موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13414
سفره بازنشستگان در انتظار معوقاتغلامرضا بني اسديبازنشسته است و همين آب باريکه مستمري. سفره خانواده و

سفره بازنشستگان در انتظار معوقاتغلامرضا بني اسديبازنشسته است و همين آب باريکه مستمري. سفره خانواده و نفس خود فرد به همان نظمي تنظيم است که واريزي‌ها دارد. پس و پس‌تر شدنش، همه چيز را به هم مي‌ريزد. قصه معوقات فروردين و ارديبهشت هم در همين شمار است و شمارشگر تند و کند شدن ضربان بازنشستگان. اين دقيق‌ترين عبارتي است که مي‌توانم وضعيت سفره بازنشستگان تامين اجتماعي را ترسيم و براي نگاه‌هاي حساس، تصوير کنم. افزايش سنواتي سرانجام در خرداد محقق شد اما وضعيت معوقات در بن بستِ «معلوم نيست» گرفتار شده است. اين هم از آن «جمله‌هاي خبري» است که نهايت «بي‌خبري» را مي‌رساند. نه تنها مردم خبر ندارند که مسئولان محترم هم بي‌خبرند. جالب است اگر قضيه برعکس مي‌شد و مثلا قرار بود بازنشستگان، وجهي را به پردازند، براي هر روز تعويق، جريمه در نظر مي‌گرفتند اما چون قرار است خود بپردازند، کسي به روي مبارک هم نمي‌آورد که چه مي‌شود. قصه مردم و سازمان‌ها و بانک‌ها و... هميشه به اتوبان يک طرفه شبيه بوده است. هرجا مردم بدهکار بوده‌اند با جريمه و جريمه بر جريمه پس گرفته شده است اما آنجا که مردم طلبکار بوده اند، همان رقم در زماني ديگر پرداخت شده که قدرت خريد آن با روز اول فاصله بسيار داشته است. کاش يک جايي اين روند متوقف شود. کاش در پرداخت‌ها بر مدار «به موقع» حرکت کنند تا اقدامشان هم «به جا» باشد. با مديريتِ «به جا و به موقع» است که مي‌توان به روز‌هاي آرام‌تر و فرداهاي بهتر اميد بست. تا وقتي در بر پاشنه «بي‌موقع» بچرخد، اقدامات هم «به جا» رفع مشکل نخواهد کرد. خوب است که مسئولان محترم سازمانِ تامين اجتماعي، لااقل زمان پرداخت را مشخص کنند تا مردم بتوانند برنامه‌ريزي کنند. اين« بي‌خبري» خبر خوبي نيست. ما شرايط را درک مي‌کنيم. ادراک درست جامعه محترم بازنشستگان باعث شده است که صداي چنداني به اعتراض بلند نشود اما ما اهالي رسانه وظيفه داريم به مسئولان محترم ياد آور شويم که اگر کشور درگير جنگ است همه اهالي کشور هم بلا نشينان جنگ تحميلي دشمنان و فتنه بيگانگان هستند به ويژه بازنشستگان که دست‌شان از زمين و زمان کوتاه است و فقط به دامن عدل خداوند گره مي‌شود. اين گروه محترم جنگ زدگاني هستند که به دستگيري سزاوارترند. همان‌طور که در نماز، امام جماعت بايد حالِ «اضعفِ مامومين» را در نظر داشته باشد، حاکمان محترم و مسئولان امر هم بايد حال ضعيف‌ترين قشر جامعه را رعايت و با آنان به رسمِ مروت و مواسات رفتار کنند. خيابان هم گواه است که موي سفيد‌هاي سازنده ديروز، وضعيت امروز را دو سويه درک مي‌کنند. هم دندان‌هاي خسته را بر جگر زخمي خويش مي‌فشرند و چيزي نمي‌گويند و هم در خيابان، پرچم به همراهي مي‌گردانند تا دشمن از خيال خام، خشتِ پخته نسازد براي بناي آرزوهايش. احوالشان را بپرسيد و در پرداخت معوقات‌شان تعجيل کنيد. تکريم اينان تعظيم ايران است...