موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13476

پرستاران، فرشتگاني که در روزهاي جنگ هم از بالين بيماران دور نشدند

روايت ميداني از راهروهاي يکي از بيمارستان‌هاي تهران، جايي که شيفت‌هاي سنگين، کمبود نيرو و حقوق ناکافي، زندگي کساني را تحت فشار گذاشته که هر روز مراقب جان بيماران هستند.

ساعت هنوز به ميانه روز نرسيده، اما راهروهاي بيمارستان شلوغ است. بيماري روي ويلچر منتظر انتقال به بخش است، مردي ميانسال چند بار از پذيرش درباره نوبت همسرش سؤال مي‌کند و زني که پرونده پزشکي فرزندش را در دست دارد، با نگراني به رفت‌وآمد کارکنان نگاه مي‌کند. صداي زنگ تلفن و حرکت تخت‌ها در راهرو مي‌پيچد و پرستاران، يکي پس از ديگري، ميان اتاق‌ها رفت‌وآمد مي‌کنند.

يکي از پرستاران از اتاقي بيرون مي‌آيد، نگاهي به پرونده در دستش مي‌اندازد و به سمت تخت بيماري مي‌رود که به رسيدگي نياز دارد. هنوز کارش تمام نشده که صداي يکي از همراهان از انتهاي راهرو بلند مي‌شود. پرستار لحظه‌اي مي‌ايستد، توضيح کوتاهي مي‌دهد و دوباره به کارش برمي‌گردد.

در نگاه اول، اين صحنه چيز عجيبي ندارد. بيمارستان است و کار پرستار، مراقبت از بيمار، پاسخ دادن به همراهان و رسيدگي به کارهايي که گاهي فرصت نمي‌دهند حتي چند دقيقه بنشيند. اما وقتي پاي صحبت پرستاران مي‌نشينيم، متوجه مي‌شويم ماجرا فقط به شلوغي بخش و خستگي پايان شيفت محدود نيست. پشت روپوش سفيد آنها، زندگي‌اي جريان دارد که با مشکلاتي مثل اجاره خانه، قسط، هزينه خوراک و نگراني براي آينده فرزندان گره خورده است.

پرستار در بيمارستان بايد مراقب جان بيمار باشد، اما بيرون از بيمارستان هم با همان مشکلاتي روبه‌روست که بسياري از خانواده‌ها هر روز با آنها دست‌وپنجه نرم مي‌کنند، با اين تفاوت که بخش زيادي از روزش را در محيطي پراسترس مي‌گذراند و گاهي براي جبران هزينه‌هاي زندگي، ناچار است ساعت‌هاي بيشتري کار کند.

«گاهي فرصت نمي‌کنيم غذايمان را بخوريم»

يکي از نخستين موضوعاتي که در صحبت با پرستاران مطرح مي‌شود، حجم کار و کمبود فرصت استراحت است. پرستاراني که در بخش‌هاي شلوغ فعاليت مي‌کنند، معمولاً بايد چند کار را هم‌زمان مديريت کنند، از بررسي وضعيت بيماران و دادن دارو تا ثبت اطلاعات، هماهنگي با پزشک و پاسخ دادن به سؤال‌هاي خانواده‌ها.

خانم رضواني، پرستار 39 ساله با 15 سال سابقه کار، درباره شرايط يک شيفت شلوغ به خبرنگار ما مي‌گويد: «گاهي از اول شيفت تا چند ساعت اصلاً فرصت نمي‌کنيم درست بنشينيم. هنوز کار يک بيمار تمام نشده، بيمار ديگري به رسيدگي نياز دارد. تلفن بخش زنگ مي‌خورد، همراه بيمار سؤال دارد و بايد حواسمان به همه‌چيز باشد. ممکن است غذايمان را هم با تأخير بخوريم، چون نمي‌شود بيمار را به حال خودش رها کرد.»

او مي‌گويد سختي کار فقط ايستادن و راه رفتن نيست: «از نظر جسمي خسته مي‌شويم، اما فشار روحي هم کم نيست. بيمار درد دارد، خانواده‌اش نگران است و ما بايد با آرامش کار کنيم. حتي وقتي خودمان خسته‌ايم، نمي‌توانيم خستگي‌مان را به بيمار منتقل کنيم.»

