ابهامات فروش دلار
در شرايطي که مسئولان ارزي کشور از قطع شدن فروش نفت که منبع اصلي به دست آوردن دلار است ابراز نگراني ميکنند و ماجراي تراستيها و شرکتها و افرادي که ارزهاي مربوط به تجارتشان را به دولت نميدهند هم مزيد بر علت شده و علاوه بر اينها منابع درآمد ريالي در داخل هم محدود شده و هزينههاي تحميل شده در اثر ويرانيهاي به بار آمده از جنگ نيز بر تکاليف مالي دولت افزوده، بانک مرکزي در نهايت افتخار اعلام کرده دو ميليارد دلار از موجوديهاي ارزي خود را از طريق بانکها به افراد ميفروشد.
ميتوان احتمال داد اين اقدام براي به دست آوردن معادل ريالي دلارها به منظور جبران کمبود موجوديهاي داخلي صورت ميگيرد ولي ايرادي که به آن وارد است اينست که بانک مرکزي تلاش قابل ملاحظهاي براي ابهامزدائي از اين تصميم خود و پاسخ دادن به سؤالهاي موجود به عمل نميآورد.
اولين ابهام و سؤال همانست که در اولين جمله اين مقاله آورديم. چرا در شرايطي که راههاي ورود دلار به کشور مسدود است، دلارهاي موجود به حراج گذاشته ميشوند؟
سؤال دوم اينست که چه کساني اين دلارها را ميخرند؟ افراد قشر متوسط و ضعيف که حتي براي تأمين هزينههاي روزانه معيشت خود با توجه به گرانيهاي روزافزون دچار مشکل هستند و روشن است که حتي در عالم خيال هم به سراغ خريد دلار نميروند. بنابراين، فروش دلار به نفع قشر متمکن جامعه است. به عبارت روشنتر اين اقدام بانک مرکزي باعث انباشته شدن بيش از پيش ثروت ثروتمندان ميشود و از اين طريق فاصله طبقاتي که هماکنون يکي از سياهترين لکهها در کارنامه حکمراني است، بيشتر و بيشتر ميشود. جامعه ما اکنون از بيعدالتي رنج ميبرد و مسئولان بايد تلاش کنند راهي براي رفع تبعيضها و مسدود کردن مسيرهائي که به بيعدالتي منتهي ميشوند پيدا کنند نه اينکه با تصميماتي از قبيل فروش 10 هزار دلار به هر نفر راه جديدي براي گسترش بيعدالتي و فاصله طبقاتي بگشايند. آقاي رئيس کل بانک مرکزي تصور کند براي يک خانواده 4 نفره متمکن اين امکان را فراهم کرده که هر کدام با ارائه کارت ملي خود 10 هزار دلار خريداري کنند و دلار هم که سرسامآور در حال افزايش قيمت است و ارزش پول ملي را به صورت حيرتآوري کاهش ميدهد، اين خانواده ثروتمندتر و دسترسي قشر ضعيف جامعه به مايحتاج روزانهاش مشکلتر و در موارد زيادي غيرممکن ميشود.
بدين ترتيب، در کنار سؤالهاي قبلي اين سؤالهاي مهم نيز مطرح ميشوند که همزمان با وعدههاي مسئولان دولتي به ويژه مسئولان اقتصادي ازجمله رئيس کل بانک مرکزي براي حل مشکلات معيشتي مردم، تصميم فروش دو ميليارد دلار چه جايگاهي دارد؟ آيا اين اقدام فاصله طبقاتي را افزايش نميدهد؟! آيا فروش دلار اقدامي براي حل مشکلات معيشتي مردم است؟!
اگر مدعي هستيد فروش دلار باعث جلوگيري از افزايش قيمت ارز خواهد شد، اينهم که محقق نشده و اگر توقفي در افزايش ايجاد کند موقتي خواهد بود ولي عوارض منفي اين اقدام، مردم و جامعه را رها نخواهند کرد. براي اين ابهامات و سؤالها آقاي رئيس کل بانک مرکزي چه جوابي دارد؟