موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13477

دکترين امنيتي جديد و هولناک اسرائيل

تريتا پارسي

اگر امروز قرار است فقط يک مطلب را بخوانيد، مطمئن شويد که آن همين است.

در مقاله‌اي خيره‌کننده که توسط رئيس يکي از برجسته‌ترين انديشکده‌هاي اسرائيل منتشر شده است، سرتيپ ذخيره تامير هايمن واقعيت دکترين امنيتي جديد اسرائيل را شرح مي‌دهد.

چند اصل کليدي که او توصيف مي‌کند.

1. آمريکا يک «قدرت رو به زوال» است و با توجه به تحولات اجتماعي و سياسي جاري خود، در هر صورت به‌زودي اسرائيل را رها خواهد کرد. اين امر اسرائيل را وادار مي‌کند تا براي اجتناب از «وابستگي بيش از حد» به آمريکل، به سمت اتکاي به نفس بيشتري حرکت کند زيرا وابستگي «اسرائيل را در معرض نفوذ يک سيستم ارزشي مترقي آمريکايي قرار مي‌دهد که با ماهيت يهودي اسرائيل سازگار نيست.»

سپس او نتيجه مي‌گيرد «بنابراين، قطع روابط با ايالات متحده نه تنها اجتناب‌ناپذير است، بلکه براي استقلال اسرائيل و تاب‌آوري هويت ملي يهودي آن امري حياتي است.»

2. اولويت هويت يهودي بر دموکراسي. هويت يهودي دولت بر سيستم حکمراني دموکراتيک آن تقدم دارد.

3. صلح به عنوان ابزاري نه يک هدف نهايي. «يک توافق صلح معنادار در خاورميانه دست‌نيافتني است، زيرا توافقات صلح صرفاً ترتيباتي فني و موقتي هستند که نيازمند ارزيابي مجدد مداوم مي‌باشند. براساس اين ديدگاه، صلح يک ارزش ذاتي که امنيت توليد کند نيست، بلکه ابزاري براي دستيابي به ساير اهداف سياستي است.»

4. رد وجود مستقل کشورهاي عربي. پيش‌فرض زيربنايي اين است که بيشتر کشورهاي عربي دولت-ملت‌هاي اصيل نيستند، بلکه مجموعه‌اي از قبايل و گروه‌هاي قومي فاقد تاريخ مشترک و يک چشم‌انداز ملي بنيادين هستند. در نتيجه، تضعيف ثبات آن‌ها به عنوان يک روند طبيعي تلقي مي‌شود، روندي که اسرائيل مي‌تواند آن را بسيار مؤثرتر از مقابله با دولت-ملت‌هاي قدرتمند مديريت کند و حتي روندي است که بايد تشويقش کند.

5. جنگ به عنوان يک وضعيت بنيادين. جنگ براي امنيت ملي ضروري است و نمي‌تواند با وضعيت صلح جايگزين شود، وضعيتي که همان‌طور که ذکر شد، صرفاً ابزاري است نه يک هدف نهايي... جنگ ضروري است و جنگ پيشگيرانه ترجيح داده مي‌شود زيرا دستاوردي چشمگير را از همان ابتدا تضمين مي‌کند.

6. اولويت مطلق ابتکار عمل و تهاجم بر دفاع. حملات پيشگيرانه و غافلگيرانه به عنوان تنها راه دستيابي به پيروزي ديده مي‌شوند و به تهاجم نسبت به دفاع ارجحيت مي‌دهند.

و موارد ديگري نيز وجود دارد.

نکته مهم اين است که هايمن اين دکترين را بعنوان پيشنهاد مطرح نمي‌کند بلکه او استدلال مي‌کند که اين مورد به دکترين امنيتي جديد اسرائيل تبديل شده و هم‌اکنون اجرا مي‌شود و لذا لازم مي‌داند اين دکترين در معرض عموم قرار گرفته و تشريح و تبيين شود.

او واقعيت را همان‌طور که مي‌بيند توصيف مي‌کند. و آن واقعيت به سادگي با يک اتحاد آمريکايي يا غربي با اسرائيل سازگار نيست - مگر اينکه غرب به موجوديت مشابه‌اي تبديل شود که جنگ را به عنوان يک حالت دائمي و مطلوبِ وجود تلقي کند.