اين همان بخشي از کار پرستاري است که کمتر ديده مي‌شود. مردم معمولاً پرستار را درحال رسيدگي به بيمار مي‌بينند، اما کمتر کسي مي‌داند در طول يک شيفت چند بار مجبور شده است کارش را نيمه‌تمام بگذارد و به بيمار ديگري رسيدگي کند، چند بار از فرصت استراحت گذشته يا با چه فشار رواني‌اي به خانه برگشته است.

در چنين شرايطي، تعداد نيروهاي حاضر در بخش اهميت زيادي دارد. وقتي حجم بيماران با تعداد پرستاران تناسب نداشته باشد، فشار کار روي افراد حاضر بيشتر مي‌شود. اين فشار، علاوه بر خستگي کارکنان، مي‌تواند فرصت رسيدگي آرام و دقيق به بيماران را هم محدود کند.

خانم رضواني در ادامه تأکيد مي‌کند: «ما نمي‌خواهيم کارمان را کمتر انجام بدهيم. حرفمان اين است که وقتي تعداد بيماران زياد است، نيرو هم بايد متناسب با آن باشد. پرستار هم انسان است و توان مشخصي دارد. اگر هميشه با کمبود نيرو کار کنيم، بالاخره خستگي روي همه‌چيز اثر مي‌گذارد.»

حقوقي که پيش از پايان ماه تمام مي‌شود

صحبت که از داخل بيمارستان به زندگي شخصي پرستاران مي‌رسد، نگراني‌هاي ديگري خودشان را نشان مي‌دهند. شيفت کاري ممکن است تمام شود، اما اجاره خانه و قسط و هزينه‌هاي روزمره منتظر نمي‌مانند.

آقاي رضاپور، 45 ساله و پرستاري باسابقه که مسئوليت تأمين مخارج خانواده را بر عهده دارد، درباره وضعيت معيشتي خود به خبرنگار ما مي‌گويد: «آدم وقتي وارد اين شغل مي‌شود، مي‌داند کار سختي دارد. از نظر روحي و جسمي هم خودش را آماده مي‌کند. اما چيزي که آدم را اذيت مي‌کند اين است که با وجود اين همه کار، باز هم براي هزينه‌هاي معمول زندگي بايد حساب‌وکتاب کند.»

او درباره هزينه‌هاي ماهانه خانواده توضيح مي‌دهد: «اجاره خانه، خوراک، رفت‌وآمد، قبض‌ها و هزينه‌هاي بچه‌ها را که کنار هم مي‌گذاريد، مي‌بينيد بخش زيادي از درآمد از همان اول ماه خرج شده است. بعد هم هزينه‌اي پيش مي‌آيد که اصلاً در برنامه‌تان نبوده. مثلاً وسيله‌اي در خانه خراب مي‌شود يا يکي از اعضاي خانواده به پزشک نياز پيدا مي‌کند. آن وقت دوباره بايد از يک جاي ديگر بزنيد.»

براي پرستاري که اجاره‌نشين است، پرداخت اجاره مي‌تواند بخش بزرگي از درآمد را به خود اختصاص دهد. بعد از آن، خريد مواد غذايي، هزينه رفت‌وآمد و مخارج فرزندان باقي مي‌ماند. اگر خانواده دانش‌آموز داشته باشد، هزينه‌هاي مدرسه، لباس و وسايل مورد نياز تحصيل نيز به فهرست مخارج اضافه مي‌شود.

آقاي رضاپور ادامه مي‌دهد: «گاهي مجبور مي‌شويم بعضي خريدها را عقب بيندازيم. مثلاً مي‌گوييم اين ماه نمي‌توانيم فلان وسيله را بخريم يا بايد يک خرج را حذف کنيم تا به آخر ماه برسيم. شايد اين اتفاق براي خيلي از خانواده‌ها افتاده باشد، اما براي ما سخت‌تر است، چون بعد از يک شيفت سنگين، وقتي به خانه مي‌رسيم، دوست داريم کمي استراحت کنيم، نه اينکه دوباره نگران حساب‌وکتاب زندگي باشيم.»

مشکل اصلي همين‌جاست، پرستار از يک طرف مسئوليت سنگين مراقبت از بيمار را بر عهده دارد و از طرف ديگر، براي تأمين نيازهاي عادي خانواده با محدوديت مالي روبه‌روست. اين وضعيت وقتي دشوارتر مي‌شود که درآمد ثابت باشد، اما هزينه‌ها مرتب تغيير کنند.

