انقلاب اسلامي ايرانزمينهها، اهداف و عواملپروين سادات قواميمفهوم شناسيمفهوم «انقلاب» به معناي دگرگو
انقلاب اسلامي ايرانزمينهها، اهداف و عواملپروين سادات قواميمفهوم شناسيمفهوم «انقلاب» به معناي دگرگوني، تحول و تغيير آمده است که امروزه هرچند براي خيزشهاي شديد و ناگهاني در مسائلي مانند انقلاب صنعتي، سياسي، علمي و فرهنگي کاربرد دارد، ولي بيشتر به تغيير اساسي و عميق در زيرساختهاي سياسي، اجتماعي و اقتصادي جامعه و تغيير نظام حاکم گفته ميشود. انقلاب اسلامي ايران در شمار انقلابهاي اجتماعي است و اين واژه، اصطلاحي براي قيام ملت ايران عليه رژيم پهلوي به رهبري امام خميني است که ازسويي سبب تغيير در اساس و نوع حکومت شد و ازسوي ديگر، در ايدئولوژي غالب و رسمي کشور و خط مشيهاي اجتماعي، اقتصادي و سياسي در ابعاد داخلي و خارجي دگرگوني ايجاد کرد.سابقهمهمترين حرکتهاي تحول آفرين بشري و دگرگونيهاي فکري و اجتماعي را پيامبران خدا(ع)، رقم زدهاند. پيامبر اکرم(ص)، بزرگترين حرکت اعتقادي و اجتماعي را با آوردن اسلام رهبري کرد و در جامعه جاهلي زمان خود، تغييرات گستردهاي را به انجام رساند. اميرالمؤمنين علي(ع)، در سال 35 هجري و پس از بازگشت جامعه اسلامي به ارزشهاي جاهلي، مهمترين انقلاب را رهبري کرد و در يکي از نخستين خطبههاي خود در جمع مردم از دگرگونيهاي بزرگ ارزشي و اقتصادي و استقرار عدالت اجتماعي سخن به ميان آورد. قيام امامحسين(ع)، عليه يزيدبنمعاويه از مهمترين نهضتها بود که با شهادت خود اسلام را زنده و مردم را به بيداري و مبارزه با ستم دعوت کرد. پس از آن نيز جهان اسلام شاهد حرکتهاي انقلابي و اجتماعي گسترده يا محدود بوده است.ازسوي ديگر، جهان معاصر شاهد انقلابهاي بزرگي بوده و دگرگونيهاي اجتماعي مهمي را به دنبال آورده است که انقلاب کبير 1789م/ 1168ش فرانسه انقلاب سوسياليستي اکتبر 1917م/ 1296ش روسيه و انقلاب ضد استعماري 1947م/ 1326ش هند از آن جملهاند. ايران در دو سده اخير شاهد حرکتها و نهضتهاي مردمي به رهبري روحانيت عليه استعمار و استبداد بوده است. سيدجمالالدين اسدآبادي (م1314ق) از نخستين کساني بود که با تکيه بر هويت اسلامي مردم، فرياد مبارزه با استعمار سر داد و بذر تحولات بعدي را در جامعه پاشيد. جنبش تحريم تنباکو به رهبري مرجع تقليد وقت، ميرزامحمدحسن شيرازي عليه کمپاني انگليسي رژي در سال 1309ق/ 1270ش نخستين جنبش بيداري ايرانيان در 150ساله اخير است. نهضت ضد استبدادي مشروطه در سال 1324ق/ 1285ش از نهضتهاي ملي-مذهبي معاصر بود که به تأسيس مجلس شوراي ملي براي نخستين بار در ايران انجاميد. اين جنبش به دلايلي ازجمله ضعف سازماندهي، ضعف رهبري، اندکبودن آگاهي مردم و نفوذ بيگانگان در ميان انقلابيان، نتوانست به همه اهداف خود دست يابد. نهضت ميرزاکوچکخان جنگلي در سالهاي 1293–1300، در سواحل درياي خزر عليه استبداد و اشغال ايران، از ديگر