خطهاي سفيد و سياهکاري بعضيها!غلامرضا بني اسديقصهاي است خواندني اين "فضاي مجازي". واقعيتها عيان م
خطهاي سفيد و سياهکاري بعضيها!غلامرضا بني اسديقصهاي است خواندني اين "فضاي مجازي". واقعيتها عيان ميکند که نگو. عيار صداقت چنان آشکار ميکند که نپرس!همين قصه خطهاي سفيد که براي سياه کردن خط ملت هزار کار ميکردند. طلبکارانه هم حرف ميزدند. اما پرده که فروافتاد معلوم شد چه کارهاند. به گمان من آنچه بيشتر آزاردهنده بود، ادعاهاي ناراست بود که نتيجه نادرست هم داشت. اين که چشم در چشم افراد يا دوربين به انکار برخورداري از خط سفيد ميپرداختند فکر هم نميکردند که سکه سيه کاري شان به اين زودي از رونق بيفتد. اما افتاد. کسي حرف زبان شان را به هيچ نميگيرد که اين بار مثل قيامت "جوارح" بايد حرف بزنند. اين بار خود فضاي مجازي گفت بعضيها پشت نقاب ادعاي صداقت چه جنگلي از دروغ دارند. به ياد داريم کليپ مناظره دو نماينده مجلس را که يکي از سفيد بودن خط نمايندگان گفت و اين که طرف مقابل هم مثل همه از خط سفيد استفاده ميکند اما طرف مقابل به انکار برخاست و داشتن خط سفيد را از اساس منکر شد اما پرده که فرو افتاد نام او را بيش از همه بر سر زبانها انداخت.ديگر فعالان حوزه محدود سازي و محدود خواهي فضاي مجازي هم هم انگار شناگراني بودند که استخر خصوصي در خانه داشتند! با خط باز براي بستن راه مردم نقشه ميکشيدند. تک به تک شان، با نام و نشان مشخص شدند. حالا با چه رويي ميخواهند در مقابل مردم بايستند و بسمالله بگويند. اللهي که صادق است و کذب و کاذب را دوست ندارد.اين ماجرا چيزهاي ديگر را هم آشکار کرد. از سوپرانقلابيهاي آلباني نشين تا ضد انقلابهاي تهران نشين. از پهلويستهاي خاص تا خيليهاي ديگر. به افرداي که اين بار در آزمون صداقت رفوزه شدند بايد گفت اين دنيا بازيها فراوان در پيش دارد. جلوههايي از قيامت در قامت همين دنيا هم ديدني است. مراقب باشيد چه ميگوئيد! البته انگار برخيها را باکي نيست چون به جاي پذيرش خطاي خود، باز هم براي ديگران خط و نشان ميکشند. شايد اگر جاي ديگر بود به جرم دروغ گويي محاکمه ميشدند. بگذريم، در دنياي مجازي هم بايد نگهبان حقيقت و صداقت بود. براي خبرنگارانِ صاحب شناسنامه و هويت مشخص، اما برخورداري از اين گونه دسترسيها نه يک امتياز که يک ضرورت حرفه ايست که در عرف جهاني نيز پذيرفته شده است.به گفته يک پيشکسوت رسانه، در اين ميان هيچ چيز عجيب و محرمانهاي وجود ندارد. همانطور که براي هر صنف ابزار و امکانات مخصوص فراهم ميشود، خبرنگاران هم نياز به ابزار ارتباطي پايدار دارند. اينان پرده پوشي نميکنند. با نام و نشان خود کار ميکنند. در عين برخورداري از خط سفيد براي فضاي باز همگاني هم ميکوشند. کار حرفهاي خود را ميکنند. به اين و آن تهمت نميزنند. راه بندان ايجاد نميکنند. به همين خاطر است که در فروافتادن پرده، خبرنگاران، راز مگويي در زبان مردم ندارند. سياهکاري نميکنند براي سفيد شدن راه همه تلاش ميکنند. ديگران چه کردند و چه ميکنند را هم ميبينيم و ميخوانيم....