او مي‌گويد: «ما انتظار زندگي تجملي نداريم. حرفمان اين است که کسي که تمام وقت کار مي‌کند، بتواند هزينه‌هاي معمول خانه‌اش را تأمين کند. آدم نبايد براي خريد مايحتاج خانواده‌اش هر ماه نگران باشد.»

اضافه‌کاري، انتخابي که هميشه از روي علاقه نيست

در ميان پرستاران، اضافه‌کاري موضوعي آشناست. بعضي براي افزايش درآمد ساعت بيشتري کار مي‌کنند و بعضي نيز به دليل نياز بخش و کمبود نيرو، با شيفت‌هاي بيشتر روبه‌رو مي‌شوند. در هر دو حالت، اضافه‌کاري مي‌تواند بخشي از زمان استراحت و زندگي شخصي آنها را بگيرد.

آقاي رضاپور به خبرنگار ما مي‌گويد: «وقتي دخل‌وخرج با هم جور درنمي‌آيد، آدم به اين فکر مي‌کند که يک شيفت ديگر هم بماند. مي‌داند خسته مي‌شود، اما از طرف ديگر، هزينه‌هاي خانه را هم نمي‌شود کنار گذاشت. گاهي بين استراحت و درآمد بيشتر بايد يکي را انتخاب کنيم.»

اين انتخاب، در ظاهر ساده است، اما در عمل پيامدهاي زيادي دارد. پرستاري که پس از يک شيفت سنگين دوباره سر کار مي‌ماند، زمان کمتري براي خواب و استراحت خواهد داشت. اگر اين وضعيت مرتب تکرار شود، خستگي جسمي و فشار روحي روي هم جمع مي‌شوند.

ازسوي ديگر، پرستاراني که خانواده دارند، ناچارند ميان کار بيشتر و بودن در کنار همسر و فرزندانشان تعادل برقرار کنند، تعادلي که هميشه آسان نيست.

آقاي رضاپور ادامه مي‌دهد: «گاهي بچه‌ها انتظار دارند بيشتر کنارشان باشيم، اما برنامه کاري اجازه نمي‌دهد. روزهايي هست که خانواده دور هم هستند و من سر کارم. بعد هم وقتي برمي‌گردم، آن‌قدر خسته‌ام که شايد نتوانم آن‌طور که بايد با آنها وقت بگذرانم. آدم از اين بابت هم ناراحت مي‌شود.»

اين مسئله فقط به زندگي شخصي پرستاران مربوط نيست. وقتي کارکنان براي تأمين هزينه‌هاي زندگي به اضافه‌کاري مداوم وابسته مي‌شوند، بايد درباره شرايط پرداخت و برنامه‌ريزي نيروي انساني هم سؤال کرد. اضافه‌کاري مي‌تواند در مواقع ضروري راهگشا باشد، اما نبايد به راه اصلي جبران درآمد ناکافي يا کمبود دائمي نيرو تبديل شود.

پرستاري که تازه وارد کار شده، از آينده مي‌پرسد

در سوي ديگر ماجرا، پرستاران جوان قرار دارند، کساني که با اميد به آينده و علاقه به مراقبت از بيماران وارد اين حرفه شده‌اند، اما خيلي زود با واقعيت‌هاي کار روبه‌رو مي‌شوند.

خانم تقوي، پرستار جوان، درباره روزهاي ابتدايي کارش به خبرنگار ما مي‌گويد: «وقتي درس مي‌خواندم، مي‌دانستم پرستاري شغل سختي است. مي‌دانستم بايد شيفت کار کنم و با شرايط مختلف کنار بيايم. اما وقتي وارد محيط بيمارستان شدم، تازه فهميدم مسئوليت کار چقدر سنگين است.»

او مي‌گويد در کنار يادگيري کار تخصصي، بايد با فشار کاري، شرايط دشوار بيماران و نگراني‌هاي خانواده‌ها هم کنار بيايد: «گاهي بيماري داريم که شرايطش نگران‌کننده است و خانواده‌اش مدام سؤال مي‌پرسند. طبيعي است که نگران باشند، اما ما هم بايد بتوانيم کارمان را درست انجام بدهيم. در بعضي روزها واقعاً فشار زيادي وجود دارد.»