جنبشهاي معاصر است که توانست در برههاي حساس و بحراني از تاريخ ايران دشمنان خارجي و مستبدان داخلي را از رسيدن به برنامههاي خود بازدارد و پرچم استقلال ايران را برافرازد. قيام شيخ محمد خياباني در آذربايجان در سال 1298، پس از جنگ جهاني اول، با هدف احياي مشروطه و نفي استبداد داخلي و سلطه خارجي از ديگر حرکتهاي اصلاحي بود که در نهايت با شهادت خياباني در سال 1299 به پايان رسيد. همه اين حرکتها به رهبري روحانيت انجام گرفت.نهضت ملي شدن صنعت نفت نيز تلاشي براي نفي سلطه انگليس بر نفت ايران و برخي از اهداف ديگر بود. اين نهضت به رهبري دکتر محمد مصدق و آيتالله سيدابوالقاسم کاشاني آغاز و در اسفند 1329 به برخي از اهداف خود که مليشدن صنعت نفت بود دست يافت. انقلاب اسلامي ايران در ادامه نهضتهاي گذشته و پس از سالها مبارزه مردم ايران به رهبري امام خميني در 22 بهمن 1357 به پيروزي رسيد. گرچه از نظر ماهيت، گستردگي، اهداف و نتايج با قيامهاي گذشته تفاوت بنيادي داشت.زمينهها و عوامل مؤثر در روند انقلاب اسلاميدر دو دهه منتهي به انقلاب اسلامي، ايران از جهت فرهنگي، سياسي و اقتصادي شرايط ويژهاي داشت و اميد به دگرگوني آن اندک بود. محمدرضا پهلوي که با حمايت انگليس و آمريکا بر سر کار آمده بود، با گرايش به فرهنگ غربي به ارزشها و سنتها و آداب اسلامي بياعتنا بود. اقتصاد و فرهنگ کشور تحت سلطه بيگانگان قرار داشت. سياست اسلامزدايي با شيوههاي نو دنبال ميشد. تحميل مصونيت قضايي آمريکاييان در ايران (کاپيتولاسيون) مردم ايران را تحقير کرد. پهلوي با استبداد کشور را اداره ميکرد و از طريق سازمان اطلاعات و امنيت کشور (ساواک) همه شئون زندگي مردم را زير نظر داشت و از دهه 1350 به ريشهدارترين اصول فرهنگ ايراني و اسلامي تعرض ميکرد و فرهنگ کشور به نابودي و شکست کشيده شده بود. فرهنگ مادي، دين و ديانت مردم را به گوشه و کنار برده بود و دين افيون تودهها معرفي ميشد و با توجه به حاکميت دو تفکر اومانيسم و ماترياليسم در جهان چنين القا ميشد که نظامهاي حکومتي بايد به يکي از دو شيوه ليبرالدموکراسي يا سوسيالدموکراسي باشند و انقلاب نيز بايد با تکيه بر اين انديشهها رخ دهد.روشنفکران غربزده در ايران، اسلام را مايه عقبماندگي تودهها معرفي ميکردند. درکنار طبقات حاکم و مرفه که از سرمايهدارانِ وابسته و زمينداران بزرگ تشکيل شده بودند، بيشتر مردم در شرايط دشواري زندگي ميکردند و از ابتداييترين وسايل زندگي، بهداشت و آموزش محروم بودند. فساد اداري، سوء مديريت، بيتوجهي به بخش کشاورزي و سيل مهاجرت روستاييان به شهرها و صنعت وابسته و مونتاژ و نبود تعادل ميان بخشهاي مختلف اقتصادي، بحران اقتصادي رژيم پهلوي را افزون کرد. در چنين شرايطي به تعبير امام خميني، برگزاري جشنوارههاي رنگارنگ با هزينههاي گزاف و فسادآور، که در کشورهاي ديگر هم سابقه نداشت، سند عقبماندگي کشور و حکومت بود. در عرصه خارجي هم امکانات جهان در دستان دو ابرقدرت آمريکا و شوروي قرار داشت و رژيم پهلوي را هر دو ابرقدرت تأييد ميکردند، با اين حال، ايران با در اختيارداشتن بزرگترين نيروي دريايي و پيشرفتهترين نيروي هوايي خاورميانه نمايندگي امنيتي و ژاندارمي آمريکا در خليج فارس را بر عهده داشت.