صديقه کبري(س)، الگوي تهذيب نفس و اخلاق اسلامي
بهرهاي از کلام امام خميني
امروز به استناد روايت 75 روز، سالروز شهادت حضرت صديقه کبري فاطمه زهرا سلامالله عليهاست. امام خميني رضوانالله تعالي عليه درباره ويژگيها و شخصيت حضرت صديقه کبري سلامالله عليها، تعبيرهاي دقيقي دارند که اين ويژگيها بسيارقابل تامل هستند. امام خميني با اينکه زبان خود را از بيان عظمت شخصيت حضرت فاطمه زهرا قاصر ميدانند اما درباره آن بانوي اطهر نکتهها، درسها، ژرفنگريها، اشارهها و کنايههاي عجيبي دارند که تعمق در آنها براي اهل معرفت، راهگشاست. در ايام شهادت حضرت فاطمه زهرا سلامالله عليها، گزيدهاي از سخنان و بيانات آن پير فرزانه را درباره شخصيت دخت گرامي پيامبر اسلام انتخاب کردهايم که مطالعه ميفرمائيد.
***
کوشش کنيد در تهذيب اخلاق و در وادار کردن دوستانتان به تهذيب اخلاق. کوشش کنيد که در مقابل آن جناياتي که بر شما وارد شد عکسالعمل نشان بدهيد، در حفظ همه حيثياتي که حيثيت بزرگ زن است، آن طوري که زن فريد، حضرت زهرا سلامالله عليها - بود. همه بايد به او اقتدا کنيد و کنيم و همه بايد دستورمان را از اسلام به وسيله او و فرزندان او بگيريم، و همان طوري که او بوده است، باشيد. و در علم و تقوا کوشش کنيد که عِلم به هيچ کس انحصار ندارد، علم مال همه است، تقوا مال همه است. و کوشش براي رسيدن به علم و تقوا وظيفه همه ماست و همه شماست. (صحيفه امام، ج19، ص184)
سعادتمندها آنهايي بودند که در کوخها بودند. آنهايي که در کاخها هستند سعادتمند نيستند. آن مقداري که برکات از کوخها در دنيا منتشر شده است هيچ در کاخها پيدا نميشود. ما يک کوخ چهار پنج نفري در صدر اسلام داشتيم، و آن کوخ فاطمه زهرا - سلامالله عليها - است. از اين کوخها هم محقرتر بوده، لکن برکات اين چيست؟ برکات اين کوخ چندنفري آن قدر است که عالم را پر کرده است از نورانيت و بسيار راه دارد تا انسان به آن برکات برسد. اين کوخ نشينان در کوخ محقر، در ناحيه معنويات آن قدر در مرتبه بالا بودند که دست ملکوتيها هم به آن نميرسد؛ و در جنبههاي تربيتي آن قدر بوده است که هرچه انسان ميبيند برکات در بلاد مسلمين هست و خصوصاً در مثل بلاد ماها، اينها از برکت آنهاست. خود رسول اکرم - صليالله عليه و آله و سلم - که در راس همه واقع است زندگي کوخ نشيني داشته است. خيال نشود که يک اتاق، حتي يک اتاق نظير اتاق متوسط اين جامعه داشتهاند. چند تا حجره داشتهاند، حجرههاي محقر. و اين شخص عاليمقام از همين حجره محقر نورش به ملک و ملکوت افتاده است و سِعِه تربيتش در تمام جهان توسعه پيدا کرده است. در صورتي که آنچه او ميخواست باز نشده است و بشر به اين زودي نميتواند برسد به او مگر ان شاءالله خلف صالح او بيايد و با دست مبارک او تربيت عاليه تحقق پيدا بکند... طبع کاخ نشيني منافات دارد با تربيت صحيح. (صحيفه امام، ج17، صص373 و 374)
فاطمه زهرا - سلامالله عليها، زني که افتخار خاندان وحي [است] و چون خورشيدي بر تارک اسلام عزيز ميدرخشد. زني که فضايل او همطراز فضايل بينهايت پيغمبراکرم و خاندان عصمت و طهارت بود. زني که هر کسي با هر بينش درباره او گفتاري دارد و از عهده ستايش او بر نيامده - که احاديثي که از خاندان وحي رسيده به اندازه فهم مستمعان بوده - و دريا را در کوزهاي نتوان گنجاند، و ديگران هرچه گفتهاند به مقدار فهم خود بوده، نه به اندازه مرتبت او. پس اولي آنکه از اين وادي شگفت در گذريم و به فضايل زن رو آوريم که قلمهاي مسموم خطا کار و گفتار گويندگان بيفرهنگ در اين نيم قرن سياه اسارت بار عصر ننگين پهلوي، زن را به منزله کالايي خواستند درآورند و آنان را که آسيب پذير بودند به مراکزي کشيدند که قلم را ياراي ذکر آن نيست. (صحيفه امام، ج12، ص274)
