موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13484

طبابت يا تجارت؟

طبابت در جامعه ما از جايگاه ويژه‌اي برخوردار است. پزشک با جان و سلامت انسان‌ها سروکار دارد و مردم در يکي از حساس‌ترين و آسيب‌پذيرترين لحظات زندگي خود به او پناه مي‌برند. بيمار گاه ناچار است خصوصي‌ترين مسائل شخصي زندگي خود را با پزشک در ميان بگذارد و براي نجات جان يا بازيابي سلامتي خود، به تشخيص و تصميم او اعتماد کند. از همين روست که مي‌گويند: «طبيب محرم بيمار است.»

اين جايگاه ويژه، صرفاً حاصل دانش و تخصص پزشکان نيست بلکه بيش از آن، ريشه در اعتماد عمومي و انتظارات اخلاقي جامعه از اين حرفه دارد. مردم از پزشک انتظار دارند که پيش از هر چيز، سلامت بيمار را در نظر بگيرد و منافع مادي را بر مسئوليت انساني و حرفه‌اي خود مقدم نداند.

با اين مقدمه، ضمن احترام به جامعه فرهيخته پزشکي و پزشکان متعهدي که با وجدان و احساس مسئوليت به مردم خدمت مي‌کنند، بايد به اين واقعيت تلخ نيز اشاره کرد که گاهي کساني وارد حرفه پزشکي مي‌شوند که به‌جاي طبابت، تجارت را هدف اصلي خود قرار داده‌اند. تجارت با سلامت مردم، آن هم در بازاري که مشتريانش اغلب ناگزير از مراجعه‌اند.

البته دريافت حق‌الزحمه در برابر خدمات پزشکي، نه‌تنها مذموم نيست، بلکه امري طبيعي و ضروري است. پزشک نيز مانند هر متخصص ديگري حق دارد از حاصل دانش، تجربه و تلاش خود بهره‌مند شود. مسئله از جايي آغاز مي‌شود که کسب درآمد، از چارچوب متعارف و اخلاقي خارج شود و به هدفي تبديل گردد که سلامت بيمار و مسئوليت حرفه‌اي در حاشيه آن قرار گيرد.

زيرميزي گرفتن، تحميل هزينه‌هاي غيرضروري، سوق دادن بيمار به خدمات يا مراکز خاص با انگيزه‌هاي مالي و شکل‌گيري روابط ناسالم و شبکه‌هاي سودجويانه، از جمله رفتارهايي هستند که مي‌توانند اعتماد مردم به جامعه پزشکي را خدشه‌دار کنند. وقتي پرداخت غيررسمي براي دريافت خدماتي که بايد در چارچوب ضوابط ارائه شوند، به امري رايج تبديل شود، گويي زيرميزي جاي خود را به روي‌ميزي داده است، وضعيتي که هم کرامت بيمار را ناديده مي‌گيرد و هم اعتبار حرفه پزشکي را زير سؤال مي‌برد.

اگر در بخشي از نظام درمان، مناسبات مافيايي و شبکه‌هاي ذي‌نفع شکل گرفته باشد، مقابله با آن نيازمند شفافيت، نظارت مؤثر و برخورد قاطع با متخلفان است.

در اين ميان، جامعه پزشکي و سازمان نظام پزشکي مسئوليتي مهم بر عهده دارند. انتظار مي‌رود اين نهادها با حفظ استقلال حرفه‌اي، سازوکارهاي نظارتي مؤثر را تقويت کنند، به شکايت‌هاي بيماران رسيدگي جدي داشته باشند،بازرسي‌هاي پنهان و آشکارخود را بيشتر کنند و اجازه ندهند رفتارهاي سودجويانه به نام يک صنف تمام شود. برخورد با متخلفان، دفاع از اعتبار پزشکان درستکار و حمايت از حقوق بيماران، دو روي يک مسئوليت مشترک هستند.

نبايد فراموش کرد که سکوت در برابر تخلف، اگر به تداوم و گسترش آن بينجامد، مي‌تواند به اعتبار همه اعضاي يک صنف آسيب بزند. البته مسئوليت اصلي تخلف بر عهده مرتکب آن است، نه تمام همکاران او اما حفظ اعتبار حرفه‌اي نيز مستلزم آن است که اهل همان حرفه در برابر انحرافات بي‌تفاوت نباشند.

در نهايت، مسئله اين است که طبابت، پيش از آنکه يک فعاليت اقتصادي باشد، حرفه‌اي انساني و مسئوليتي اخلاقي است. درآمد مشروع پزشک، محترم است اما تبديل درد و اضطرار بيمار به فرصتي براي سودجويي، با فلسفه وجودي اين حرفه سازگاري ندارد.

جامعه به پزشکان خود نياز دارد و پزشکان نيز براي انجام رسالت حرفه‌اي خود به اعتماد مردم نيازمندند. حفظ اين اعتماد، بدون مبارزه با فساد و سودجويي ممکن نيست.

پرسش پاياني اين است که آيا قرار است لباس سپيد پزشکي، نماد دانش، تعهد و التيام دردها باقي بماند يا در نگاه مردم، به پوششي براي تجارت با رنج بيماران تبديل شود؟

پاسخ اين پرسش را نه با شعار، بلکه با عملکرد پزشکان، سازمان نظام پزشکي و نهادهاي ناظر بايد داد.والسلام.

مسعود نادري