خودآگاهي پيوسته و مستمر مردم، باطلالسحر کيد دشمن در ضربه زدن به وحدت مردم است
شهيد مظلوم آيتالله بهشتي
... خصلت انقلابي که شما مردم، در اين سرزمين بعنوان يک نمونه تازهاي از عوض شدن و عوض کردن، بوجود آورديد، اين بود که همه چيز از درون مردم ميجوشيد و ميجوشد. خطوط اصلي حرکت، در بسياري از موارد، با وجدان زنده وبيدار شما مردم تعيين شد و هنوز هم تعيين ميشود. شعارهاي انقلاب، از قلب واحساس و مغز و انديشه شما مردم بر ميخاست و هنوز هم بر ميخيزد... اين نسل، اين مردم، اين جوانها اين انسانها، اينان که انقلاب اسلامي و جنبش پرتوان اسلامي را با تمام ابعادش، با تمام وجودش قبول کردهاند، به آنها بگو: بياييد برويد، سيستان و بلوچستان، سلاح هم نميخواهد برداريد، بجاي آن بيل برداريد، آنجا ميخواهيم قناتها را لايروبي کنيم، ميروند! توي زمستان برويد. منطقههاي برف گرفته پر برف، به کمک روستائيان محاصره شده، ميروند. به آنها بگويي گلپايگان سيل آمده، برويد به کمک مردم، ميروند. همين اواخر، ما در جريان سيل گلپايگان يک مجاهد راستين جانباز شهيد داشتيم. بنابر اين، تمام اين عناوين برجسته و ممتاز، متعلق به شما مردم است. شمائي که همه جا حضور داريد. شمائي که براي همه چيز آمادگي داريد. در علم هندسه، همه خطوط و شعاعهائي که از محيط يک دايره به سمت مرکز کشيده ميشود، در آنجا، مجتمع ميشوند. حال ابتداء اگر به ازاي هر درجه (از 360 درجه محيط دايره) يک خط در نظر بگيريم و بعد به ترتيب درجه را، به دقيقه و سپس آن را به ثانيه و... محاسبه کنيم، بدين ترتيب، هزاران خط خواهيم داشت که از يک طرف همه آنها در يک نقطه متمرکز شدهاند، بنام نقطه اتصال، نقطه تجمع، کانون. واين يعني جائي که همه نيروها در آنجا بصورت منسجم، متراکم و متمرکز حضور دارند.
حال دشمن دانسته، آگاهانه و حساب شده بسراغ همين نقطه آمده، نقطهاي که ميتواند در عين حال جامعيت نيز داشته باشد. دشمن بار ديگر اين نقطه را شناخته، قبلاً هم شناخته بود. حالا بار ديگر هم شناخته است. لذا تمام حملات را متوجه اين نقطه ميکند. نقطهاي که ميتواند همه را فراخواند، فراخواند به اينکه با هم باشيد، با هم زندگي کنيم، با هم حرکت کنيم، با هم با دشمن روبرو شده و بيرونش کنيم وبا هم بسازيم. اکنون بايد ديد، باطل السحر اين کيد و نيرنگ دشمن چيست؟ اين خودآگاهي پيوسته و مستمر شما. اگر از من بپرسيد، ميگويم: دشمنان کور خواندهاند. همينطور که در طول سالهاي 42 تا 57، همه نقشههاي تجربه شده دشمن، براي نابودي اين قيام و حرکت، خنثي و بياثر شد، و حتي کارهاي احمقانهاي که براساس اين نقشهها انجام داد، بر شتاب و توان و برد حرکت افزود، از اين به بعد هم، همه اين نقشهها و نيرنگهاي دشمن، نقش بر آب خواهد شد. چرا که مردم، مردم ديگري هستند. من يک نمونهاش را مطرح ميکنم. نمونهاي که هم برادرها و هم خواهرها، شاهد عيني آن بودهايد و هستيد. براي اينکه زن در جامعه، نقش والاي ولايت و مسئوليت و تعهد اسلامي و سياسي و اجتماعيش را آگاهانه ايفا کند، کدام طرح و برنامه، به اندازه برنامههاي دو سال ونيم اخير، ميتوانست منشا اثر باشد؟ کدام برنامه تا کنون توانسته است در طول مدتي کوتاه، زنان يک جامعه را يک پارچه، به ميدان عمل آگاهانه و متعهدانه بکشاند؟ در کدام جامعه، يک چنين انقلاب گسترده عميق و نيرومند، در رابطه زن با جامعه و مسئوليتهاي اجتماعيش، سراغ داريد؟ فکر ميکنيد امروز چند درصد از زنان ما، در برنامههاي سياسي واجتماعي حضور فعالانه دارند؟ چيزي نزديک به صد درصد! کدام حرکت، کدام نقشه و کدام فرهنگ، ميتوانست در فاصلهاي چنين کوتاه زن را به اوج انسانيت متعهد پيش ببرد؟ اين خصلتهاي خاص اين انقلاب است. آن هم حضور زن عفيف پوشيده با حجاب جدي، شجاع، نترس، نيرومند!...