وقتي صحبت به آينده شغلي مي‌رسد، اين نگراني مطرح مي‌شود که آيا درآمد و شرايط کاري اين حرفه با مسئوليت‌هايي که بر دوش پرستار گذاشته شده، تناسب دارد؟

خانم تقوي ادامه مي‌دهد: «آدم دوست دارد در شغلش پيشرفت کند، دوره بگذراند، تجربه به دست بياورد و با انگيزه بيشتري کار کند. اما وقتي از نظر مالي تحت فشار است، بخش زيادي از فکرش درگير هزينه‌هاي زندگي مي‌شود. دوست دارم چند سال ديگر که به کارم نگاه مي‌کنم، احساس کنم هم از نظر حرفه‌اي پيشرفت کرده‌ام و هم توانسته‌ام زندگي باثبات‌تري براي خودم بسازم.»

نگراني پرستاران جوان فقط ميزان درآمد امروز نيست. آنها مي‌خواهند بدانند در سال‌هاي آينده چه چشم‌اندازي پيش رويشان قرار دارد. امنيت شغلي، امکان ارتقاي حرفه‌اي، آموزش مناسب و برخورداري از شرايط کاري قابل قبول، در تصميم آنها براي ماندن در اين حرفه اهميت دارد.

اگر پرستار جوان احساس کند تلاش و تخصصش ديده نمي‌شود و براي رسيدن به يک زندگي معمولي بايد ساعت‌هاي طولاني کار کند، طبيعي است که درباره آينده خود دچار ترديد شود. حفظ نيروهاي متخصص فقط با استخدام افراد جديد امکان‌پذير نيست، بايد شرايطي فراهم شود که نيروهاي موجود نيز انگيزه و توان ادامه کار داشته باشند.

پرستاراني که در روزهاي جنگ هم کنار بيماران ماندند

وقتي از سختي‌هاي کار پرستاران صحبت مي‌کنيم، نبايد روزهايي را فراموش کنيم که شرايط از هميشه دشوارتر مي‌شود، روزهايي که جنگ، زندگي عادي مردم را تحت تأثير قرار مي‌دهد و بيمارستان‌ها بيش از هر زمان ديگري به حضور و آمادگي کادر درمان نياز دارند. در چنين شرايطي، پرستاران در کنار پزشکان و ديگر کارکنان درماني، مسئوليت سنگيني بر عهده دارند، مسئوليتي که با خستگي، نگراني براي خانواده و فشار رواني ناشي از شرايط جنگي همراه مي‌شود.

در جريان جنگ 12 روزه و جنگ 40 روزه، اهميت حضور پرستاران در حفظ روند خدمات درماني و رسيدگي به مجروحان و بيماران بيش از پيش نمايان شد. در روزهايي که نگراني و اضطراب در جامعه افزايش پيدا مي‌کند، بيمارستان‌ها بايد به فعاليت خود ادامه دهند. بيماران عادي همچنان به دارو و مراقبت نياز دارند، بيماران بدحال نمي‌توانند درمانشان را متوقف کنند و مجروحان نيز بايد در کوتاه‌ترين زمان ممکن خدمات لازم را دريافت کنند. به همين دليل، مسئوليت پرستاران در شرايط جنگي نه‌تنها متوقف نمي‌شود، بلکه ممکن است سنگين‌تر هم شود.

در چنين روزهايي، پرستاران بايد در کنار رسيدگي به بيماران، خود را با شرايط پيش‌بيني‌نشده هماهنگ کنند. افزايش نياز به خدمات درماني، نگراني خانواده‌هاي بيماران و دشوار شدن شرايط رفت‌وآمد، مي‌تواند کار در بيمارستان را پيچيده‌تر کند. با اين حال، پرستار بايد تمرکز خود را حفظ کند، وضعيت بيمار را زير نظر داشته باشد و با دقت و آرامش به وظايفش عمل کند، حتي زماني که خودش نيز مانند ديگر مردم نگران امنيت خانواده و روزهاي پيش روست.

خدمت پرستاران در اين شرايط، تنها به رسيدگي به مجروحان محدود نمي‌شود. ادامه مراقبت از بيماراني که پيش از شروع جنگ در بيمارستان بستري بوده‌اند، پيگيري درمان بيماران بدحال، کمک به حفظ نظم بخش‌ها و همراهي با خانواده‌هايي که در نگراني و انتظار به سر مي‌برند، بخش ديگري از مسئوليت آنهاست. بيمارستان بايد در روزهاي بحران نيز پناهگاهي براي کساني باشد که به مراقبت نياز دارند و پرستاران از نيروهاي اصلي حفظ اين پناهگاه هستند.

