هدفگيري بازوي فرهنگي، اعلان جنگ گروهک تروريستي با پيوند مردم و حاکميت
تحليل جامعهشناختي موج اخير خشونت در استان سيستان و بلوچستان
موج اخير حملات تروريستي در استان، پيامي متفاوت دارد، آماج گلولهها نيروهايي بودند که مأموريتشان نه در ميدان رزم، که در مدرسه و مسجد و محله تعريف شده بود، اعتراض مردم استان نيز به اين اقدام يکپارچه بود؛ اين گوياترين پاسخ به طراحان اين خشونت بود.
فرهنگ استان سيستان و بلوچستان خشونت کور را پس ميزند. اينجا قرنهاست دو مذهب و دو تبار، در بازار و مزرعه و عزا و عروسي شريک زندگي يکديگرند. گروهکي که براي جنايت خود پوشش مذهبي يا قومي ميتراشد، پيش از هر چيز به همين فرهنگ بومي اهانت کرده است.
تروريسم يعني گروهکهاي معاند اجارهاي در مرزهاي شرقي در اين مرحله وارد «جنگ با پيوند» شده است. آنچه بقاي گروهکها را تهديد ميکند، نه صرفاً اقتدار نظامي، که اعتماد ميان مردم و حاکميت است. پس عامل اين اعتماد يعني نيروي فرهنگي، معلم، مبلغ و معتمد محلي، هدف بعدي است. همزماني اين موج با پيشرفت محسوس طرحهاي توسعهاي جنوب شرق نيز تصادفي نيست. هر ريل و بندري که به بهرهبرداري نزديک ميشود، راهبرد خشونت را در ذهن مردم بيمعناتر ميکند. حاکميت نيز اگرچه با رسيدگي فوري پاي کار آمده، بايد بپذيرد که پشتيباني از نيروهاي امنيت و اقدام فرهنگي پايدار، نبايد منتظر حادثه بماند؛ به همين دليل مطالبه پاسخگويي که اين روزها از سمت مردم شنيده ميشود، عين دلسوزي است نه تضعيف.
راه پيش رو، روشن است. شتاب در توسعه استان سيستان و بلوچستان و تقويت عوامل اعتماد مردم و حاکميت در اين استان. هر روز تأخير در تقويت اين اعتماد، ميدان را به ويرانگران واميگذارد.
مصطفي جهانشاهي