مسئوليت در قلعه سنگباران
غلامرضا بني اسدي
کشورها با شجاعت ساخته ميشوند. شجاعت فقط در ميدان رزم معنا نميشود. فقط اين نيست که سينه سپر کنيم جلوي تير و تيغ. اين محترم است در شکوه شهادت اما، همه نيازها در حماسهاي چنين به پاسخ نميرسد. ايرانِ امروز به شجاعتي تمام ساحتي نياز دارد. شجاعتِ شکستنِ بنبستها. شجاعتِ تصميمهاي بزرگ. شجاعتِ شکستنِ تابو ها. شجاعتِ شکست خوردن و باز ايستادن. شجاعتِ پل ساختن از شکست به سوي پيروزي. در کنار شجاعت، ما به مسئولان و کارگزاران شجاع نياز داريم. به مردان و زناني که از ريسک کردن نترسند. ديوارها را و بن بستها را به رسميت نشناسند و بر «رسمِ محافظه کاري» بشورند. محافظه کاري نه تنها فرصت نوسازي که توان بازسازي را هم ميگيرد اما...
باز هم رسيديم به جايي که يک «اما» در کار ميشود که اگر آن را با « ولي» حل نکنيم، راههاي باز هم به بن بست ميخورد. ولي بايد به مسئولان جرات و شهامت داد. هرچه به توليد ترس در کارگزاران بيانجامد ما را از هدف دور ميکند. همان چيزي که امروز به وفور دارد انجام ميشود. گروهي اندک اما بلند صدا، چنان در بلندگو هياهو ميکنند که کسي جرات اقدام عاقلانه نداشته باشد. صداي شان با غني سازي بلند گوها، هو، هوي تندباد ميگيرد. اين را بايد چاره کرد تا شجاعت توليد مثل کند. مسئولي که انجام صد درصدي امور را از او ميخواهيم بايد حداقلي از اختيار و پشتوانه اعتماد داشته باشد تا کار را پيش ببرد. نميشود مدام پيش پاي او سنگ انداخت و از پشت سر هم سنگش رد و بعد طلبکارانه پرسيد که چرا قدم از قدم برنمي دارد؟ کاري که امروز جماعتي دارند با دولت و مجلس و قوه قضائيه و شوراي عالي امنيت ملي ميکنند. راه بندان ايجاد ميکنند و بعد ميگويند چرا راه بسته است! تدبيرِ مسئولان را ناکام ميگذارند و باز طلبکار ميشوند که چرا کامشان تلخ است؟ اين موضوع را با موضعي عقلاني و قاطع بايد به صواب رساند.
در فضاي امن است که مسئولان ميتوانند شجاعت کنند و با اقدام و عمل، به حل مشکلات بپردازند. هرکس به اندازه مسئوليتش بايد اختيار داشته باشد. به قدِ اختيارش بايد ظرفيت پاسخگوييش قامت بکشد. خود پاسخگويي به توليد اقتدار ملي کمک ميکند. ما امروز با برهم خوردن تناسب بين مسئوليت و اختيار و پاسخگويي مواجهيم. به نظام رسيدن در اين سه گانه ما را به بلوغ يگانه «کارآمدي» اميدوار ميکند. اميد که باشد، ميتوان از سختترين موانع هم عبور کرد....