کسي متوجه نشودناراحتي شکستگي پا و روماتيسم پايش خيلي او را عذاب ميداد، اما به هيچکس چيزي نميگفت، ت
کسي متوجه نشودناراحتي شکستگي پا و روماتيسم پايش خيلي او را عذاب ميداد، اما به هيچکس چيزي نميگفت، تنها من به خاطر قرابت و خويشاوندي مطلع بودم. سه ماه زمستان سال 1364 براي آمادگي عمليات، بطور شبانه روزي در پلاژ انديمشک و در سرماي شديد، مشغول تمرين غواصي بوديم، به طوري که بعضي از شبها را جهت تحمل و آمادگي بيشتر در آب بهسر ميبرديم. يک روز از او در مورد درد پايش پرسيدم: چهره بشاش او دگرگون شد و پس از مکثي کوتاه سفره دلش را باز کرد و گفت: «به خدا قسم بعضي از شبها از شدت درد تا صبح خواب به چشمم نميآيد، اما مهم نيست، دلم نميخواهد کسي متوجه بشود...»اسوه صبر، دلاورمرد گردان حمزه سيدالشهدا علي محمد طاهري در عمليات کربلاي پنج از دشت شلمچه تا بهشت رضوان با پايي مجروح پرواز کرد.راوي: حاجعلي طاهريموسسه فرهنگي هنري طلوع غدير جنوب (شهرستان انديمشک)