رابطه نظام جمهوري اسلامي با مردمدر نگاه امام خمينيمقدمهنظام جمهوري اسلامي، خونبهاي دهها هزار شيهد و
رابطه نظام جمهوري اسلامي با مردمدر نگاه امام خمينيمقدمهنظام جمهوري اسلامي، خونبهاي دهها هزار شيهد و حاصل مجاهدت طاقت فرساي دهها ساله صدها انسان از خود گذشته است که جايگزين رژيم دوهزار و پانصد ساله شاهنشاهي در ايران شده است. سقوط رژيم شاهنشاهي کهن در ايران و جايگزيني آن به «جمهوري اسلامي» در سال 57، دهها عامل ريز و درشت دارد که در جاي خود قابل بررسي است ولي اگر کسي بخواهد همه آن عوامل را در يک عامل کلي خلاصه کند، «ناکارآمدي رژيم پادشاهي در دوره معاصر» است. امروزه که دنيا به صورت غير قابل باوري تغير کرده و تعاملات انساني را در جهات مختلف متحول ساخته است، ديگر رژيم پادشاهي نميتواند جايگاه درخوري داشته باشد، چرا که حکومت پادشاهي و سلطني بر فرمول ارباب و رعيتي در تعامل انساني استوار است، در حالي که روابط انساني در دنياي امروز بر تساوي همه انسانها در حقوق و حق تعيين سرنوشت براي آحاد ساکنان يک کشور، تأکيد دارد. بنا بر اين فرق جوهري حکومتهاي تک محور و پادشاهي با جمهوري، حضور تک تک مردم و حس مسئوليت آنان براي اداره امور خود است و همين تفاوت ماهوي است که نظامهاي امروزي را کارآمد ميسازد. مراجعه به آثار امام خميني نشان ميدهد که ايشان به عنوان بنيانگذار جمهوري اسلامي، دقيقاً به اين نکته توجه عميق داشته و کارآمدي نظام نوپا را در «مردم گرايي» آن ميدانست. مردمگرايي در انديشه سياسي ـ اجتماعي امامخميني ازچند طريق نمود مييابد.الف) مشارکت مردم در اداره کشوريکي از ويژگيهاي نظامهاي سياسي مردمی، اتکا به آراي عمومي و مشارکت مردم در اداره امور کشور است. اين حق عمومي در راستاي جلوگيري از استبداد حکومتي و بهدست آوردن آزاديهاي مردمي است. يکي از اساسيترين موضوعات در انديشه سياسي ـ اجتماعي امامخميني که در کارآمدي حکومت اسلامي نقش اساسي دارد، لزوم تعيين سرنوشت مردم از طريق مشارکت سياسى فعال در همه امور و پشتيباني مردم در حکومت است که بيترديد بدون آن، حکومت از انجام وظايف خود ناتوان خواهد ماند و ديگر پايدار نخواهد بود.امروزه در نظامهاي سياسي دموکراتيک نيز نقش مردم در اداره حکومت اساسي انکارناپذير است.حضرت امام در اينباره ميگويد: «اين ملت, يعنى هر ملتى حق دارد سرنوشت خود را تعيين کند... در اعلاميه حقوق بشر هر کسى، هر ملتى خودش بايد سرنوشت خودش را تعيين کند. ملت ما هم الآن هم ايستادهاند [و] مىخواهند سرنوشت خودشان را تعيين کنند (همان، 3/ 503). لذا توصيه ايشان به مردم اين بود که «فقط اين نباشد که منتظر باشيد دولت همه کارها را بکند. دولت نمى تواند همه کارها را انجام بدهد؛ شماها بايد پشتيبانى کنيد. (همان، 6/ 529)، چون «اگر مردم پشتيبان يک حکومتى باشند، اين حکومت سقوط ندارد. اگر يک ملت پشتيبان يک رژيمى باشند، آن رژيم از بين نخواهد رفت (همان، 8/ 372). از اين رو در جمهوري اسلامي مورد نظر امام، نهاد انتخابات طراحي شده است که اگر به درستي انجام شود، تجلي حضور مردم در اساسيترين امور اداره کشور است. اما حضرت امام به اين مقدار اکتفا نکرده و معتقد بود مردم در اداره تمامي امور خود داراي حق ميباشند، لذا يکي از موارد تجلي نقش مردم در انديشه امام، حاکميت مردم از طريق تشکيل شوراهاست که براي امور خردتر نظام سياسي تصميم سازي ميکند. ايشان تشکيل اين نهاد را از ضرورتهاى نظام جمهورى اسلامى برميشمرد و بر تدوين و تنظيم آن در قانون اسلامى تأکيد ميورزيد (همان/ 7/ 167).