فرهنگ جامعه ما، فرهنگ حرکت، پويائي، آگاهي و قهرماني است. حالا آمريکا و عمالش، چپ و راست، آيا اينها ميتوانند اين ملت را دوباره برگردانند در يک حرکت ارتجاعي به آنجائي که دشمنان اسلام و دشمنان مسلمين، صهيونيستهاو امپرياليستها آرزو ميکنند؟ هرگز! دشمن نه از اين خوابهاي خوش بيند و نه از اين خوابهاي آشفته و پريشان، چرا که هيچکدامش به واقعيت نخواهد پيوست. اکنون با همه اين اوصاف، موضع امروز من و شما، در اين مرحله حساس که در آن قرار داريم، چه بايد باشد؟ ما امروز در کدام مقطع زندگي ميکنيم؟ و چه وظايفي در پيش داريم؟ برادرها! خواهرها!... آيا کار شما هم تمام شد؟ بنا داريد بگوييد خوب الحمدلله، حال ديگر برويم سراغ کار و زندگيمان؟ کدام انقلاب تا حالا اينطور بوده؟ ما حالا خيلي کار داريم. بايد، شب و روز، بيدار و آماده و حاضر باشيم. آيا شما منتظر نشستهايد ببينيد ما چه ميگوييم (تا) آن کار را انجام دهيد؟ اگر چنين لطفي به ما داريد، صميمانه از شما سپاسگزار هستيم، اما خواهش ميکنيم از اين لطف. يک گام بالاتر برويد. همانطور که در اين دو سه سال اخير با هم فکر ميکرديم، با هم نقشه ميکشيديم، با هم عمل ميکرديم، ميخواهيم سالهاي سال با هم فکر کنيم، با هم رهيابي کنيم، با هم درد و درمان را بشناسيم وبا هم عمل کنيم.
برادر! خواهر! آن روز که تو بخواهي بگوئي من ديگر خاطرم جمع شده، مملکت، رهبران و مسئولان مسلمان مؤمن آگاه و متعهد پيدا کرده، خودشان وظايف خودشان را البته ميشناسند و عمل ميکنند، آن روز، روز انحطاط و ارتجاع، و سير قهقرائي در انقلاب ماست. و خدا کند چنين روزي هرگز در جامعه ما پيش نيايد. بنابر اين ما بايد هميشه با يکديگر انديشيده وعمل نمائيم. چه کسي گفته که تمام معلومات و تجربهها، نزد افراد خاصي است؟ خيال ميکنيد وقتي ميگوييم از شما بچهها ميآموزيم، شوخي يا تعارف ميکنيم؟... شما اين شعارها را ساختيد، و چه قشنگ و راحت، همه ميفهميدند. شعارها هم خوب است همينطور باشد، مردمي. از مردم برخاسته و بر دل مردم نشسته. کسي با شما تعارف نميکند، کسي نميخواهد شما را گول بزند، و فريب گونه با شما سخن بگويد! جامعه انقلابي واقعي که در آن انقلاب فرهنگي، عميقاً روي داده باشد؛ جامعهاي است که در آن رهبران، رهروان، و مردم همه از هم ميآموزند. همه خلاقيت دارند، همه ابتکار دارند. بنابر اين، اينکه بگوئيم، الحمدلله انقلاب به ثمر رسيد و تلاش کرديم و يک سال و چند ماه هم، بعد از پيروزي زحمت کشيديم، پاي صندوق رفتيم، راي داديم، راهپيمائي کرديم و حال بعد از افتتاح مجلس و روي کار آمدن دولت، ديگر برويم سراغ کار و زندگي خودمان، اين با ماهيت انقلاب اسلاميمان جور در نميآيد و نميسازد!...
