ويژه دهه فجر انقلاب اسلامي – 5
نظام وقتي جمهوري اسلامي است که عادل باشد
... ما تا حالا که اين جمهوري اسلامي را، همه شماها زحمت کشيديد و همه قشرهاي ملت متحد شدند با هم و خونها را دادند و زحمتها کشيدند و زجرها کشيدند و اين سد را شکستند و راي به جمهوري اسلامي هم دادند، اين براي اين نبود که فقط حريف را از ميدان در بکنند و خودشان به جاي او بنشينند، اين براي اين بود که يک رژيم فاسد را تبديل کنند به يک رژيم صحيح، رژيم عادل. که وقتي رژيم عادل تحقق پيدا کرد و احکام اسلام آن طوري که بايد تحقق پيدا کرد، آن وقت افراد اگر عمل کنند، راه صحيح واقعيت را پيدا ميکنند و رژيم هم اگر چنانچه اسلامي باشد و عمل، عمل اسلام باشد و همه نظام، نظام اسلامي باشد، يک نظام عادلانهاي که به هيچيک از افراد تعدي نشود، در هر ادارهاي برويد آنجا اسلام را ببينيد، در هر بنگاهي برويد آنجا هم ببينيد اسلام هست، اينکه حکومت ميکند اسلام حکومت بکند؛ غير اسلام در کار نباشد. ما تا حالا نرسيديم به اين، ما راي داديم به اينکه جمهوري اسلامي [باشد]. حالا هم رژيم ما جمهوري اسلامي است. اما اين طور نيست که تا ما راي داديم جمهوري اسلامي، يک جمهوري اسلامي شده باشد. فقط نظام الآن نظام جمهوري اسلامي [است]، و دنيا هم شناخته است ايران را به اينکه اينجا رژيمش جمهوري اسلامي است؛ اما اسلام که اين را نميخواسته که ما يک راي بدهيم و بگوييم جمهوري اسلامي، اسلام ميخواسته که در رژيمش اين طور باشد که هر جا پا بگذاري احکام اسلام باشد؛ غيرش نباشد. اگر ما با همه زحمتها، با همه خون دادنها، به اينجا رسيديم که جمهوري اسلامي و باز رهايش کنيم، تمام کارهايمان هدر رفته؛ يعني طاغوت فرق نميکند که محمد رضا باشد، يا من و شما، حيطه شعاع عمليات مختلف است؛ يک کسي طاغوت است در خانواده خودش، يک کسي طاغوت است در خودش و همسايههايش، يک کسي طاغوت است در محلهاش، يک کسي در شهر، يک کسي هم در يک استان؛ يک کسي هم در سطح کشور. در طاغوتي [بودن] فرقي نيست؛ در شعاع عمل فرق است. همين طاغوتي که در خانواده خودش طاغوت است اگر دستش برسد در محله هم طاغوت است. اگر دستش برسد، در همه سطح کشور طاغوت است. براي اينکه خودش وقتي طاغوت هست ديگر شعاع عمل کم و زيادش پيش او فرقي ندارد. دستش نميرسد، دستش برسد، همان کارهايي که محمد رضا ميکرد اين آدم هم همان کارها را ميکند، تا تربيت اسلامي و انساني و تحت تربيت انبيا کسي نباشد، دستش نميرسد، و الّا وقتي دستش برسد همه آن کارها را ميکند، حالا هم خيال ميکند نميکند. اين آدمي که در منزل خودش ظلم ميکند، در منزل خودش تعدّي بر اولادش، بر فرزندش، بر خادمش ميکند، اين اگر زيادتر بشود خدمهاش، زيادتر بشود اولادش، زيادتر بشود تابعش، همان قدر که آنها زيادتر ميشوند اين وسعت ظلمش زياد ميشود براي اينکه آدمِ ظالم است. ظالم اگر ده نفر تحت سيطرهاش باشند، ظلمش به اندازه ده نفر است. اگر سي و پنج ميليون جمعيت هم باشند، ظلمش به اندازه سي و پنج ميليون نفر است. آدم، همان آدم است، براي اينکه آدم نشده است؛ يک موجود طاغوتي شيطاني است. اين موجود طاغوتي شيطاني اگر تحت سيطره انبيا نرود، تحت تعليم و تربيت انبيا نرود، هيچ فرقي ما بين اين فرد با آن فردي که يک عالم را دارد ميچاپد در روحيات نيست، در عمل هست؛ از باب اينکه اين دستش نميرسد، او دستش ميرسد... بايد همه فکر اين معنا را بکنيم که رژيممان را رژيم اسلامي بکنيم. رژيم اسلامي به اين است که اين افرادي که در کار هستند، اين افرادي که در اين رژيم سر کار هستند، فرض کنيد که مشغول به خدمتگزاري هستند- کارمندهاي دولتي همهشان، هر کدام آنجا که کار ميکنند، کارشان کار اسلامي باشد. اين فکر نباشد که حالا که اين اداره آنجايش خراب است، خوب، بگذار اينجايش هم خراب باشد! حالا که آن آدم آنجا خلاف ميکند، خوب، بگذار اينجا هم خلاف بکند، همه مکلّفيم؛ همه ما. اگر همه عالم خلاف بکنند، يک آدمي که تربيتشده تحت مکتب انبياست او خلاف نميکند... همه ما الآن که اسم جمهوري اسلامي روي خودمان گذاشتيم و رژيم سابق را فرستاديم- بحمد الله- به خارج و دفنش کرديم، و ديگر هم زنده نخواهد شد انشاءالله، همه ما الآن مکلفيم که اين رژيمي که ادعا داريم که تحقق پيدا کرده، واقعيتش تحقق پيدا کند؛ از حدّ لفظ به حدّ معنا بيايد؛ از حدّ راي به حدّ خارج بيايد. شما که مامورين يک وزارتخانه هستيد يک طور بايد عمل بکنيد، آنها هم که در وزارتخانه ديگرند يک طور؛ همه بايد مامورين اسلامي باشيد. هر فرد بايد خودش را موظف بداند به اينکه اين کاري که الآن اين کار جزئي که پشت ميز نشسته به او محوّل است، اين کاري که به او محوّل است، روي عدالت عمل بکند؛ منتظر نشود که وزير، عادل بشود. وزير، عادل بشود يا عادل نباشد، شما بايد عادل باشيد. نخستوزير عادل باشد يا نه، براي خودش ضرر دارد و نفع دارد. آن حسابش علي حدّه هست. شما هم حسابتان علي حدّه است، پيش خدا حسابش علي حدّه است، پيش ملت هم حسابش علي حدّه است. (صحيفه امام، جلد9، صفحات 12 تا 17)