شيخ اشراقبه مناسبت روز بزرگداشت حکيم سهرورديهشتم مرداد ماه، روز بزرگداشت شيخ شهابالدين سهروردي نامگ
شيخ اشراقبه مناسبت روز بزرگداشت حکيم سهرورديهشتم مرداد ماه، روز بزرگداشت شيخ شهابالدين سهروردي نامگذاري شده است. شَهابالدين يحيي سُهرَوَردي (549ق-587ق) معروف به شيخ اِشْراق، فيلسوف و بنيانگذار مکتب «حکمت اشراق» بود. سهروردي را از بزرگترين فيلسوفان اسلامي و احياگر انديشههاي حکمي ايران باستان در بستر تفکر اسلامي دانستهاند. او با الهام از تعاليم افلاطوني و نوافلاطوني، ميان عقل و عرفان پيوند برقرار کرد و فلسفهاي مبتني بر «اشراق و شهود» پديد آورد. او را «سلطان متألهان» و «قدوه مکاشفان» ناميدهاند و سهروردي را زندهکننده حکمت ايراني در جهان اسلام دانستهاند.سهروردي آثار متعددي به دو زبان فارسي و عربي نگاشت که مهمترين آنها کتاب حکمةالاشراق است. اثري که چکيده نهايي انديشههاي فلسفي و شهودي او بهشمار ميرود. رسالههاي کوچک اعتقادي همچون هياکلالنور و الواحعمادي؛ رسالههاي رمزي با زبان نمادين مانند عقل سرخ و صفير سيمرغ که بيانگر سفر روح انسان به سوي خداست؛ رسالههاي فلسفي و عرفاني چون ترجمه رسالةالطير و حقيقةالعشق؛ مصنفات دعايي و اذکاري با عنوان واردات و تقديسات؛ و چهار رساله بزرگ شامل تلويحات، مقاومات، مطارحات و حکمةالاشراق که اساس حکمت و فلسفه او را تشکيل ميدهند از جمله آثار او هستند. مجموعه کامل تأليفاتش بعدها با عنوان مصنفات شيخ اشراق در چهار جلد به همت کربن و نجفقلي حبيبي تصحيح و چاپ شد.به گفته پژوهشگران، سهروردي هستي را براساس مراتب نور و ظلمت تبيين ميکرد و معتقد بود شناخت حقيقي تنها از راه کشف و شهود عرفاني ممکن است. نظام هستي در فلسفه او از «نورالانوار» (خداوند) آغاز و تا «عالم اشباح مجرده» ادامه مييابد، جايي که جهان مادي، سايهاي از عوالم نوري شمرده ميشود.در مورد ولادت و وفات سهروردي بين تاريخنويسان اختلاف است ولي آن چيزي که بيشتر نقلشده اين است که او در تاريخ 549ق در دهکده سهرورد زنجان به دنيا آمد. وي از اساتيدي چون مجدالدين عبدالرزاق جيلي، ظهيرالدين بيهقي فارسيو فخرالدين مارديني بهره برد. سهروردي در دوره سلجوقيان زيست. در طول عمر کوتاه خود سفرهاي زيادي داشت؛ مانند سفر به مراغه، اصفهان، دياربَکر، سوريه و آسيايصغير. سهروردي در آناتولي و روم هم سکونت داشته و بارها به سوريه رفته و بعد در حلب فعاليتهاي خود را در مدرسه حلاويه شروع ميکند. سهروردي در دوره پاياني زندگي خود، با توجه به دانش و نبوغش، به دربار حاکم حلب، ملک ظاهر راه يافت. هوش سرشار و دانش گسترده او سبب خصومت برخي فقيهان دربار با او شد و باعث شد تهمتهايي به او بزنند. بيپردگي سهروردي در بيان اعتقاداتش، دشمنان فراواني براي او درست کرد بطوريکه شهابالدين را ملحد و عامل انحراف ملکظاهر ميدانستند. فقيهان دربار وقتي از ملکظاهر حاکم حلب نااميد شدند، نامهاي به پدر او صلاحالدين ايوبي نوشتند و او نيز به فرزند خويش در نامهاي فرمان ميدهد که «اين جوان کشتني است و او را بکش.» ملکظاهر، سهروردي را به زندان انداخت و از خوراک محروم کرد و بالاخره روز آخر ماه ذيالحجه سال 587ق جسد سهروردي را از زندان بيرون آوردند.