اسلام طرفدار انسان و جامعه فقير نيست
آيتالله هاشمي رفسنجاني
... در اهميت روابط اقتصادي همين نکته کافي است که امروز مهمترين بحثهاي ايدئولوژيکي در ميان گروهها، جمعيتها، احزاب مبارز و انقلابيون دنيا همين است. شما هر جا که برويد، در آنجايي که انقلاب و مبارزه مطرح است، همين بحث است که آيا اقتصاد، زيربنا، خلاق و عامل جبار حرکت تاريخ است؟ آيا مکتب، فکر، ايدئولوژي، اخلاق و همه چيز روبناي اقتصاد است؟ اين، بحث داغ ما و جوامع اقتصادي ديگر است. طبيعي است که ما منکر اين هستيم. ما انسان را محور و مسئول ميدانيم و اقتصاد را به صورت يک غلام حلقه به گوش انسان ميدانيم و انسان را خلاق اقتصاد ميدانيم، اما با همه اينها بايد به اقتصاد اهميت بدهيم و در انقلابمان فراموش نکنيم.
اگر کسي فکر کند که ميتواند انقلاب کند و جامعهاي را از بنيان عوض کند که معناي انقلاب اين است، ولي دست به روابط اقتصادي نزند و سياست اقتصادي نداشته باشد و سيستم اقتصادي درستي عرضه نکند، سخت اشتباه کرده است و بايد به اين مسأله، فوقالعاده اهميت داد. البته، دو جور برخورد هست. يک جور برخورد، آن برخورد به اصطلاح انقلابي و افراطي است که خيال ميکند اگر انقلاب کردي و همه چيز را زير و رو نکردي و روابط اقتصادي را به کلي برعکس و واژهگون نکردي، هيچ کاري نشده است که ميبينيد، شعارهايي که مخالفان و چپگراها در جامعه ما ميدهند، اين است. اين، يک جور برخورد است. يک جور برخورد، معتدلتر و واقعبينانهتر است و آن اين است که ما نميگوييم که هيچ کاري نکردهايم. ما ميگوييم اگر روابط اقتصادي اصلاح نشود و در مسير صحيح و خواست مکتب حق، قرار نگيرد، انقلاب ابتر و ناقص و در معرض شکست و زوال است و انقلاب بدون اين پيروز نميشود.
ما بعد از انقلاب به دو جريان کاملاً متضاد و رو در روي يکديگر، در مسأله اقتصاد در اجتماعمان برخورد ميکنيم. يک جريان، جريان سخت محافظهکارانه کشور است که معتقد است دست به ترکيب روابط اقتصادي نزنيد، بگذارد همين تبعيضها، اختلافها و محروميتها در يک قطب و آن اسرافها و تبذيرها در قطب ديگر بماند و به سراغ اخلاق، فکر، درس و سياست مردم برويد. اين يک جور برداشت محافظهکارانه است که اين جريان فکري در جامعه وجود دارد و قوي هم هست. در نقطه مقابلش هم جريانهاي فکري ديگري است که چپگراها و افراطيها مطرح ميکنند و ميگويند که اگر شما مالکيت خصوصي را تجويز کنيد و حتي از کامبوج چپتر نشويد، انقلابتان را قبول نداريم و هرچه کمتر از اين باشد، در شعار ميکوبند، اگرچه ميدانند در عمل نميشود. اين دو جريان در مقابل هم قرار گرفتهاند و مسئولان کشور، در مقابل اين دو جريان کاملاً متضاد قرار گرفتهاند. هر حرکت معتدلي که ميشود و ميخواهيم در خط اسلام پيش برويم، افراطيهاي چپ قبول ندارند و ميگويند شما رفورميست هستيد و ميخواهيد با ماستمالي کردن، اقتصاد را اصلاح کنيد. محافظهکاران طرفدار سرمايهداري اسراف هم ميگويند که اين کار شما کمونيستي است، يعني اين دو جريان، کاملاً محسوس هست و مخصوصاً کساني که در قطب مسئوليت قرار دارند و با اين افکار کاملا مختلف مواجه هستند، هر روز با اين دو جريان فکري، دو توقع غلط و دو برخورد افراط و تفريط مواجه هستند.