ازسوي ديگر، امام خميني با لايحه انجمنهاي ايالتي و ولايتي که حذف قيد شرط ذکورت در انتخابشونده و نيز قيد اسلام را از شرايط انتخابکنندگان و انتخابشوندگان و به جاي سوگند به قرآن، سوگند به کتاب آسماني را در برنامه داشت، جسارت به کتاب خدا معرفي کرد و مردم را براي دفاع از اسلام و مسلمانان فرا خواند. همچنين اعتراض به همهپرسي براي تأييد انقلاب سفيد و قيام خونين 15 خرداد 1342 که جمع زيادي از مردم کشته شدند، مبدأ انقلاب اسلامي شد و پايگاه اجتماعي رژيم پهلوي را لرزاند و اسطوره قدرت ستمشاهي را در هم شکست و راه قيام را براي نسلهاي آينده گشود. تبعيد امام خميني از ايران به ترکيه و عراق در سال 1343 به دليل اعتراض به تصويب لايحه مصونيت مستشاران آمريکايي در ايران از حوادث مهم نهضت امام خميني بود.اما مهمترين عامل و در واقع خاستگاه اصلي شکلگيري انقلاب اسلامي نوع نگاه امام خميني به اسلام و پيوستگي آن با سياست و نگاهي بود که ايشان به جايگاه حکومت در اسلام به صورت عام و موضوع ولايت فقيه به صورت خاص داشت؛ امري که از سالها پيش به عنوان يک مبناي فقهي مورد توجه و اهتمام ايشان بود، با اين حال، امام خميني که در آغاز مبارزه خود قصد اصلاح محمدرضا پهلوي و بازداشتن وي از برخي انحرافات و اقدامهاي غير اسلامي داشت و در نخستين نامه خود به وي نيز با احترام به لزوم اصلاح لايحه انجمنهاي ايالتي و ولايتي اشاره کرد، خاطرنشان کرده است که در آغاز اگر پهلوي روي خوشي به اين خواستهها که محدود نيز بودند، نشان ميداد، انقلاب صورت نميگرفت و افراد نيز سست ميشدند؛ يا اگر کشتار پانزده خرداد يا هفده شهريور صورت نميگرفت يا پهلوي ميپذيرفت که به قانون اساسي عمل کند، شايد مسائل بعدي روي نميداد.در عرصه عمل و اقدام، افزون بر روحانيت که با استفاده از شبکه عظيم مساجد و حمايت بازاريان با رژيم پهلوي مبارزه ميکرد، دانشجويان نيز در مبارزه با اين رژيم نقش فعالي بر عهده داشتند و بهويژه در سالهاي منتهي به پيروزي انقلاب اسلامي فعاليتهاي آنان گستردهتر شد. احزاب و گروههاي مذهبي و ملي و گروههاي سياسي غير مذهبي نيز با رژيم پهلوي وارد مبارزه سياسي و گاه نظامي شدند. هيئتهاي مؤتلفه نهضت آزادي ايران، جبهه ملي، سازمان چريکهاي فدايي خلق، حزب توده و چندين گروه اسلامي که بعدها به نام مجاهدين انقلاب اسلامي خوانده شدند، از آن جمله بودند. سخنرانيها و تدريس امام خميني در نجف درباره ولايت فقيه، تدريس و تأليف کتابي به همين نام به قلم ايشان و دفاع از حق فقهاي شايسته براي حکومت تحولي فکري در روند انقلاب بود. انديشه تشکيل حکومت اسلامي براساس ولايت فقيه به عنوان اصليترين اهداف نهضت مطرح شد.