يکي از سرمايههاي راهبردي امنيت و اقتدار ملي نيز به شمار ميرود. وحدت عقلاني قدرت، نه به معناي حذف يا تضعيف هيچ نهادي و نه نفي کارنامه درخشان سپاه، بلکه به معناي تقويت کارآمدي نيروهاي مسلح، شفافتر شدن مأموريتها و تمرکز بر نقشهاي قانوني است. اقتدار پايدار کشور زماني محقق ميشود که هر نهاد در جايگاه قانوني خود، با مأموريتي روشن و در کنار ساير نهادها عمل کند.
در شرايط خاص امروز، مسير صيانت از نظام اسلامي، از انسجام، اصلاح دروني و تمرکز بر مأموريتها ميگذرد. به اين معنا، سپاه همچنان چشم و چراغ ملت و سرمايه اقتدار ملي باقي خواهد ماند و تنها از طريق وحدت، شفافيت و بازبيني مسئولانه ميتوان تضمين کرد که اين چراغ، روشن و استوار بر فراز امنيت و ثبات کشور بماند.