ب) خدمتگزاري ماهيت انديشه امامخميني بهگونهاي است که در کارآمدي نظام سياسي، مردم نقش بسزايي دارند، لذا نظام سياسي کشور در نگاه ايشان نهاد حکومت نيست بلکه يک نهاد خدماتي و خدمتگزار است. ايشان در اين باره ميفرمايد: «ملتفت باشيد که شمايى که الآن به حکومت رسيده ايد، [اين] حکومت نيست؛ خدمتگزار هستيد. اسلام حکومت به آن معنا ندارد. اسلام خدمتگزار دارد... شما خودتان را حاکم مردم ندانيد؛ شما خودتان را خدمتگزار مردم بدانيد... (صحيفه امام، 13/ 202 و 203). در ديدگاه امام دولت نهتنها در عرصه نظر، بلکه در عرصه عمل بايد خدمتگزاري خود را نشان دهد چرا که مردم ملاک کارآمدبودن و ناکارآمدي را بيشتر در حوزه عمل ميبينند: «توجه به اين معنا داشته باشد که حکومت بايد در خدمت مردم باشند و به مردم حالى کنند که ما خدمتگزاريم؛ حالى کنند لفظاً؛ حالى کنند عملاً. (همان، 13/ 382). از اين رو، اين امر بايد بهگونهاي باشد که مردم نيز آنرا در زندگي خويش احساس کنند (همان 370).ج) حمايت از طبقات پايين جامعهروشن است وقتي نظام سياسي در نگاه امام از يک نهاد حاکميتي به يک نهاد خدمتگزاري ارتقا مييابد، اقشاري که نياز بيشتر و مبرمتري به خدمت دارند در اولويت ميباشند. لذا يکي از شاخصههاي ديگر مردمگرايي در انديشه امامخميني توجه نهاد خدمت، به طبقات کمدرآمد است؛ آنگونه که ايشان از آنان به «نور چشمان ما» و «اولياي نعم همه» ياد ميکرد (همان/ 21/ 412). امام در اين زمينه ميگويد: «براى اين طبقه کارگر و کارمند که ضعيف هستند ـ طبقه اى که شما اينها را پايين مى دانيد، درحالىکه اينها از همه شما بالاتر و بلندمقامتر هستند ـ بايد دولتها براى اينها کار بکنند» (همان/ 7/ 335). «دولت واقعاً بايد با تمام قدرت، آنطورى که على(ع) براى محرومين دل مى سوزاند،... دل بسوزاند براى محرومين مثل يک پدرى که بچههايش اگر گرسنه بمانند، چطور با دل افسرده دنبال اين مى رود که آنها را سير بکند. يک دولت تابع اميرالمؤمنين بايد اينطور باشد (همان/ 18/ 159).جايگاه طبقات پايين اجتماع در نظر امام، تا بدانپايه والاست که به مسئولان مملکتى در اين عصر و در دورههاى آينده توصيه مىکند که خود را وقف اسلام، جمهورى اسلامى و طبقات پايين کنند: «وصيت اينجانب به وزراى مسئول در عصر حاضر و در عصرهاى ديگر آن است که علاوه بر آنکه شماها و کارمندان وزارتخانهها بودجهاى که از آن ارتزاق مىکنيد، مال ملت [است] و [بنابراين] بايد همه خدمتگزار ملت و خصوصاً مستضعفان باشيد» (همان/ 21/ 427). «وصيت اينجانب به رهبر و شوراى رهبرى در اين عصر... و در عصرهاى آينده آن است که خود را وقف در خدمت به اسلام و جمهورى اسلامى و محرومان و مستضعفان بنمايند» (همان، 423).د) جلب محبت و رضايت مردمحضرت امام در ديدارهاي مختلف با مسئولان همواره براين امر مهم تأکيد داشت: «آقا کارى بايد بکنيد که محبت مردم را جلب کنيد. اين هم رضاى خدا در آن هست» (همان، 8/ 126)، «جلب نظر مردم از امورى است که لازم است. پيغمبراکرم جلب نظر مردم را مىکرد [و] دنبال اين بود که مردم را جلب کند» (همان، 17/ 251). «همهمان و شما آقايان، همه و آنهايى که در اختيار شما هستند، همه بايد کوشش بکنيد که رضايت مردم را جلب بکنيد» (همان/ 18/ 378).در کنار جلب رضايت مردم، امام بر اين نکته نيز اصرار داشت که نبايد بر مردم سخت گرفت و بر آنها فشارهاي اقتصادي وارد کرد: «مسئله ديگر، رفتار نهادها با مردم است. بايد حرکت ما بهصورتى باشد که مردم بفهمند که اسلام براى درست کردن زندگانى دنيا و آخرت آمده است تا ملت احساس آرامش کند. اينکه آمده است «الاسْلامُ يجُبُّ ماقَبْلَهُ»، اين يک امر سياسى است. اسلام ديده است اگر بخواهد با کسانى که تازه مسلمان شده اند سختگيرى کند، هيچ کس به اسلام رونمىآورد. [از اين رو] «جُبّ ماقَبل» کرده است و از آنچه در قبل کرده اند، گذشته است... ما بايد اين قدر سخت نگيريم و به فکر مردم باشيم. مردم ما خيلى زحمت کشيدهاند. مردم عادى غير از طبقه مرفه هستند. مردم عادى ما اسلام را پياده کردهاند و تمام زحمات حکومت را متحمل ميشوند. پس بايد بسيار به فکر مردم باشيم و بر آنان سخت نگيريم که [مبادا] از صحنه خارج شوند.» (همان، 19/ 44).*يکي از ويژگيهاي نظامهاي سياسي مردمی، اتکا به آراي عمومي و مشارکت مردم در اداره امور کشور است*امامخميني: بايد حرکت ما بهصورتى باشد که مردم بفهمند که اسلام براى درست کردن زندگانى دنيا و آخرت آمده است تا ملت احساس آرامش کند