درگذشت مشکوک آيتالله سيدمصطفي خميني فرزند امام خميني در نجف اشرف در اول آبان 1356 و برپايي مراسم باشکوه در شهرها براي بزرگداشت وي نقطه عطفي در انقلاب اسلامي ايران بود. انتشار مقاله توهينآميز با عنوان «ايران و استعمار سرخ و سياه» در روزنامه اطلاعات 17 دي1356 و توهين به امام خميني، مرجع شيعه به اشاره ساواک، با اعتراضات زيادي روبهرو شد و نقطه عطفي در شتابگرفتن ناگهاني قيام ازجمله قيام خونين 19 دي قم بر ضد حکومت پهلوي شد. تظاهرات مردم تبريز در 29 بهمن 56 در چهلم شهداي قم و حرکت مردم يزد در چهلم شهداي تبريز و اشتباه رژيم در سرکوب مردم، از عوامل گسترش قيام بود، علاوه بر آن آتشسوزي سينما رکس آبادان و پيداشدن دستهاي عمدي رژيم در آن، به سقوط رژيم پهلوي سرعت داد.ازسوي ديگر، برگزاري نماز باشکوه عيد فطر در 13 شهريور سال 1357 در قيطريه به امامت آيتالله محمد مفتح از ياران امام خميني، قدرت مردم را در مقابل استبداد به نمايش گذاشت. با اعلام حکومتنظامي در صبح 17 شهريور 1357 در تهران و دوازده شهر بزرگ کشور و تجمع اعتراضآميز مردم تهران در ميدان ژاله (شهدا) خونينترين روز انقلاب رقم خورد و راهي براي بقاي رژيم پهلوي و سلطنت محمدرضا پهلوي به جاي نگذاشت. در نهايت راهپيمايي بزرگ تاسوعا و عاشوراي سال 1357 آغازي براي خودباوري و وحدت مردم شد و خون تازهاي در رگهاي انقلاب دميد. با توافق رژيم ايران و عراق براي جلوگيري از فعاليتهاي امام خميني و هجرت ايشان به فرانسه، زمينه پوشش خبري انقلاب در سطح جهان مهيا شد. و اعتصابهاي سراسري عليه رژيم پهلوي که از پايان تابستان آغاز شده بود، انقلاب را وارد مرحله جديدي کرد، چنانکه پخش پارهاي از جزئيات حوادث ايران در بخش فارسي راديو بيبيسي، در عموميشدن انقلاب و رسيدن پيام آن به سراسرکشور مؤثر بود.محمدرضا پهلوي با ادامه تظاهرات و تحصن عمومي، شوراي سلطنت را تشکيل داد و در 26 دي 1357 ايران را ترک کرد. و موجي از شادي براي ايران به ارمغان آورد. در روز بعد، امام خميني در پاريس، تشکيل شوراي انقلاب را اعلام کرد. ايشان در 12 بهمن 1357 پس از چهارده سال در ميان استقبال ميليوني مردم به ميهن بازگشت و بر اميد و توان مردم براي پيروزي افزود. دولت موقت به رياست مهدي بازرگان در روز 16 بهمن به دستور امام خميني تشکيل شد و کارکنان رژيم پهلوي با دولت بازرگان اعلام همبستگي کردند. ديدار هُمافران با امام خميني در روز 19 بهمن و انعکاس گسترده آن در جامعه، بر وحشت رژيم پهلوي افزود. رژيم پهلوي با هدف کودتاي نظامي، در 21 بهمن حکومتنظامي اعلام کرد که مردم به فرمان امام خميني بدان اعتنا نکردند. نيروهاي ويژه پهلوي براي سرکوب همافران، پادگان آنان را محاصره کردند که مردم شبانه به کمک آنان شتافتند و در شب و روز 22 بهمن 1357، مراکز امنيتي و تبليغاتي رژيم به تصرف مردم درآمد. در روز 22 بهمن ارتش اعلام بيطرفي کرد و بعد از ظهر اين روز، انقلاب اسلامي با تسليمشدن مراکز نظامي و تصرف راديو به پيروزي رسيد.