البته نبايد فراموش کرد که پرستاران نيز مانند ساير مردم، خانواده دارند و ممکن است در همان روزها نگران فرزندان، همسر و والدين خود باشند. با اين حال، مسئوليت حرفه‌اي آنها ايجاب مي‌کند که در کنار بيماران بمانند و وظايفشان را انجام دهند. همين موضوع، فشار رواني کار در شرايط جنگي را بيشتر مي‌کند، فشاري که شايد در آمار شيفت‌ها و تعداد خدمات درماني به‌طور کامل ديده نشود، اما بخشي از واقعيت زندگي کادر درمان است.

تجربه اين دو جنگ نشان مي‌دهد که آمادگي نظام سلامت فقط به تجهيزات بيمارستاني، تخت و دارو وابسته نيست. نيروي انساني آموزش‌ديده و برخوردار از توان جسمي و روحي نيز بخش مهمي از آمادگي کشور براي مقابله با بحران‌هاست. اگر پرستار به دليل خستگي مداوم، فشار معيشتي يا کمبود نيروي همکار تحت فشار باشد، نمي‌توان انتظار داشت که اين مشکلات براي مدت طولاني بدون پيامد باقي بمانند. حمايت از پرستاران بايد پيش از وقوع بحران آغاز شود، نه اينکه تنها در روزهاي دشوار به ياد فداکاري‌هاي آنها بيفتيم.

قدرداني از پرستاراني که در روزهاي جنگ به خدمت ادامه دادند، ارزشمند است، اما اين قدرداني زماني معناي بيشتري پيدا مي‌کند که پس از پايان بحران نيز ادامه داشته باشد. پرداخت به‌موقع مطالبات، تأمين نيروي کافي، فراهم کردن تجهيزات و امکانات مورد نياز، حمايت رواني و توجه جدي به معيشت پرستاران، اقداماتي است که مي‌تواند قدرداني را از حرف به عمل تبديل کند.

پرستاراني که در روزهاي جنگ در کنار بيماران ماندند، پس از پايان آن روزها نيز با همان مشکلات هميشگي زندگي روبه‌رو مي‌شوند، اجاره خانه، هزينه‌هاي خانواده، شيفت‌هاي سنگين و نگراني درباره آينده. نمي‌توان در روزهاي بحران از آنها انتظار ايستادگي و فداکاري داشت، اما پس از بازگشت شرايط عادي، مشکلاتشان را ناديده گرفت. کساني که در دشوارترين روزها براي حفظ سلامت مردم تلاش مي‌کنند، شايسته آن هستند که در روزهاي عادي نيز از امنيت شغلي، درآمد منصفانه و شرايط کاري مناسب برخوردار باشند.

جنگ ممکن است به پايان برسد، اما مسئوليت حمايت از پرستاران پايان نمي‌يابد. اگر جامعه از ايستادگي آنها در روزهاي دشوار قدرداني مي‌کند، اين قدرداني بايد در تصميم‌ها و اقدامات مسئولان نيز ديده شود، زيرا پرستاري که امروز در شرايط بحران از جان بيماران مراقبت مي‌کند، فردا هم براي ادامه همين مسئوليت به حمايت، آرامش و زندگي باثبات نياز دارد.

خانواده بيمار هم نگران است

براي اينکه تصوير بيمارستان کامل‌تر شود، بايد به سوي ديگر اين ماجرا هم نگاه کرد، بيمار و همراهي که در شرايط نگراني و انتظار قرار دارد.

آقاي اختري، 50 ساله، به خبرنگار ما مي‌گويد: «وقتي يکي از اعضاي خانواده بيمار مي‌شود، آدم آرامش ندارد. مدام مي‌خواهد بداند چه اتفاقي مي‌افتد و وضعيت بيمار بهتر شده يا نه. گاهي وقتي جواب سؤالش را سريع نمي‌گيرد، عصباني مي‌شود. البته بعد که کمي آرام‌تر مي‌شود، مي‌فهمد پرستار هم درگير رسيدگي به چند بيمار است.»

