شعلههاي بيتدبيري بر جان سنندج، مرگ در سايه نظارتهاي کاغذي
يازده انسان جان باختهاند، هفت نفر روي تخت بيمارستان با جراحات دستوپنجه نرم ميکنند و شهر در شوک و ماتم فرو رفته است. اينها اعداد و ارقام يک خبر روزمره نيستند؛ روايت تلخ فاجعهاي است که در ورودي پليسراه سنندج، با انفجار يک تانکر حامل بنزين رقم خورد. اگرچه تعيين علت دقيق فني حادثه نيازمند بررسيهاي کارشناسي و مراجع ذيصلاح است و نبايد پيش از موعد انگشت اتهام را به سمتي نشانه رفت، اما اين احتياط نبايد پوششي براي فرار از پرسشهاي بنيادين افکار عمومي باشد. بيشک در حوادثي از اين دست، ما با يک تصادف ساده روبهرو نيستيم؛ بلکه با فروپاشي يک زنجيره ايمني مواجهيم که براساس آمارهاي کارشناسي، نزديک به 70 درصد از اين سوانح زنجيرهاي ريشه در ضعف نظارتهاي پيشگيرانه و خطاهاي ساختاري دارند.خودروهاي حامل مواد خطرناک، وسايل نقليه عادي نيستند؛ آنها بمبهاي متحرکي هستند که سلامت فني تانکر، استانداردهاي بازرسي دورهاي و صلاحيت رانندگانشان نبايد به روالهاي تشريفاتي روي کاغذ محدود شود. نظارت بر اين ناوگان بايد پيشگيرانه، واقعي و مستمر باشد، نه واکنشي پس از وقوع فاجعه. قابل انکار نيست که ورودي کلانشهرها و مراکز استانها به عنوان محل برخورد ترددهاي شهري و بينشهري، نيازمند مديريت اضطراري، مسيرهاي ايمنسازيشده و آمادگي کامل تيمهاي امدادي است که متأسفانه جاي خاليشان در سنندج به شدت احساس شد.نبايد از نظر دور داشت که مسئله مهم ديگر، فراتر رفتن از نگاههاي سطحي و مقصرپنداريهاي فردي است. مجازات متخلفان و مقصران حادثه تنها بخشي از اجراي عدالت است، اما بزرگترين خطاي راهبردي اين است که پرونده را با معرفي يک مقصر ببنديم و ساختارهاي فرسوده را به حال خود رها کنيم. اصلاح زيرساختها، ارتقاي ايمني جادهها و بازنگري در شيوه تردد مواد خطرناک، بخش حياتي مسئوليت دستگاههاي نظارتي و اجرايي است.پس از فرونشستن شعلههاي آتش، نوبت به سيل پيامهاي تسليت و ابراز همدردي ميرسد؛ اما مردم کردستان امروز فراتر از همدردي، خواهان پاسخ، شفافيت و اقدام در ميدان عمل هستند. جامعه حق دارد بداند سيستم بازرسي فني ناوگان سوخت چگونه عمل کرده و چه تدابيري براي ايمنسازي محورهاي منتهي به سنندج انديشيده شده است. احترام واقعي به 11 قرباني اين حادثه و خانوادههاي داغدارشان کودکاني که ديگر آغوش پدر يا مادر را تجربه نخواهند کرد تنها در برگزاري مراسم سوگواري خلاصه نميشود، بلکه يعني از مرگ تلخ آنان درس بگيريم و اجازه ندهيم جان انسانها قرباني تساهل مديريتي شود.بيترديد با خاکستر شدن اين جانهاي عزيز، پرونده با چند خط تسليت بسته نخواهد شد؛ سنندج به مديراني نياز دارد که پيش از چکيدن اشک يتيمان و شعلهور شدن بحرانها، به داد جادههاي ناامن و نظارتهاي کاغذي برسند. اين فاجعه بايد نقطه پاياني بر سهلانگاريها باشد؛ اجازه ندهيم مرگ اين يازده انسان، در گذر زمان به يک آمار فراموششده در آرشيو حوادث تبديل شود.
هرس مالي-خبرنگار روزنامه جمهوري اسلامي در کردستان