اهداف انقلاب اسلامينخستين گام در مبارزه تعيين هدف يا اهداف آن است. از نگاه امام خميني مهمترين هدفِ شکلگيري انقلاب اسلامي ايران، اسلام و تعالیم آن بود. تلاش مردم نيز براي حاکميت دين بود. بر همين اساس امام خميني راه خود را راه انبيا(ع)، و استقرار حکومت خدا شمرد. ايشان ترويج اخلاق و آداب اسلامي، برقراری عدالت، تربيت نسل آينده و اصلاح فرهنگ، تحقق ارزشهاي اسلامي، انساني و خارجکردن مردم از اسارت نفس و مبارزه با فساد و فحشا و فساد اداري را از ديگر اهداف انقلاب اسلامي شمرده است. انقلاب اسلامي ضرورت مهندسي دين در حيات فردي و اجتماعي بشر را سرلوحه خود قرار داد و همانند پيامبران(ع)، تعليم معارف و جهانبيني، تزکيه و تربيت مردم و تشکيل و اداره نظام حکومتي را شعار خود کرد.از نگاه امام خميني استقلال و آزادي از ديگر اهداف انقلاب اسلامي بودند. رژيم پهلوي کشور را از ابعاد گوناگون به غرب وابسته کرده بود. خودکفايي و اختصاص مخازن و منابع کشور به مردم، استقلال و قطع دست بيگانگان از مملکت اسلامي، قطع ريشههاي وابستگي، رفع سلطه و نيز سستي و زبوني در برابر استعمار، جلوگيري از استثمار و بهبردگيگرفتن، آزادي از بند رژيم استبدادي پهلوي، و مشارکت مردم در سرنوشت خود و ايجاد جمهوري اسلامي از خواستههاي مهم رهبري و مردم بود. شعار اصلي مردم نيز در تظاهرات «استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي» بود و ديگر شعارها چون «نه شرقي نه غربي جمهوري اسلامي» «مرگ بر شاه»، «الله اکبر، خميني رهبر»، «حزب فقط حزبالله، رهبر فقط روحالله»، «نهضت ما حسيني است، رهبر فقط خميني است» به همان شعار اصلي بازميگشت. امام خميني همچنين عدالت اجتماعي و برپايي حکومت قانون و اجراي قوانين بر معيار عدل و داد را از هدفهاي ديگر نهضت ميدانست؛ چنانکه تکريم انسان و دستيابي به حيات پاک، نفي فقر و فساد و تبعيض و احساس خوشبختي و سعادت از اهداف انقلاب بود.عوامل مهم پيروزيپيروزي انقلاب اسلامي، مانند همه پديدههاي تاريخي معلول مجموعهاي از زمينهها و علتهاست. مکتب، مردم و رهبري سه عامل مؤثر بر شکلگيري و پيروزي انقلاب ايران شمرده شدهاند، چنانکه امام خميني خود مهمترين عامل پيروزي انقلاب اسلامي را تکيه مردم به خدا، اسلام و قرآن، توجه به جنبه معنوي، نترسيدن از مرگ و استقبال از شهادت ميدانست. ايشان رمز بقاي انقلاب اسلامي را همان رمز پيروزي آن شمرده است که ملت آن را ميداند و نسلهاي بعدي آن را در تاريخ خواهند خواند و دو رکن اصلي آن عبارت از انگيزه الهي و مقصد عالي حکومت اسلامي و اجتماع ملت در سراسر کشور با وحدت کلمه بر همان انگيزه و مقصد است. در نگاه ايشان، تحولات روحي مهمتر از تحولات اجتماعي بود و انديشه اسلامخواهي و تحول روحي و فکري مهمترين عامل براي به صحنه آوردن مردم بود.