اين گفته به نکته مهمي اشاره دارد. خانواده بيمار حق دارد از روند رسيدگي اطلاع داشته باشد و خدمات مناسب دريافت کند. اما اگر بخش شلوغ باشد و پرستاران هم‌زمان مسئوليت چند بيمار را بر عهده داشته باشند، ممکن است ارتباط ميان آنها و همراهان دشوار شود.

در چنين شرايطي، نبايد بيمار را در برابر پرستار و پرستار را در برابر بيمار قرار داد. هر دو به خدمات بهتر نياز دارند و هر دو از کمبودها آسيب مي‌بينند. راه‌حل، فراهم کردن نيروي کافي، مشخص بودن مسئوليت‌ها و ايجاد راهي روشن براي پاسخگويي به پرسش‌ها و شکايت‌هاست.

اگر همراه بيمار بداند براي دريافت اطلاعات بايد به چه کسي مراجعه کند و پرستار نيز فرصت کافي براي رسيدگي به بيماران داشته باشد، احتمال سوءتفاهم و تنش کمتر خواهد شد.

پرستاري فقط يک شغل نيست، اما نبايد به فداکاري بي‌پايان وابسته باشد

در صحبت با پرستاران، يک نکته بيش از همه به چشم مي‌آيد: بسياري از آنها با وجود مشکلات، هنوز نسبت به کارشان احساس مسئوليت دارند. مي‌دانند بيمار به مراقبت نياز دارد و نمي‌توانند به‌سادگي از کنار درد و نگراني او بگذرند.

اما نبايد اين احساس مسئوليت را بهانه‌اي براي ناديده گرفتن مشکلات شغلي آنها قرار داد. علاقه به حرفه، جاي حقوق کافي را نمي‌گيرد. وجدان کاري نمي‌تواند کمبود نيروي انساني را براي هميشه جبران کند و فداکاري نيز نبايد به معناي چشم‌پوشي از حق استراحت و زندگي شخصي باشد.

پرستار هم مانند هر کارمند ديگري به امنيت شغلي، درآمد مناسب، محيط کاري امن و فرصت پيشرفت نياز دارد. تفاوت اينجاست که مسئوليت او مستقيماً با سلامت و جان انسان‌ها ارتباط دارد و به همين دليل، شرايط کاري‌اش اهميت بيشتري پيدا مي‌کند.

براي بهبود وضعيت پرستاران، نخست بايد پرداخت حقوق و مطالبات آنها منظم و متناسب با مسئوليت و حجم کار باشد. در کنار آن، کمبود نيرو بايد با بررسي نياز واقعي بخش‌ها و استخدام هدفمند کاهش پيدا کند. اضافه‌کاري نيز بايد شفاف، منصفانه و در حدي باشد که سلامت کارکنان و کيفيت مراقبت از بيماران را به خطر نيندازد.

همچنين لازم است بيمارستان‌ها سازوکار مشخصي براي حمايت رواني از پرستاران، رسيدگي به شکايت‌هاي شغلي و مقابله با خشونت عليه کارکنان داشته باشند. فراهم کردن امکان آموزش و ارتقاي حرفه‌اي نيز به پرستاران کمک مي‌کند با انگيزه بيشتري به کار خود ادامه دهند.

مهم‌تر از همه، مسئولان بايد به جاي اکتفا به آمار استخدام يا اعلام افزايش پرداخت‌ها، نتيجه اقدامات خود را در زندگي واقعي پرستاران بررسي کنند. آيا درآمد آنها هزينه‌هاي ضروري زندگي را پوشش مي‌دهد؟ آيا مطالباتشان به‌موقع پرداخت مي‌شود؟ آيا در بخش‌ها نيروي کافي وجود دارد؟ آيا اضافه‌کاري از حالت اجبار براي تأمين معاش خارج شده است؟ پاسخ به اين پرسش‌ها نشان مي‌دهد سياست‌هاي حمايتي تا چه اندازه در عمل نتيجه داده‌اند.

وقتي شيفت تمام مي‌شود، نگراني‌ها ادامه دارند

در پايان يک شيفت طولاني، پرستاران جاي خود را به همکارانشان مي‌سپارند و از بيمارستان بيرون مي‌آيند. براي آنها روز کاري تمام شده، اما زندگي بيرون از بيمارستان تازه ادامه پيدا مي‌کند، زندگي‌اي با هزينه‌هايي که بايد پرداخت شوند، خانواده‌اي که انتظار حضور آنها را مي‌کشد و بدني که پس از ساعت‌ها کار به استراحت نياز دارد.

