هوشياري ايراني در فصل شکست جنگ طلبان
غلامرضا بني اسدي
ميشود براي پيروزي يک طرف هورا نکشيد اما از شکستِ طرف ديگر خوشحال بود. اين دقيقا حال ماست بعد از شکستِ ترامپ و نتانياهو در انتخاباتي که از آن سرافکنده بيرون آمدند. طرف پيروز هم اگر چه در تاکتيک – معمولا - متفاوت عمل ميکند اما در راهبرد، چندان فرقي ندارند. اين يعني ما به برندگان هم نه تنها تکيه نميکنيم که اندک اميدي هم نميبنديم. ميدانيم که مثل هميشه بايد روي پاي خود بايستيم. زانوي ايراني، به قوت يا علي بارها برخاسته است بيآن که از زخمهاي فراوان خسته شود. امروز هم همين نگاه راهبرد ما را ميسازد. بايد از همه ظرفيتهاي منطقهاي و جهاني استفاده کنيم اما تکيه ما بايد به توش و توان ملي باشد. به توشهاي که ايرانيان، يکان به يکان، در فراهم سازي آن نقش دارند. به نيرويي که از هوش و غيرت ايراني برمي خيزد و چون به اتحاد ميرسد ميتواند معجزه کند. بله، ما روي پاي خود ايستادهايم اما خوشحاليم براي از پا افتادن دشمنانِ خونريزي که آتش در خانه ايراني انداختند. خوشحاليم که تروريستها، شکست خوردند. خوشحاليم از اين که کساني که شعار «رژيم چنج» در ايران ميدادند، خودشان «چنج رژيم» شدند.
براي من قابل فهم نيست که برخيها اين خوشحالي را هم نميتوانند تاب آورند. همانها که ميگويند مگر شما پيروز شدهايد که خوشحاليد؟ انگار عزا گرفتهاند آناني که همه اميدشان به «کمک در راه است» بود. همان وطنستيزاني که ميخواستند در بغلِ «عمو ترامپ» و عمويشان «بيبينتانياهو» به آرزوهاشان برسند اما ما راه را گم نميکنيم. حواسمان پرت نتايج انتخابات ديگران نميشود. ما به انتخاب عقلاني خود پايبنديم. روي حقوق خود ميايستيم و کم هزينهترين راه را براي به دست آوردن آن انتخاب ميکنيم. گسترش ديپلماسي را به عنوان يک ابزار در خدمت هدف متعالي به کار ميگيريم و پلک برهم نميگذاريم و احتمالِ تندتر شدن فضا را هم از نظر دور نميداريم. ميدانيم «جنونِ شکست» گاه از «سرمستي پيروزي»، خطرناکتر است. همين دانسته را با اشراف به همه ساحات پايه کار ميکنيم تا از اين پيچ تاريخي، سربلند و تاريخ ساز بيرون بياييم. انشاالله.