ويژگيهاي اداره مطلوب جامعه اسلامي
در انديشه شهيد مظلوم آيتالله بهشتي
... ديگر ما مملكت هزار فاميل نخواهيم داشت! هرم جامعه ما ميدان و فضاي باز براي تكامل و پيشرفت و كماليابي انسانهاست هر فرد انساني خودش را در اين هرم شناور ميبيند و در اين شناوري ممكن است يك كسي كه آن بالا قرار گرفته آرام آرام عقب بماند. و آنقدر بيايد پائين تا برسد به قاعده هرم ونيز يك كسي در پايين هرم قرار گرفته، سريع و شتابان حركت كند برود تا رأس هرم. هرم جامعه ما بايد نشاندهنده يك جامعه آزاد (آزاد، نه به معناي هرزگي و بيبند وباري) براي كمال انساني، براي سير اليالله و داراي ميدان باز واقعي براي حركت به سوي كمال باشد و براي اينكه اين هرم بتواند با يك چنين آزادي لازم براي تكامل انسانها بوجود آيد چيزها لازم داريم.
ما بايد انسانهاي جامعهمان را از تنگناهاي مصنوعي اقتصادي آزاد كنيم. امروز در اين جامعه، تنگناهاي مصنوعي اقتصادي، براي روستائيان، كارگران، كارمندان جزء دولت، آموزگاران، معلمان و براي بسياري از افراد ديگر به شكل بازدارنده و سرگرمكننده درآمده و نميگذارد آنها و خانوادههايشان فارغالبال از اين نيازهاي اوليه در سير كمال قرار گيرند. لذا بايد اين تنگناها را از بين ببريم. ما در قانون اساسي در فصل اقتصاد به اين نكته توجه دقيق كردهايم. چون قرار بوده قانون اساسي جمهوري اسلامي باشد! در جلسه سخنراني ديشب متن يكي از سؤالاتي كه به دستم رسيد اين بود كه به ما بگوئيد آينده اين انقلاب چه خواهد شد؟ آيا جامعه جمهوري اسلامي ايران به سوي سرمايهداري پيش خواهد رفت؟ (مثل اينكه سؤال كننده فصل اقتصاد قانون اساسي را خوب نخوانده بود). فصل اقتصاد واصول اقتصادي قانون اساسي با دقت و مطالعه تنظيم شده وبه ياري خدا با قوانين تفصيلي مصوب مجلس شوراي اسلامي، «خط نه شرقي نه غربي اقتصاد اسلامي» را عينيت و تحقق خارجي خواهد بخشيد تا معلوم شود نظام اسلامي، نظام سرمايهداري نيست.
چرا الگوي بيگانه؟
من اين نكته را بارها خطاب به گروههاي چپ، چپنما و التقاطيون گفتهام كه بياييد بنشينيم صحبت كنيم، ببينيم چه ميخواهيد كه ما در اسلام نميتوانيم تأمين كنيم، تا برويم سراغ مكتبهاي ديگر.
سالها دل طلب جام جم از ما ميكرد
آنچه خود داشت ز بيگانه تمنّا ميكرد
ما در اصول قانون اساسي پيشبيني كردهايم كه با يك برنامهريزي و حركت اقتصادي، وضعي بوجود آيد كه اولاً انسانها براي خودشان كاركنند و امكانات كار آزاد را به صورت فردي، گروهي و تعاوني كوچك، گروههاي بزرگ و تعاونيهاي بزرگ داشته باشند.
بند 2 از اصل چهل وسوم قانون اساسي ميگويد: جامعه و دولت وظيفه دارند به همه كساني كه ميخواهند كار كنند اما سرمايه و ابزار كار ندارند، همت گمارند براي توليدي كه بازدهش از آن خود آنهاست، تا ديگر به وسيله صاحبان سرمايه و ابزار استثمار نشوند. واقعاً از اين بهتر چيست؟ حتماً ما بايد برويم به سمت الگوهاي ديگران؟ حتماً بايد برويم به سمت اقتصاد دولتي كه سرمايهدار رفته دولت سر جايش نشسته است؟ شما همه ميدانيد كه شغل آزاد يك معني ديگر براي انسان دارد. شغل آزاد هم از نظر اقتصادي ممتاز است، هم از نظر اجتماعي وهم از نظر معنوي. آزاد در شرايط اقتصادي، آزادي و حريت اجتماعي انسان را زياد ميكند. ميگويند آقا اين فرمولي كه شما پيشبيني كردهايد اجرايش طول ميكشد! حال از شما ميپرسم مگر فرمولهايي كه ديگران دارند يك شبه و يك هفته قابل اجراست؟ (نقل آن آقائي كه ميگفت: دوشبه كشاورزي ايران را درست ميكنيم!)
برادرها وخواهرها از شما خواهش ميكنم سرگذشت جامعههاي ديگري را كه انقلاب اقتصادي كردهاند مطالعه كنيد، ببينيد تا چند سال دچار نابسامانيهاي اقتصادي بودهاند؟ ببينيد تا چند سال دائماً نقشههايشان و طرحهايشان تجربه ميشد و ناموفق از آب در ميآمد.
لذا حوصله، شكيبايي، قدرت و توان داشته باشيد. شما در تاريخ انقلابهاي دنيا ميبينيد كه در اين دورههاي اخير يكي از خواستهها و آرمانهاي انقلاب اين بوده است كه زنان و بانوان جامعه وضعشان عوض بشود انقلابي شوند. حالا از شما ميپرسم در كجاي دنيا زنانش به اندازه زنان جامعه ما در اين سه سال اخير دچار انقلاب واقعي شدهاند؟ بگوئيد در كجاي دنيا ودر كداميك از اين انقلابات ديدهايد كه طي دو سه سال زن و مرد در متن جريان انقلاب اينگونه حضور خلاق و فعال و ثمربخش و تعيين كننده يافته باشند؟ شما خواهرها آيا راستي در مقايسه با وضع امروز و ديروزتان، با پنج سال قبلتان، احساس دگرگوني عميق روحي، اخلاقي، رفتاري، شجاعت، آگاهي، فعاليت اجتماعي و حضور در صحنه نميكنيد؟ امروز زن در صحنه زندگي است بدون اينكه براي روي صحنه آمدن، ناچار باشد خودش را به يك كالاي جنسي تبديل كند! لباس نپوشد خود را بيارايد و طعمه نظرهاي ناپاك مردان گردد. امروز زن ميتواند پوشيده، با عفت، پاكدامن، عزيز، سرفراز، سربلند، سرشار از عشق و شور ايمان به خدا، ايمان به مكتب، ايمان به مسئوليت در خانواده و در محل كار، در مبارزات اجتماعي، شركت فعال داشته باشد.
جاودانه تاريخ، ج7، گفتارها 5، صص169 تا 171
*ما بايد انسانهاي جامعهمان را از تنگناهاي مصنوعي اقتصادي آزاد كنيم. امروز در اين جامعه، تنگناهاي مصنوعي اقتصادي، براي روستائيان، كارگران، كارمندان جزء دولت، آموزگاران، معلمان و براي بسياري از افراد ديگر به شكل بازدارنده و سرگرمكننده درآمده و نميگذارد آنها و خانوادههايشان فارغالبال از اين نيازهاي اوليه در سير كمال قرار گيرند
*قانون اساسي ميگويد: جامعه و دولت وظيفه دارند به همه كساني كه ميخواهند كار كنند اما سرمايه و ابزار كار ندارند، همت گمارند براي توليدي كه بازدهش از آن خود آنهاست، تا ديگر به وسيله صاحبان سرمايه و ابزار استثمار نشوند