وحدت در مقام عمل
از آنجايي که هنوز در شرايط جنگي به سر ميبريم و هر آن امکان تهاجم و تجاوز دشمن صهيونيستي به کشور عزيزمان وجود دارد، يکي از ضرورتهاي اجتماعي امروز، رعايت وحدت و پرهيز از طرح غيرمسئولانه موضوعات اختلافي در سطح عمومي جامعه است.
بحث از وحدت را ميتوان در دو مقام مطرح کرد، مقام نظر و مقام عمل. تمايز ميان اين دو براي فهم ماهيت وحدت در شرايط کنوني اهميت دارد.
وحدت در مقام نظر به معناي توافق فراگير در مسائل نظري و يکساني ديدگاههاست. دستيابي به چنين وحدتي محال است. زيرا شناخت تحت تأثير عوامل گوناگوني مانند اطلاعات، تجربهها، پيشفرضها و روشهاي تحليل و...قرار دارد. ازاينرو، نميتوان انتظار داشت همه افراد و گروهها در مسائل نظري و سياسي به ديدگاهي يکساني برسند.
پذيرش کثرت در مقام نظر و به رسميت شناختن ديدگاههاي مختلف و حتي متناقض، نهتنها واقعبينانه است، بلکه زمينهساز وحدت در مقام عمل نيز ميباشد. وحدتي که بر انکار تفاوت انديشهها و يکسانسازي نظرات استوار باشد، تحميلي، شکننده و ناپايدار است.
اساسا منظور از رعايت وحدت، وحدت در مقام عمل است. يعني افراد و گروهها، با وجود اختلافنظر در مسائل گوناگون، بتوانند در رفتار اجتماعي و سياسي خود بر سر اصولي مشترک همکاري کنند. بااينحال، وحدت عملي نيز بدون وجود مبنايي مشترک، سست و نااستوار خواهد بود. افراد و گروهها براي همکاري عملي بايد دستکم بر سر يک يا چند اصل مبنايي به توافق برسند.
هرچه مبناي مشترک فراگيرتر باشد، ظرفيت بيشتري براي گسترش وحدت عملي خواهد داشت و افراد بيشتري را در بر ميگيرد. براي مثال، اگر «حفظ تماميت ارضي ايران» محور وحدت قرار گيرد، همه ايرانياني را که به اين اصل معتقدند، فارغ از دين، مذهب، قوميت و گرايش سياسي، دربرميگيرد. در اين صورت، مسلمان و غيرمسلمان، اصلاحطلب و اصولگرا و ديگر گروهها و گرايشهاي سياسي، با وجود اختلافنظرهاي جدي در مسائل ديگر، ميتوانند بر سر اين اصل مشترک به وحدت عملي برسند.
چنين وحدتي افراد را به پذيرش يکساني کامل در همه حوزهها وادار نميکند و از همين رو، ظرفيت بيشتري براي تداوم دارد.
توصيه به وحدت اساساً زماني معنا پيدا ميکند که افراد و گروهها در رفتار سياسي و اجتماعي خود ديدگاههاي مختلف داشته باشند. دعوت به وحدت از کساني که در يک موضوع مشخص از قبل رفتار يکساني دارند.، تحصيل حاصل است و حکيمانه نيست.
البته وحدت در مقام عمل به معناي کنار گذاشتن نقدها و اختلافات نيست. ممکن است افراد درباره شيوه اداره کشور، عملکرد مسئولان يا چگونگي مواجهه با مسائل داخلي و خارجي اختلافنظر داشته باشند اما در عين حال، بر سر حفظ استقلال و تماميت ارضي کشور توافق کنند. در شرايط تهديد خارجي، معيار حفظ تماميت ارضي و حفظ منافع ملي است.
وحدت عملي، مستلزم پذيرش متقابل، گفتوگو و پرهيز از انحصارطلبي است. اگر گروهي خود را تنها معيار وحدت بداند و از ديگران بخواهد همه ديدگاههاي آن گروه را بپذيرند، در واقع وحدت را با يکسانسازي عقايد اشتباه گرفته است. وحدت به معناي حذف تفاوتهاي فکري و سياسي نيست بلکه به معناي يافتن زمينههاي مشترک و مديريت اختلافها در چارچوبي اخلاقي و قانوني است.
در شرايط کنوني، بهجاي اصرار بر يکسانسازي افکار و عقايد، بايد بر مباني مشترک و فراگير تأکيد کرد و امکان وحدت عملي را براي همه کساني که به اين مباني پايبندند، فراهم ساخت. والسلام.
مسعود نادري