من راجع به حضرت صديقه - سلامالله عليها - خودم را قاصر ميدانم که ذکري بکنم، فقط اکتفا ميکنم به يک روايت که در کافي شريفه است و با سند معتبر نقل شده است و آن روايت اين است که حضرت صادق – سلامالله عليه - ميفرمايد: فاطمه - سلامالله عليها بعد از پدرش 75 روز زنده بودند در اين دنيا، بودند و حزن و شدت برايشان غلبه داشت و جبرئيل امين ميآمد خدمت ايشان و به ايشان تعزيت عرض ميکرد و مسائلي از آينده نقل ميکرد. ظاهر روايت اين است که در اين 75 روز مراودهاي بوده است؛ يعني، رفت و آمد جبرئيل زياد بوده است و گمان ندارم که غير از طبقه اول از انبياي عظام درباره کسي اينطور وارد شده باشد که در ظرف 75 روز جبرئيل امين رفت و آمد داشته است و مسائل را در آتيهاي که واقع ميشده است، مسائل را ذکر کرده است و آنچه که به ذريه او ميرسيده است در آتيه، ذکر کرده است و حضرت امير هم آنها را نوشته است، کاتب وحي بوده است حضرت امير، همان طوري که کاتب وحي رسول خدا بوده است - والبته آن وحي به معناي آوردن احکام، تمام شد به رفتن رسول اکرم - کاتب وحي حضرت صديقه در اين 75 روز بوده است. مسئله آمدن جبرئيل براي کسي يک مسئله ساده نيست. خيال نشود که جبرئيل براي هر کسي ميآيد و امکان دارد بيايد، اين يک تناسب لازم است بين روح آن کسي که جبرئيل ميخواهد بيايد و مقام جبرئيل که روح اعظم است، چه ما قائل بشويم به اينکه قضيه تنزيل، تنزل جبرئيل، به واسطه روح اعظم خود اين ولي است يا پيغمبر است. او تنزيل ميدهد او را و وارد ميکند تا مرتبه پايين يا بگوييم که خير، حق تعالي او را مامور ميکند که برو و اين مسائل را بگو. چه آن قسم بگوييم که بعض اهل نظر ميگويند و چه اين قسم بگوييم که بعض اهل ظاهر ميگويند، تا تناسب ما بين روح اين کسي که جبرئيل ميآيد پيش او و بين جبرئيل که روح اعظم است نباشد، امکان ندارد اين معنا و اين تناسب بين جبرئيل که روح اعظم است و انبياي درجه اول بوده است مثل رسول خدا و موسي و عيسي و ابراهيم و امثال اينها، بين همه کس نبوده است، بعد از اين هم بين کسي ديگر نشده است. حتي درباره ائمه هم من نديدهام که وارد شده باشد اينطور که جبرئيل بر آنها نازل شده باشد، فقط اين است که براي حضرت زهرا - سلامالله عليها - ست که آنکه من ديدهام که جبرئيل بهطور مکرر در اين 75 روز وارد ميشده و مسائل آتيهاي که بر ذريه او ميگذشته است، آن مسائل را ميگفته است و حضرت امير هم ثبت ميکرده است... در هر صورت من اين شرافت و فضيلت را از همه فضايلي که براي حضرت زهرا ذکر کردهاند - با اينکه آنها هم فضايل بزرگي است - اين فضيلت را من بالاتر از همه ميدانم که براي غير انبيا - عليهم السلام - آن هم نه همه انبيا، براي طبقه بالاي انبيا - عليهم السلام - و بعض از اوليايي که در رتبه آنها هست، براي کس ديگر حاصل نشده. و با اين تعبيري که مراوده داشته است جبرئيل در اين هفتاد و چند روز، براي هيچ کس تاکنون واقع نشده و اين از فضايلي است که از مختصات حضرت صديقه - سلامالله عليها - است. (صحيفه امام، ج20، صص4 تا 6)