از سوي ديگر، فلسفه امامت و تداوم آن در ولايت فقيه در دوران غيبت، از عوامل تعيينکننده در شکلگيري و پيروزي انقلاب اسلامي بهشمار ميآيد و رهبري آن به دست امام خميني بود و او در لحظات سخت و دشوار آن را رهبري کرد و از تنگناها گذراند و انقلاب اسلامي بدون نام امام خميني در هيچجاي جهان شناختهشده نيست. در اين راستا افزون بر ويژگيهاي شخصيتي امام خميني همچون صداقت، صراحت، شجاعت، سازشناپذيري، ازجانگذشتگي، صلابت و قاطعيت، عشق به اسلام، مقام عرفاني، وارستگي، علم و دانش، فقاهت و سادگي معنادار در زندگي شخصي، جامعيت امام خميني و جايگاه ايشان که مرجع تقليد بود، در محبوبيت و نفوذ معنوي ايشان، در تودهها تأثير فراوان گذاشت. برخلاف انقلابهاي ديگر که غالباً سياستمداراني حرفهاي در جايگاه رهبري قرار ميگيرند، امام خميني با برخورداري از همه ويژگيهاي مورد نياز رهبري ديني بهطور طبيعي و خودجوش در رأس اين نهضت قرار گرفت و پس از اثبات حقانيت مکتب سياسي خود، توانست مردم را آرامآرام وارد ميدان مبارزه کند. ايشان افزون بر بيان انديشه ديني و چشمانداز آينده و نقد افکار و رفتار کارگزاران پهلوي و پشتيبانان وي روحانيت را سازماندهي کرد و ديگر گروههاي انقلابي را زير چتر آنان گرد آورد و مردم را براي مبارزه با رژيم پهلوي بسيج کرد.انقلاب اسلامي ايران حرکتي بود مردمي و مردمگرا و عملاً همه اقشار مردم ايران شامل روحانيان، بازاريان، پيشهوران، روشنفکران، کارگران و طبقه حاشيهنشين شهري، زنان و اقليتهاي قومي و نژادي در آن شرکت و به آن کمک کردند و از عوامل پيروزي انقلاب اسلامي ايران بودند. نقش تودههاي پابرهنه در پيروزي انقلاب و مقابله با رژيم پهلوي ممتاز بود. انقلاب به دست محرومان انجام شد و همه تودههاي شهري و طبقه متوسط نقش عمدهاي در پيروزي آن ايفا کردند. روشنفکران مذهبي که آغازگر بيداري و منادي بازگشت به هويت فرهنگي ايران بودند، در ايجاد آگاهي، همبستگي و سازماندهي انقلاب نقش فعالي داشتند، افزون بر مردان، حضور زنان در همه مراحل انقلاب حضوري زنده، نيرومند و قوي بود. امام خميني حضور و نقش ممتاز زنان در صحنههاي انقلاب اسلامي را بالاتر از مردان و شايسته تقدير فراوان خواند، چنانکه پيوستن نيروهاي نظامي و ارتش به مردم را از دلايل مؤثر پيروزي شمرد و در يک کلمه رمز اين پيروزي را وحدت کلمه ميان همه اقشار مردم دانست.