خانم زعفري، پرستار با 22 سال سابقه کار، به خبرنگار ما مي‌گويد: «ما نمي‌گوييم کارمان سخت نباشد. مي‌دانيم پرستاري مسئوليت دارد و بيمار به مراقبت نياز دارد. فقط مي‌خواهيم شرايطي باشد که بتوانيم با خيال راحت‌تر کار کنيم و بعد از پايان شيفت، نگران هزينه‌هاي زندگي نباشيم.»

اين خواسته، نه زياده‌خواهي است و نه امتيازي ويژه. کسي که مسئول مراقبت از جان بيماران است، بايد بتواند زندگي معمولي و باثباتي داشته باشد، بدون اينکه براي پرداخت هزينه‌هاي خانه مجبور باشد از استراحت خود بزند يا فرصت بودن در کنار خانواده را قرباني کند.

جامعه از پرستاران انتظار دارد در لحظه‌هاي سخت کنار بيماران بمانند. اين انتظار کاملاً قابل درک است، اما مسئولان نيز بايد در روزهاي سخت کنار پرستاران باشند، نه فقط با تشکر و تقدير، بلکه با حقوق منصفانه، نيروي کافي، امنيت شغلي و شرايط کاري مناسب.

پرستار نبايد تمام روز مراقب درد ديگران باشد و شب، با نگراني از تأمين هزينه‌هاي زندگي خودش به خانه برگردد. اگر مي‌خواهيم بيمار در بيمارستان با آرامش و دقت بيشتري مراقبت شود، بايد از کسي که اين مراقبت را انجام مي‌دهد نيز حمايت کنيم. سلامت مردم را نمي‌توان بر پايه خستگي هميشگي پرستاران بنا کرد، همان‌طور که نمي‌توان از کسي که هر روز براي نجات و بهبود ديگران تلاش مي‌کند، انتظار داشت دردهاي خودش را براي هميشه پنهان نگه دارد.

گروه گزارش

* وقتي حقوق پرستار کفاف اجاره خانه، هزينه خوراک و مخارج فرزندان را نمي‌دهد، اضافه‌کاري ديگر انتخابي براي افزايش درآمد نيست، بلکه به ضرورتي براي گذران زندگي تبديل مي‌شود که فرصت استراحت و حضور در کنار خانواده را از آنها مي‌گيرد

*خدمت پرستاران در شرايط جنگي تنها به رسيدگي به مجروحان محدود نمي‌شود. ادامه مراقبت از بيماراني که پيش از شروع جنگ در بيمارستان بستري بوده‌اند، پيگيري درمان بيماران بدحال، کمک به حفظ نظم بخش‌ها و همراهي با خانواده‌هايي که در نگراني و انتظار به سر مي‌برند، بخش ديگري از مسئوليت آنهاست

* تجربه اين دو جنگ نشان مي‌دهد که آمادگي نظام سلامت فقط به تجهيزات بيمارستاني، تخت و دارو وابسته نيست. نيروي انساني آموزش‌ديده و برخوردار از توان جسمي و روحي نيز بخش مهمي از آمادگي کشور براي مقابله با بحران‌هاست

* پرستاران جوان با اميد به پيشرفت حرفه‌اي وارد بيمارستان مي‌شوند، اما فشار معيشتي، نگراني از آينده شغلي و دشواري شرايط کار، انگيزه آنها را تحت تأثير قرار مي‌دهد، مسئله‌اي که ضرورت حمايت جدي‌تر از نيروهاي متخصص را نشان مي‌دهد

* بيمار و همراهانش انتظار رسيدگي به‌موقع و پاسخگويي مناسب دارند، اما وقتي تعداد پرستاران با حجم بيماران تناسب ندارد، هر دو طرف تحت فشار قرار مي‌گيرند، مشکلي که راه‌حل آن را بايد در تأمين نيروي کافي و بهبود مديريت بخش‌ها جست‌وجو کرد

* پرستاراني که هر روز براي کاهش درد و نجات جان بيماران تلاش مي‌کنند، خود با نگراني از تأمين هزينه‌هاي زندگي به خانه برمي‌گردند، حمايت واقعي از اين قشر، به‌جاي تقديرهاي صرف، به حقوق منصفانه، پرداخت منظم مطالبات، امنيت شغلي و شرايط کاري مناسب نياز دارد