موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13296
آيا در مسير نظام هستيم؟

 

 

بسم‌الله الرحمن الرحيم

امروز 12 بهمن سالروز ورود امام خميني به ايران بعد از 14 سال تبعيد و آغاز دهه فجر انقلاب اسلامي است که به پيروزي انقلاب و سقوط رژيم وابسته سلطنت در 22 بهمن 1357 انجاميد. اکنون که 47 سال از آن تاريخ گذشته و در آستانه پنجاه و هشتمين سال عمر اين انقلاب قرار داريم، لازم است يکبار ديگر مروری داشته باشيم بر فلسفه وجودي انقلاب اسلامي و چرائي تأسيس نظام جمهوري اسلامي که برآمده از اين انقلاب است. با اين مرور مي‌توانيم به سؤال مهمي که اکنون ذهن بسياري از مردم را به خود مشغول کرده و مي‌پرسند آيا اين نظام در همان مسيري که قرار بود حرکت کند قرار دارد يا از آن مسير منحرف شده است؟ پاسخ دهيم.

فلسفه وجودي انقلاب اسلامي را بايد از خود امام خميني شنيد که در تمام سخنراني‌ها و پيام‌هايش همواره بر اداره کشور براساس تعاليم اسلامي و اجراي عدالت در جامعه تأکيد مي‌کرد. قانون اساسي نظام جمهوري اسلامي بر همين دو اصل تکيه کرده و در مقدمه با صراحت اضافه مي‌کند «با توجه به ماهيت اين نهضت بزرگ، قانون اساسي تضمين‌گر نفي هرگونه استبداد فکري و اجتماعي و انحصار اقتصادي مي‌باشد و در خط گسستن از سيستم استبدادي و سپردن سرنوشت مردم به دست خودشان تلاش مي‌کند وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأغْلالَ الَّتِی کانَتْ عَلَیْهِمْ».*

همانگونه که از اين فراز صريح و روشن قانون اساسي مشخص است، نفي استبداد، نفي انحصار اقتصادي و سپردن سرنوشت مردم به دست خودشان خطوط اصلي و محوري اهداف نظام جمهوري اسلامي را تشکيل مي‌دهند. خلاصه اين سه محور همانست که در شعار اصلي مردم در روزهاي اوج انقلاب اسلامي در زمستان 1357 از زبان مردم سراسر کشور در راه‌پيمائي‌ها، تظاهرات و تجمعات شنيده مي‌شد «استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي».

با استقرار نظام جمهوري اسلامي، استبداد و استعمار از ايران طرد و استقلال و آزادي جايگزين آنها شدند، جمهوريت که همان سپردن سرنوشت مردم به دست خودشان است محقق شد و اسلاميت که مظهر عدالت همه‌جانبه اجتماعي و سياسي است نيز به جريان افتاد. فداکاري‌هاي مردم ايران در دفاع مقدس 8 ساله و مقابله با توطئه‌هاي داخلي و خارجي، نشان‌دهنده استقبال گرم آنها از محتواي نظام جمهوري اسلامي بود کمااينکه مشارکت بالاي مردم در انتخابات‌ها نيز بر همين واقعيت مهر تأييد مي‌زد.

اگر مشارکت مردمي را به عنوان يک معيار اصلي نشانه حرکت نظام سياسي در مسير صحيح بدانيم، بايد اعتراف کنيم در دهه‌هاي اخير، حکمرانان ما از اين مسير فاصله گرفته و به تدريج از اهداف اصلي انقلاب و نظام جمهوري اسلامي دور شدند. شرايط اقتصادي و فقدان عدالت از بارزترين نشانه‌هاي اين انحراف است. اين، واقعيتي است که خود مسئولين نيز به آن اعتراف مي‌کنند. در بخش آزادي و جمهوريت، با عملکردهاي انحصارطلبانه، غيرمنطبق با عدالت اسلامي و خلاف قانون اساسي عقبگردهاي زيادي به وجود آمد که خلاف مسير پيش‌بيني شده براي نظام جمهوري اسلامي بود. جمع‌بندي عملکردها در بخش‌هاي مختلف متأسفانه پاسخ مثبتي براي اين سؤال که آيا نظام جمهوري اسلامي در مسير مقرر حرکت مي‌کند يا نه؟ ندارد.

اعتراف به اين واقعيت تلخ بايد اولين اقدام حکمرانان باشد. همين اقدام است که راه را براي تصحيح عملکردها باز مي‌کند و به جلب رضايت مردم منتهي مي‌شود. برخلاف نظر کساني که اصل نظام را به دليل اين عملکردها نفي مي‌کنند، راه صحيح در اين مرحله اينست که براي اصلاح نظام تلاش شود و از طريق بازگرداندن آن به مسير واقعي، بدخواهان خارجي که براي بلعیدن ايران آماده شده‌اند ناکام بمانند. حکمرانان ما بايد بپذيرند که اين تنها راه نجات ايران از طمع بيگانگان است و مردم ايران که نفرت شديد خود از آمريکا و رژيم صهيونيستي و مهره‌هاي دست‌آموز آنها که در حوادث اخير آلت فعلشان شدند را به روشني نشان داده‌اند نيز به همين راه اعتقاد دارند.

ـــــــــــــــ

*سوره اعراف آیه 157