موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13471

افق تاب‌آوري و نشانه‌هاي دلگرمي

قادر باستاني تبريزي

چند روز پيش، مارکو روبيو، وزير خارجه آمريکا، در سخناني عجيب با ارجاع به جنگ‌هاي تاريخي ايران و يونان، تصويري تمدني و تقابلي از مواجهه با ايران ترسيم کرد. چنين ادبياتي را بايد جدي گرفت، چون نشانگر شکل‌گيري روايتي ايدئولوژيک از تقابل با ايران است و مي‌تواند زمينه ذهني اقدامات خطرناک‌تر را فراهم آورد. البته از اين سخنان به‌تنهايي نمي‌توان نوع يا قطعيت اقدام نظامي بعدي آمريکا را نتيجه گرفت، اما همين احتمال‌ها ضرورت هوشياري و آمادگي ملي را دوچندان مي‌کند.

در چنين شرايطي، دعوت مردم به تاب‌آوري بيشتر، زماني اثرگذار خواهد بود که با تغييرات ملموس و نشانه‌هاي دلگرم‌کننده در شيوه حکمراني و ارتباطي صادقانه‌تر با جامعه همراه شود. مردم حق دارند بدانند تصميم‌گيران کشور چه برنامه‌اي براي کاهش فشارهاي اقتصادي، مهار فقر، حفظ خدمات عمومي و مديريت خطرهاي پيش رو دارند و چگونه مي‌خواهند مسير عبور از بحران را هموار کنند. اعتماد با شفافيت در تصميم‌گيري، توضيح صادقانه دشواري‌ها و نشان‌دادن راه‌حل‌هاي عملي تقويت مي‌شود. هر گام مؤثري که مردم آثار آن را در زندگي روزمره خود احساس کنند، اميد اجتماعي را افزايش مي‌دهد و انگيزه بيشتري براي همراهي و مشارکت ملي فراهم مي‌آورد.

در جريان جنگ اخير، يک واقعيت‌ مهم که آشکار شد، توان جامعه ايران براي حفظ زندگي در شرايط دشوار بود. در کنار نيروهاي سلحشور نظامي، ميليون‌ها نفر در بخش‌هاي مختلف اقتصادي، خدماتي و اجتماعي به کار خود ادامه دادند. زيرساخت‌ها فعال ماندند و بسياري از خدمات ضروري، با وجود دشواري‌ها، متوقف نشد. جامعه از هم نپاشيد و زندگي، حتي زير فشار حملات، ادامه پيدا کرد. اين نيز بخشي از مقاومت ملي بود که اگرچه کمتر ديده شد، در حفظ انسجام کشور نقشي اساسي داشت.

تاب‌آوري مردم ايران، سرمايه‌ ارزشمندي است که در اين روزهاي دشوار جنگ و تحريم و بحران‌ اقتصادي، خود را در پايداري زندگي و همراهي جامعه نشان داده است. مردم وقتي افق آينده را ببينند و بدانند دشواري‌هاي امروز در خدمت ساختن فردايي بهتر است و مسير عبور از بحران به‌روشني پيش روي آنان قرار دارد، باز ايستادگي و مشارکت خواهند کرد. از اين رو، مسئله امروز ايران، در کنار حفظ توان مقاومت، ترسيم افقي روشن است که در آن، پايداري مردم به بهبود زندگي، تقويت همبستگي ملي و گشايش راه‌هاي تازه براي آينده منجر شود.

جامعه ايران در طول حدود دويست سال گذشته، از کوشش‌هاي اصلاحي عباس‌ميرزا و تحولات دوره قاجار تا مشروطه، پهلوي و جمهوري اسلامي، تجربه‌ها، نهادها و امکاناتي را به دست آورده که امروز بر آنها تکيه مي‌کند. مي‌توان عملکرد همه اين دوره‌ها را نقد کرد، اما نبايد تاريخ پايداري جامعه را به يک دوره خاص محدود کرد. جامعه خود در ساختن، حفظ و انتقال اين ظرفيت‌ها نقش داشته است. ايستادگي در برابر حمله خارجي، به معناي رضايت از وضعيت اقتصادي، پذيرش تورم و فقر يا چشم‌پوشي از مطالبات اجتماعي نيست. مردم ممکن است در برابر تهديد خارجي احساس مسئوليت ملي کنند و همزمان از شيوه اداره کشور ناراضي باشند.

نگراني درباره فاصله‌گرفتن جامعه از ارزش‌هاي رسمي در چارچوب دغدغه‌هاي حاکميت قابل درک است، اما جدي‌بودن يک نگراني، به معناي درستي هر راه‌حل پيشنهادي نيست. اگر سبک زندگي جامعه تغيير کرده، بايد علل اين تغيير را شناخت و درباره نسبت ميان قانون، باور ديني، عرف اجتماعي و انتخاب فردي گفت‌وگويي واقعي شکل داد. اين کار به بررسي‌هاي علمي، مشارکت متخصصان و بازنگري در سياست‌هاي ناکارآمد نياز دارد.

رسانه ملي در اين ميان نقشي تعيين‌کننده دارد. در شرايط بحران، جامعه به رسانه‌اي نياز دارد که واقعيت‌ها را صادقانه روايت کند، نگراني‌هاي مردم را جدي بگيرد، صداي کارشناسان مستقل و ديدگاه‌هاي متنوع را بازتاب دهد و به‌جاي تکرار پيام‌هاي رسمي، به فهم بهتر شرايط و تقويت اميد اجتماعي کمک کند. تغيير در مديريت صداوسيما، زماني مي‌تواند مؤثر باشد که با تحول واقعي در رويکرد و شيوه ارتباط با مردم همراه شود. مسئله فقط جابه‌جايي مديران نيست. مسئله بازسازي اعتماد و احياي پيوند ميان رسانه رسمي و جامعه‌اي است که بارها در لحظات حساس نشان داده است توان تشخيص منافع ملي و ايستادگي در برابر تهديدهاي خارجي را دارد. چنين جامعه‌اي شايسته آن است که صدايش شنيده شود و رسانه ملي نيز به تکيه‌گاهي براي آگاهي، همدلي و اميد به آينده تبديل شود.

سرمايه اصلي کشور، مردمي هستند که در دشوارترين شرايط، زندگي و کار خود را ادامه داده و توانايي خود را براي عبور از بحران‌ها نشان داده‌اند. اين سرمايه ارزشمند را بايد حفظ کرد و بر آن افزود. مردم مي‌توانند سختي‌هاي بزرگ را تحمل تاب‌آوري ملي زماني به قدرتي پايدار تبديل مي‌شود که اميد به آينده در کنار اراده مقاومت قرار گيرد.