خانه کوچک فاطمه - سلامالله عليها - و اين افرادي که در آن خانه تربيت شدند که به حسب عدد، چهار - پنج نفر بودند و به حسب واقع، تمام قدرت حق تعالي را تجلي دادند، خدمتهايي کردند که ما را و شما را و همه بشر را به اعجاب درآورده است. خطبه فاطمه زهرا - سلامالله عليها - در مقابل حکومت و قيام اميرالمؤمنين و صبر اميرالمؤمنين در مدت بيست و چند سال و در عين حال کمک کاري به حکومت موجود و بعد هم فداکاري در راه اسلام و فداکاري دو فرزند عزيزش، امام مجتبي که يک خدمت بسيار بزرگ و دولت جابر اموي را با آن خدمت رسوا فرمود و خدمت بزرگ برادر ارجمندش حضرت سيدالشهدا، چيزهايي بود که همه ميدانيد و ميدانيم. و با اينکه عده کم و اسباب و ابزار جنگ پيش آنها کم بود، لکن روح الهي و روح ايمان آنها را آنطور کرد که بر همه ستمکاران عصر خودشان غلبه پيدا کردند و اسلام را زنده کردند و براي ما و شما برادرهاي عزيز الگو شدند که ما از کمي عده و کمي عُده و کمي ابزار جنگ در مقابل تمام قدرتهايي که امروز با ما به جنگ برخاستهاند، مقاومت کنيم، و همان طوري که اولياي ما – عليهمالسلام - نشان دادند که در مقابل مستکبران گاهي با تبليغ و گاهي با اسلحه بايد ايستاد و مستکبران را بايد به جاي خودشان نشاند، ما هم الگوي آنها را، تبعيت از آنها را ميپذيريم. (صحيفه امام، ج16، صص87 و 88)
... تمام هويتهاي کمالي که در انسان متصور است و در زن تصور دارد - تمام - در اين زن است. زني که تمام خاصههاي انبيا در اوست. زني که اگر مرد بود، نبي بود؛ زني که اگر مرد بود، به جاي رسولالله بود. تمام حيثيت زن و تمام شخصيت زن موجود شد. معنويات، جلوههاي ملکوتي، جلوههاي الهي، جلوههاي جبروتي، جلوههاي مُلکي و ناسوتي - همه - در اين موجود مجتمع است. انساني است به تمام معنا انسان؛ زني است به تمام معنا زن. از براي زن ابعاد مختلفه است؛ چنانچه براي مرد، و براي انسان. اين صورت طبيعي نازلترين مرتبه انسان است و نازلترين مرتبه زن است و نازلترين مرتبه مرد است؛ لکن از همين مرتبه نازل، حرکت به سوي کمال است. انسان، موجود متحرک است؛ از مرتبه طبيعت تا مرتبه غيب، تا فنا در الوهيت. براي صديقه طاهره اين مسائل، اين معاني حاصل است. از مرتبه طبيعت شروع کرده است، حرکت کرده است؛ حرکت معنوي؛ با قدرت الهي، با دست غيبي، با تربيت رسولالله - صليالله عليه وآله وسلم - مراحل راطي کرده است تارسيده است به مرتبهاي که دست همه از او کوتاه است... معالاسف زن در دو مرحله مظلوم بوده است؛ يکي در جاهليت. در جاهليت، زن مظلوم بود، و اسلام منت گذاشت بر انسان، زن را از آن مظلوميتي که در جاهليت داشت بيرون کشيد. مرحله جاهليت مرحلهاي بود که زن را مثل حيوانات - بلکه پايينتر از او [ميشمردند]. زن در جاهليت مظلوم بود. اسلام زن را از آن لجنزار جاهليت بيرون کشيد. (صحيفه امام، ج7، صص337 و 338)
*فاطمه زهرا، زني که افتخار خاندان وحي است و چون خورشيدي بر تارک اسلام عزيز ميدرخشد. زني که فضايل او همطراز فضايل بينهايت پيغمبراکرم و خاندان عصمت و طهارت بود
* حضرت زهرا سلامالله عليها زن فريد بود. همه بايد به او اقتدا کنيد و کنيم و همه بايد دستورمان را از اسلام به وسيله او و فرزندان او بگيريم و همان طوري که او بوده است باشيد
*امام خميني: در صدر اسلام يک کوخ چهار پنج نفره داشتيم که کوخ فاطمه زهرا سلامالله عليها بود... اين کوخنشينان در کوخ محقر، در ناحيه معنويات آنقدر در مرتبه بالا بودند که دست ملکوتيها هم به آن نميرسيد
*همه ما در تهذيب اخلاق و وادار کردن دوستان به تهذيب اخلاق بايد به حضرت فاطمه زهرا سلامالله عليها اقتدا کنيم
*تمام حيثيت زن و تمام شخصيت زن در فاطمه زهرا موجود شد. معنويات، جلوههاي ملکوتي، جلوههاي الهي، جلوههاي جبروتي، جلوههاي مُلکي و ناسوتي - همه - در اين موجود مجتمع است