استانداران، با اختيارات چه ميکنند؟
بسمالله الرحمن الرحيم
تفويض بخشي از اختيارات دولت به استانداران که با خواست و اراده رئيسجمهور پزشکيان صورت گرفته، ايجاب ميکند استانداران بر تمام مسائل حوزه مسئوليت خود اشراف داشته باشند و مشکلات مردم را حل کنند.
اخيراً يک خانواده همداني که در يکي از شهرهاي مازندران دچار مشکل شده و از استاندار براي رفع اجحاف يک تعميرگاه خودرو استمداد کرده بود، گزارش داد استاندار مازندران ظرف يک و نيم روز مشکل او را حل و صاحب تعميرگاه را وادار به عقبنشيني، جبران و التزام به مقررات کرد (روزنامه جمهوري اسلامي 25 مهر 1405). اين روش بهويژه در بخش سرعت عمل و قاطعيت بايد الگوي تمام استانداران، فرمانداران، بخشداران و شهرداران شود بطوري که حل مشکل مردم و جلوگيري از اجحاف به آنان در سرلوحه اقدامات آنها قرار گيرد.
انجام وظيفه استانداران و ساير مسئولين استانها نبايد به اين يک نمونه محدود باشد. مهمترين مشکل امروز مردم با توجه به شرايط ويژه جنگي به مسائل معيشتي مربوط ميشود. در گزارشي که اين روزها از يک روستاي جنوب شرقي کرمان در بخش جازموريان در فضاي مجازي دست به دست ميشود گزارشگر در حضور اهالي روستا خطاب به وزير کشاورزي ميگويد بيش از دو ماه است که آرد عشايري به اين روستا نيامده و مردم اين روستا که با انواع محروميتها دست و پنجه نرم ميکنند و شکم خود را ناچارند فقط با نان سير کنند اکنون از اين تنها ماده غذائي خود هم محرومند...
درست است که مسئول اصلي حل مشکل اين مردم در درجه اول رئيسجمهور و وزير کشاورزي هستند ولي قبل از آنها استاندار کرمان که نزديکترين مسئول ارشد منطقه جازموريان و روستاي مورد نظر است بايد احساس مسئوليت کند و از هر طريق ممکن شرايطي را براي مردم روستا به وجود بياورد که حتي يک شب هم در انتظار آرد و نان نمانند. جايگاه استانداري فقط يک عنوان و مسئوليت تشريفاتي نيست. هر استانداري بايد در برابر نيازمنديهاي آحاد مردم حوزه مسئوليت خود چنان احساس مسئوليت کند که اگر بالاترين مقام کشور عازم سفر به استان او باشد و همزمان با سفر او مردم يک روستا زير فشار و مشکلات معيشتي يا بهداشتي و يا هر مشکل ديگري قرار داشته باشند، استاندار بايد استقبال و پذيرائي از آن مقام عالي کشوري را به معاونان خود بسپرد و خود به منطقهاي برود که مردم به وجود او براي حل مشکلاتشان نياز دارند. هيچ استاندار و فرماندار و بخشدار و شهرداري نبايد در اين واقعيت ذرهاي ترديد کند که پاي درد دل مردم نشستن و به حل مشکل مردم پرداختن بر تمام امور تشريفاتي و جلسات و ديدارها مقدم است. اين اميرالمؤمنين عليهالسلام است که در نامه به مالک اشتر به او ميفرمايد وقت، نيرو و امکانات بيتالمال را صرف مردم محروم کن و توصيه نميفرمايد مقامات مسئول بالا را تحويل بگير و رضايت آنها را جلب کن.
در شرايط دشوار کنوني که رئيسجمهور و اعضاي دولت ممکن است فرصت نداشته باشند به جزئيات امور استانها و شهرستانها رسيدگي کنند، اين استانداران هستند که بايد به دورترين نقطه و محرومترين افراد حوزه مأموريتشان توجه داشته باشند و فرصت دوران مسئوليت خود را که نعمتي الهي است وقف خدمت به مردم نمايند. استانداران ميتوانند با بسيج کردن مسئولين استان و شهرستانها، خيرين، نهادها و دستگاههاي مختلف، طرحهائي را براي حل مشکلات مردم اجرا کنند و بدون آنکه به دولت مراجعه نمايند حوزههاي مأموريت خود را بگونهاي مديريت کنند که محروميتها از بين بروند و مردم به قويترين پشتوانه حکمرانان تبديل شوند. اقتضاي دولت اسلامي اينست و وجود محروم و مستأصل حتي يک نفر در جامعهاي که با نام حکومت ديني اداره ميشود قابل پذيرش نيست.