نتيجه مطلب اين شد که اگر مردم ما با اعماق وجودشان وبا همه روح و ضمير و وجدانشان اين مطلب را در نيافته باشند که انقلاب و عوض شدن بنيادي يک جامعه، کار يک روز و دو روز ويا يکسال و چند سال نيست، و انقلاب عبارت است از انتخاب راه تازهاي که بايد با هشياري و آگاهي و فداکاري، آن را وجب به وجب طي کرد، آن وقت است که اصل انقلاب به خطر خواهد افتاد. دوستان عزيز! برادرها و خواهرها! آنها که اين نغمه را ميسرايند که تا کي بايد براي اين انقلاب خون داد، شهيد داد، راه رفت، شعار داد، فرياد کشيد و سلاح بر دوش گرفت؟ اينها يا ناآگاهان ناآشنا به سنت انقلابند يا دشمنان مکار فريبکار که ميخواهند ملت ما را از پيمودن اين راه سعادتآفرين باز دارند. بپذيريد، بيابيد و نشان دهيد که ما سالهاي سال، جانبازي و فداکاري خواهيم کرد...
انقلاب و ثمرات آن را انسان مفت و ارزان به چنگ نميآورد. اکنون آيا ميگوييد اگر ميدانستيم که انقلاب اين همه دردسر دارد، اصلاً انقلاب نميکرديم؟ ما انقلاب را از اول با تمام دردسرهايش انتخاب کرديم. درحاليکه ميدانستيم يک نظام ريشهدار، اما پوسيده و در هم فرو ريخته بيست و پنج قرني راداريم از بين ميبريم و تا بيائيم، بر ويرانههاي اين نظام، يک نظام مترقي، اسلامي، سازنده و سعادتساز برقرار کنيم، ممکن است اين کار عمر يک نسل را به خود اختصاص دهد. بنابر اين، لطفاً کمربندها را محکم ببنديد و نيروها را براي تلاش و حرکت و مبارزه و ساختن، کشتن و کشته شدن، ساختن و ويران کردن (هنوز هم خيلي چيزها را بايد ويران کنيد و خيلي چيزها را بايد به جاي اين ويران شدهها بسازيد) متمرکز نماييد. سالهاي سال، با تحمل هرگونه مشقت و تنگنا و تحمل هرگونه حادثه و شهادت و حتي تشنگي و گرسنگي، انقلاب اسلامي را تا مرحله کمال دنبال کنيم....
منبع- جاودانه تاريخ 3، گفتارها 1، صص 99 - 110
انتشارات روزنامه جمهوري اسلامي
ــــــــــــــــــ
1- حقيقت، واقع مطلب
2- سوره شوري آيه 38
3- سوره النساء آيه 141
*آن روز که بخواهي بگوئي من ديگر خاطرم جمع شده، مملکت، رهبران و مسئولان مسلمان مؤمن آگاه و متعهد پيدا کرده، خودشان وظايف خودشان را البته ميشناسند و عمل ميکنند، آن روز، روز انحطاط و ارتجاع، و سير قهقرائي در انقلاب ماست. و خدا کند چنين روزي هرگز در جامعه ما پيش نيايد
*ما بايد هميشه با يکديگر انديشيده و عمل نمائيم. چه کسي گفته که تمام معلومات و تجربهها، نزد افراد خاصي است؟
*فرهنگ جامعه ما، فرهنگ حرکت، پويائي، آگاهي و قهرماني است. حالا آمريکا و عمالش، چپ و راست، آيا اينها ميتوانند اين ملت را دوباره برگردانند در يک حرکت ارتجاعي به آنجائي که دشمنان اسلام و دشمنان مسلمين، صهيونيستهاو امپرياليستها آرزو ميکنند؟ هرگز!
*دشمن دانسته و آگاهانه و حسابشده به سراغ نقطه اتصال و تجمع و کانون نيروهاي انقلاب که بصورت منسجم و متراکم و متمرکز حضور دارند، آمده است