موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13298
مردم در نگاه امام خميني

ویژه دهه فجر انقلاب اسلامی – 3

 

ناتواني در حل مشکلات اقتصادي، مردم را مأيوس مي‌کند

من پيشتر به اين کارخانه دارها و اين متمکنين، که گاهي مي‌آمدند اينجا - و بعضيشان هم مي‌خواستند من را اغفال بکنند! - به آنها گفتم آقا اين نمي‌شود که همان مسائل زمان طاغوت حالا هم اجرا بشود. يک دسته آن بالاها بنشينند مُرفَّه و هرچه بخواهند هرزگي بکنند، يک دسته هم اين زاغه‌نشينهاي تهراني، که همه‌تان مي‌بينيد و در شهرهاي خودتان هم هست امثالش. اين نمي‌شود. اين عملي نيست. من اخطار کردم، اين يک خطري براي مردم هست.

اگر خداي نخواسته جمهوري اسلامي نتواند جبران کند اين مسائل اقتصادي را، که اول مرتبه زندگي مردم است، و مردم مايوس بشوند از جمهوري اسلامي و مايوس بشوند از اينکه اسلام هم براي آنها بتواند در اينجا کاري انجام بدهد، اگر در اين محيط يک انفجار حاصل بشود، ديگر نه من و نه شما و نه هيچ‌کس، نه روحانيت و نه اسلام، نمي‌تواند جلويش را بگيرد. انفجار اگر در زمان طاغوت حاصل مي‌شد، ماها مي‌توانستيم با نصيحت، با موعظه، با امر، مهارش کنيم. اما انفجار اگر در متن اسلام حاصل بشود، مردم با ياس از جمهوري اسلامي منفجر بشوند، ديگر قابل مهار نيست. اين ثروتمندها بفهمند اين مطلب را که اگر خداي نخواسته يک وقت يک انفجاري که نشود مهارش کرد در يک ملتي پيدا بشود، همه اين بزرگها و همه اين ثروتمندها و اينها‌‌تر و خشک با هم خواهند سوخت.

فکر بکنند، بنشينند براي اين ملت فکر بکنند، هِي ننشينند آن کنار و خودشان هر طوري بخواهند عمل بکنند و هر طوري بخواهند زندگي بکنند، و تماشا کنند اين زاغه نشينها و تماشا کنند اين مردمي که نمي‌شود اسمش را [زندگي‌] گذاشت. اين زندگي است که اينها مي‌کنند؟...چرا بايد اينطور باشد؟ بايد همه دست به هم بدهند، ملت، دولت، ثروتمندها، کارخانه دارها، همه اينها، دست به هم بدهند و اين مشکله را حَلَّش بکنند. اگر اين مشکله حل نشود و خداي نخواسته يک انفجاري در متن اسلام، در متن جمهوري اسلام پيدا بشود، اين ديگر قابل مهار نيست، هيچ کس نمي‌تواند جلويش را بگيرد. قبل از اينکه يک همچو مسائلي پيش بيايد [بايد جلويش را گرفت‌] خصوصاً که خوب، دشمن‌هاي اسلام و دشمن‌هاي مسلمين و دشمن‌هاي کشور اسلامي هم از خارج و داخل مشغول شده‌اند توطئه کردن. (صحيفه امام، ج10، صص334 و 335)

مستضعفين بايد از تنگنا و فقر معيشت خارج شوند

... اين به عهده علماي اسلام و محققين و کارشناسان اسلامي است که براي جايگزين کردن سيستم ناصحيح اقتصاد حاکم بر جهان اسلام، طرحها و برنامه‌هاي سازنده و دربرگيرنده منافع محرومين و پابرهنه‌ها را ارائه دهند و جهان مستضعفين و مسلمين را از تنگنا و فقر معيشت به درآورند. البته پياده کردن مقاصد اسلام در جهان و خصوصاً برنامه‌هاي اقتصادي آن و مقابله با اقتصاد بيمار سرمايه‌داري غرب و اشتراکي شرق، بدون حاکميت همه جانبه اسلام ميسر نيست و ريشه کن شدن آثار سوء و مخرب آن، چه بسا بعد از استقرار نظام عدل و حکومت اسلامي همچون جمهوري اسلامي ايران نيازمند به زمان باشد، ولي ارائه طرحها و اصولاً تبيين جهت گيري اقتصاد اسلام در راستاي حفظ منافع محرومين و گسترش مشارکت عمومي آنان و مبارزه اسلام با زراندوزان، بزرگترين هديه و بشارت آزادي انسان از اسارت فقر و تهيدستي به شمار مي‌رود و بيان اين حقيقت که صاحبان مال و منال در حکومت اسلام هيچ امتياز و برتري‌اي از اين جهت بر فقرا ندارند و ابداً اولويتي به آنان تعلق نخواهد گرفت، مسلّم راه شکوفايي و پرورش استعدادهاي خفته و سرکوب شده پابرهنگان را فراهم مي‌کند. و تذکر اين مطلب که ثروتمندان هرگز به خاطر تمکن مالي خود نبايد در حکومت و حکمرانان و اداره کنندگان کشور اسلامي نفوذ کنند ومال و ثروت خود را به بهانه فخرفروشي و مباهات قرار بدهند و به فقرا و مستمندان و زحمتکشان، افکار و خواسته‌هاي خود را تحميل کنند، اين خود بزرگترين عامل تعاون و دخالت دادن مردم در امور و گرايش آنان به اخلاق کريمه و ارزشهاي متعالي و فرار از تملق گوييها مي‌گردد و حتي بعض ثروتمندان را از اينکه تصور کنند که مال و امکاناتشان دليل اعتبار آنان در پيشگاه خداست متنبه مي‌کند.

خلاصه کلام اينکه بيان اين واقعيت که در حکومت اسلامي بهاي بيشتر و فزونتر از آنِ‌ کسي است که تقوا داشته باشد، نه ثروت و مال و قدرت و همه مديران و کارگزاران و رهبران و روحانيون نظام و حکومت عدل موظفند که با فقرا و مستمندان و پابرهنه‌ها بيشتر حشر و نشر و جلسه و مراوده و معارفه و رفاقت داشته باشند تا متمکنين و مرفهين، و در کنار مستمندان و پابرهنه‌ها بودن و خود را در عرض آنان دانستن و قرار دادن، افتخار بزرگي است که نصيب اوليا شده و عملاً به شبهات و القائات خاتمه مي‌دهد. (صحيفه امام، ج20، صص 339 تا 340)