موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13290
حکمراني بايد در و پيکر داشته باشد

يادداشت ويژه مديرمسئول بسم‌الله الرحمن الرحيم يکي از تعجب‌آورترين تفسيرها از اغتشاشات ديماه امسال اينست که بعضي‌ها گفته و نوشته‌اند 2427 شهيدي که طبق آمار رسمي بنياد شهيد در اين حوادث داده‌ايم، نتيجه استفاده دشمن از فضاي بي‌در و پيکر مجازي است. اين آمار را مي‌شود با احتساب 690 جان‌باخته‌اي که در گزارش رسمي بنياد شهيد از مجموع کشته‌هاي ديماه آمده به 3117 نفر افزايش داد و گفت تمام اين کشته‌ها نتيجه فعال بودن فضاي مجازي است. به همين منوال مي‌توان آمار رسمي 250 کشته حوادث مربوط به گران شدن قيمت بنزين و کشته‌هاي حوادث پائيز 1401 و ساير موارد را نيز به فضاي مجاز نسبت داد. با چنين نگاهي به مسائل حتي مي‌توان مفاسد اقتصادي دهه‌هاي اخير، از فساد بابک زنجاني گرفته تا چاي دبش و بانک آينده را هم به فضاي مجازي نسبت داد و يکباره حکم قفل کردن هميشگي اين مجرم بالذات را صادر کرد و کشور را به عصر حجر برگرداند! تنها مشکلي که باقي مي‌ماند اينست که معتقدان به اين تفسير عجيب و غريب براي پاسخ دادن به اين سؤال که نقش عملکرد حکمرانان در مديريت کشور و به زير خط فقر کشاندن ده‌ها ميليون نفر از مردم در پيدايش نارضايتي‌ها و به وجود آمدن موجي که عوامل اجاره‌اي دشمن توانستند بر آنها سوار شوند و اين آشوب‌ها را شکل بدهند چه بوده، به چه توجيهي متوسل خواهند شد؟ آيا مي‌توان کاهش ارزش پول ملي را هم به گردن فضاي مجازي انداخت؟ آيا افزايش افسانه‌اي قيمت سکه را هم مي‌توان تقصير فضاي مجازي دانست؟ آيا بي‌کاري جوانان، صعود باور نکردني خط فقر، قيمت‌هاي نجومي مسکن، جنگ بي‌پايان قدرت ميان جناح‌ها، فاصله طبقاتي وحشتناک در جامعه، تورم افسارگسيخته و تنگناهاي معيشتي مردم را هم مي‌توان به گردن فضاي مجازي انداخت؟ آيا زمان‌هائي که اينترنت را به بند مي‌کشند، اين مشکلات حل مي‌شوند؟ آيا در طول سال‌هاي متمادي که فيلترشکن را به جان اينترنت انداختند مشکلي از مردم حل کردند يا ده‌ها هزار ميليارد تومان از طريق فروش فيلترشکن‌ها از جيب مردم درآوردند و مسير دسترسي به مطالب و صحنه‌هاي ضداخلاقي را براي جوانان و نوجوانان باز کردند؟ تجربه اگر درس‌آموز است، بايد اين نوع برخورد با اينترنت و فضاي مجازي به همه آموخته باشد تفکر محدودسازي اينترنت نه‌تنها هيچ مشکلي را حل نمي‌کند بلکه مشکلات زيادي به وجود مي‌آورد که بخشي از نارضايتي‌ها نيز از آن جمله است. مهم‌تر اينکه اصولاً سرعت فناوري ارتباطات در دنياي امروز بقدري زياد است که طبق اظهارنظر و پيش‌بيني اهل فن تا دو سه سال ديگر هيچ اقدامي براي محدود ساختن اينترنت جواب نخواهد داد. با اين پديده که بطور مطلق خارج از اراده و اختيار و مقدورات است چه خواهيد کرد؟ مگر مي‌شود با ايجاد محدوديت، بر فکر مردم مسلط شد و به آنها دستور داد که چگونه بيانديشند و چه کاري را انجام بدهند و از چه چيزي بپرهيزند؟! پرهيز دادن از ولنگاري و مسيرهاي انحرافي و ضداخلاقي و ضدامنيتي لازم است اما آنچه مي‌تواند ضامن تأثيرگذاري و نتيجه دادن اين پرهيز دادن باشد، عمل درست و صادقانه حکمرانان و سياست‌هاي اصولي و صحيح آنان است نه قيد و بندهائي که غير از عوارض منفي نتيجه ديگري ندارد. آزادي به معناي بي‌بند و باري را خلاف مصلحت مردم و جامعه مي‌دانيم و در اين واقعيت که اخلاق بايد حرف اول را بزند ترديدي نداريم ولي با قاطعيت معتقدیم اين خواسته‌هاي بر حق را حکمرانان با عملکرد صحيح و صادقانه و منطبق بر قانون و عدالت مي‌توانند تأمين و تضمين کنند نه با چوب و فلک کردن و قيد و بند. امنيت، اقتصاد، فرهنگ، صنعت و پيشرفت‌هاي علمي کشور را حکمرانيِ با در و پيکر مي‌تواند تأمين کند. به جاي در و پيکر ساختن براي اينترنت و فضاي مجازي بايد درصدد ساختن در و پيکر براي حکمراني باشيم. اگر حکمراني در و پيکر داشته باشد، فضاي مجازي هم در و پيکر خواهد داشت.