ازسوي ديگر، در راستاي عوامل يادشده، امدادهاي خداوند مهمترين عامل ايجاد تحول روحي و ايجاد الفت ميان مردم و پيروزي بود. سازماندهي مردم بر عهده نهادهاي مذهبي بود. مسجدها نخستين خاستگاه انقلابيان و حلقههاي ارتباط ميان رهبري انقلاب و مردم بودند و توانستند با بسيج گسترده مردم در مخالفت با رژيم نقشآفرين باشند. روحانيان از جلوداران انقلاب بودند و پيوند استوار مردم و روحانيان بر موفقيت آنان ميافزود. روحانيان افزون بر تبليغ و هدايتگري، به دليل استقلال اقتصادي از دولت، با استفاده از امکانات مادي حاصل از صندوقهاي قرضالحسنه و وجوهات شرعي، نهضت را از نظر مالي تغذيه ميکردند. پس از پيروزي نيز رهبري سازنده امام خميني و حمايت مردم و ايجاد نهادهاي انقلاب مانند کميتههاي انقلاب اسلامي، سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، جهاد سازندگي، دادگاههاي انقلاب اسلامي، بنياد شهيد انقلاب اسلامي و بسيج مستضعفين در پاسداري و تداوم انقلاب نقشآفرين بود.موانع و مخالفتهاشعار اسلامخواهي، استقلال، عدالتخواهي، مبارزه با استکبار جهاني و ادعاي نجات انسانها، قدرتهاي جهاني و برخي از افراد و گروههاي داخلي را به مقابله با انقلاب اسلامي واداشت. از آغاز انقلاب فشارها و سرسختيهاي خصمانه و توطئههاي کينهورزانه استکبار شرق و غرب و اروپا و ارتجاع منطقه با انواع شيوهها و ابزارها عليه انقلاب اسلامي سازماندهي شد و به اجرا درآمد. از نگاه امام خميني، تمام قدرتهاي کوچک و بزرگ با انقلاب اسلامي مخالف بودند و در رأس آنها آمريکا قرار داشت. سلطنتطلبان و عوامل باقيمانده از رژيم پهلوي کمونيستهاي آمريکايي و مدعيان دروغين طرفداري از خلق مانند فداييان خلق، حزب دموکرات و کومله احزاب و گروههاي مخالف حاکميت دين همچون برخي مليگرايان و گروههاي غير مذهبي گروههاي قدرتطلب مانند سازمان مجاهدين خلق کساني بودند که در برابر انقلاب ايستادند و انتخابات تعيين سرنوشت نظام را تحريم کردند و گاه صندوقهاي رأي را آتش زدند. دشمنان خارجي انقلاب علاوه بر تحريمهاي اقتصادي و توطئههاي سياسي و تحريک و حمايت از غائلههاي قومي و جنگ رواني و خدشه در مباني انقلاب همانند ولايت فقيه و تلازم دين و سياست و دهها حرکت تخريبي، رژيم بعثي عراق را براي تحميل جنگ با ايران تشويق و حمايت کردند.رژيم بعثي عراق با هدف درهمشکستن انقلاب اسلامي در 31 شهريور 1359 با همه توان نظامي به ايران هجوم آورد و اين جنگ تا تابستان 1367 به درازا کشيد. سرانجام با پذيرش قطعنامه 598 ازسوي جمهوري اسلامي ايران، اين دو کشور بر سر ميز مذاکره نشستند و دبيرکل سازمان ملل، رژيم عراق را متجاوز اعلام کرد. دشمنان انقلاب ازجمله صدام حسين با هجوم به ايران مجال بازسازي و کارهاي بزرگ را از ملت ايران گرفتند و خسارتهاي جبرانناپذيري به مردم ايران و عراق وارد کردند.*امام خميني ترويج اخلاق و آداب اسلامي، تربيت نسل آينده و اصلاح فرهنگ، تحقق عدالت و ارزشهاي اسلامي، انساني و خارجکردن مردم از اسارت نفس و مبارزه با فساد و فحشا و فساد اداري را از اهداف انقلاب اسلامي شمرده است*انقلاب اسلامي ايران حرکتي بود مردمي و مردمگرا و عملاً همه اقشار مردم ايران شامل روحانيان، بازاريان، پيشهوران، روشنفکران، کارگران و طبقه حاشيهنشين شهري، زنان و اقليتهاي قومي و نژادي در آن شرکت و به آن کمک کردند