موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13243
انسان؛ بزرگ‌ترين عامل تخريب طبيعتمنوچهربرونطبيعت هزاران سال با صبر بي‌انتها زيسته است؛ جنگل‌ها را سب

انسان؛ بزرگ‌ترين عامل تخريب طبيعتمنوچهربرونطبيعت هزاران سال با صبر بي‌انتها زيسته است؛ جنگل‌ها را سبز نگاه داشته، رودخانه‌ها را جاري کرده و جانوران را در چرخه‌اي هماهنگ پرورده است. اما در کنار اين همه زيبايي، موجودي پا به زمين گذاشته که در عين توان سازندگي، قدرت ويراني نيز در وجود اوست: انسان؛ موجودي که مي‌تواند آباد کند و در همان حال، ويران‌ترين ضربه‌ها را بر پيکر زمين وارد سازد.در بسياري از سفرها، انسان تنها براي ساعتي تفريح، آتشي روشن مي‌کند و آخرين ذغال‌هاي نيمه‌خاموش را همان‌طور رها مي‌گذارد. تفريحي ساده که گاه به آتشي مهارنشدني بدل مي‌شود و هزاران هکتار جنگل و بوته‌زار را به خاکستر تبديل مي‌کند؛ آتشي که شايد دهه‌ها زمان لازم باشد تا زخم‌هاي آن ترميم شود.بي‌توجهي انسان تنها به آتش محدود نمي‌شود. ساخت سدهاي بي‌مطالعه و بي‌برنامه، از ديگر نمونه‌هاي دخالت‌هاي نادرست در طبيعت است؛ دخالت‌هايي که شريان‌هاي آب را مي‌بُرند، تالاب‌ها را خشک مي‌کنند، زيستگاه‌ها را تغيير مي‌دهند و گونه‌هاي گياهي و جانوري را در آستانه نابودي قرار مي‌دهند. محيط‌زيست عرصه آزمون‌وخطا نيست؛ اشتباه در آن، بهاي سنگيني دارد.درختان چندصدساله، که حافظان هوا، خاک و رطوبت‌اند، هر روز به دلايل گوناگون قطع مي‌شوند؛ گاه براي زغال، گاه براي ساخت‌وسازهاي بي‌رويه. با بريدن يک درخت، فقط يک تنه چوب از بين نمي‌رود؛ بخشي از تاريخ طبيعت، بخشي از تنفس زمين حذف مي‌شود. و اين، جامعه انساني را نيز آسيب‌پذيرتر مي‌کند.حيوانات نيز از اين چرخه بي‌رحمانه در امان نيستند. شکار بي‌رويه و زنده‌گيري گونه‌هاي وحشي، نه تنها حق حيات آن‌ها را مي‌گيرد، بلکه تعادل اکوسيستم را بر هم مي‌زند. انسان با گرفتن جان يک حيوان، رشته‌اي از نظم طبيعت را پاره مي‌کند؛ نظمي که هزاران سال طول کشيده تا شکل بگيرد.در برابر اين حجم از تخريب، تنها راه واقعي نجات طبيعت، فرهنگ‌سازي و آموزش است. اگر از سال‌هاي ابتدايي مدرسه، کودکان بياموزند که درخت امانت است، آب سرمايه است و طبيعت حق دارد سالم بماند، مي‌توان اميد داشت که نسل آينده رفتاري خردمندانه‌تر و مهربانانه‌تر با محيط‌زيست داشته باشد. هيچ قانوني بدون فرهنگ ساخته نمي‌شود؛ و هيچ حفاظتي بدون آگاهي پايدار نمي‌ماند.امروز طبيعت زخمي است، اما هنوز مي‌توان اميد داشت. اگر انسان همان اندازه که توان تخريب دارد، اراده سازندگي در خود پرورش دهد، دوباره مي‌توانيم جنگل‌هاي سبز، آسمان‌هاي پاک و رودخانه‌هاي زلال را ببينيم. محيط‌زيست دشمن انسان نيست؛ آينه زندگي اوست. نجات آن، نجات خود ماست.

عناوین این صفحه