اين مشکل را بايد يک جوري حل کرد و قاطعانه پيش رفت که فکر ميکنم حالا که مجلس شوراي اسلامي در آستانه شروع کار قرار دارد، متفکران اسلامي بايد اين تز اقتصادي اسلام را آن طور که از اسلام ميفهمند و قرآن به آنها درس ميدهد، جزء همين انقلاب فرهنگي، داخل افکار مردم کرده و آنها را با اين مسأله مهم آشنا کنند و راه صحيحي را که از اسلام، قرآن و فقه مايه ميگيرد، پيشروي مردم بگذارند و قاطعانه پيش بروند نه به خواست مسرفان و مطرفان عمل کنند و نه تحت تأثير شعارهاي چپگرايانه غيراصولي و احياناً مغرضانه و رندانه که براي شکست انقلاب و ايجاد اغتشاش مطرح ميشود، قرار بگيرند. به نظر ميرسد که جهتگيري اسلام در برنامههاي اقتصادي به سمت جامعهاي است که در آن فعاليتهاي فردي و بخش خصوصي و غيردولتي وجود دارد و با توليد و تلاش بيشتر و نقد کردن امکانات طبيعي جهان و ذخاير و ايجاد اغتشاش مطرح ميشود، جامعهاي را به وجود بياورد که هرچه بيشتر توليد و هرچه عادلانهتر توزيع کند. به جامعهاي برسد که در آن محروم نباشد و مسرف و مطرف هم نباشد اما ادعاي اسلام اين نيست که همه مردم مثل جنسي که از کارخانه توليد ميشود، قالبي و مثل هم و در ابعاد اقتصادي از هر جهت مساوي و بدون اختلاف باشند.
جامعه بدون مسرف و جامعه با توليد بيشتر و توزيع عادلانه آن هم با خطوط مشخص اقتصادي که مطرح ميکنند، هيچ وقت محروم و نيازمند نيست. اين ادعاي من است و يک مسأله خيلي مفصل و طولاني است که هر گوشهاش احتياج به يک بحث دارد. من براي ادعاهايم يک دليل کوتاه ميآورم و رد ميشوم. اسلام فقر را اصلا نميپسندد. برخلاف برداشتهاي غلطي که از ستايش نسبت به فقر فقرا در اسلام داريم شده است که خيال ميکنند اسلام طرفدار اين است که انسان و جامعه فقير باشد اين طور نيست. «الفقر فخري» و اين چيزها معاني ديگري دارد. اگر هم فقر اقتصادي باشد، فقر پيامبر(ص) است که در سطح رهبري فقير بوده و فخر پيامبر(ص) است. اين طرف قضيه هم از ديدگاه اسلام، در مکتب اخلاق و ديد انساني اسلام جالب نيست که يک آدم زياد متمول باشد، نه در مصرف. در مصرف اگر انسان مسرف باشد، محکوم و گناهکار است. حتي در تملک هم که از مجموعه معارف اسلام است به دست ميآيد که انسان ثروتمند در معرض لغزش و مشتهيات زيادي است که آن مشتيهات انسان را به پرتگاه فساد اخلاقي ميکشاند و رابطه انسان را با خدا ضعيف ميکنند...
بنابراين، پيامبر(ص) خطمشي حرکت اقتصادي را از ديدگاه اسلام براي جامعه انساني اسلامي، مشخص کردهاند و نشان ميدهد که ثروت زياد، وبال انسان ميشود و کفاف و عفاف سعادت انسان را تأمين ميکند... نقطه مقابل آن هم فقر است. خيلي شنيدهايد: «كادَ الْفَقْرُ أنْ يَكُونَ كُفْراً». فقر مسألهاي است که ممکن است انسان را به کفر بکشاند و علتش هم اين است که انسان محتاج و انساني که به همه چيز نياز دارد و مسکن، آب، نان، لباس و مرکبش ناچيز است، فرصت تفکر، مطالعه و تحقيق براي پيدا کردن راه ندارد و تمام وقت در معرض خطر خودفروشي قرار دارد. البته هر دو طرف استثنا دارد و اينطور نيست که هر پولداري به دام شيطان بيفتد و هر فقيري هم از اين طرف در دام شيطان گرفتار شود وهر آدم متوسطي هم فقط در راه خدا حرکت کند. نه، طبيعت اين اسراف و اتراف است که انسان را به آن دام مياندازد مگر آدم قوي. نياز شديد و طبيعت فقر اين است که نميگذارد انسان به واقعيتهاي فکري و زندگي و پيدا کردن حق پي ببرد. طبيعت انسان قانع و برخوردار از کفاف در زندگي و غرق نشده در زندگي اين است که نه فقر او را زياد به خود مشغول ميکند و نه شهوات برخاسته از اتراف. فرصت مطالعه دارد چون قانع است و حرص نميزند و کفاف و عفاف زمينه هدايت او را به وجود ميآورد...
بخشي از سخنراني آيتالله هاشمي رفسنجاني در مسجد قبا – 1359
*اسلام فقر را اصلاً نميپسندد. برداشتهاي غلطي که از ستايش نسبت به فقر فقرا داریم باعث شده عدهای خيال کنند اسلام طرفدار اين است که انسان و جامعه فقير باشد، اين طور نيست
*فقر مسألهاي است که ممکن است انسان را به کفر بکشاند و علتش هم اين است که انسان محتاج و انساني که به همه چيز نياز دارد و مسکن، آب، نان، لباس و مرکبش ناچيز است، فرصت تفکر، مطالعه و تحقيق براي پيدا کردن راه ندارد