ادراک واقعيت از برگ برنده تا چکِ بيمحل
غلامرضا بني اسدي
نه خود را بايد کوچک ديد و به خود تحقيري افتاد و از ترس مرگ خودکشي کرد و نه دشمن را بايد حقير شمرد که از فهم قدرتش به خطا دچار شد. درست بايد ديد تا بتوان به تصميم درست رسيد. نسبتها را بايد دقيق خواند تا به ادراک واقعي دست يافت. بايد همه جانبه فکر کرد و سنجيد توانها را تا در عرصه عمل، شکار محاسبات خود نشد.
متأسفانه ما اکنون گرفتار اين دوسويه پرخطريم. برخي چنان رجز ميخوانند که بودجه چند ميليارد دلارئي نظامي ما از بودجه قريب به 1000 ميليارد دلاري آمريکا بيشتر است. چنان باورشان شده که فرماندهان ميدان را هم به کم کاري متهم ميکنند. مدام ميگويند چرا نميزنيم؟ چرا ناوهاشان را غرق نميکنيم و کلي چراي ديگر که اگر رديف شود، مثنوي هفتاد من کاغذ خواهد شد. برخي هم از آن سوي بام افتاده و با سر به زمين خوردهاند. خود را و توان خويش را به هيچ ميانگارند و دراز کشيدهاند که از روي شان رد شود. هر دوي اينها خطاهاهائي هستند که اگر با تدبير و تبيين اصلاح نشوند خود به فسادي گسترده تبديل خواهند شد که ما را به خطاي محاسباتي خواهند انداخت. اولي ما را به سمت «تهور»ي سوق ميدهد که عقلا آخرش را در خشت خام ميخوانند و دومي، توان را از بازو و زانو چنان ميگيرد که چون فرد افليج از حرکت بيفتيم.
عقلانيت ايماني براساس تجربيات زيسته در ميدان و با فهم درست شرايط لازم است تا ما را از اين ورطه برهاند. ما بايد چنان چشممان باز و حساب مان دقيق باشد که تار مويي هم از چشم دور نماند و حتي پيچش آن هم در حساب آيد. بايد هم زمين را و هم زمينهها را رصد کنيم تا به استفاده درست از «زمان» برسيم. چه زمان را حتما بايد دقيق فهم کرد و بهترينش را براي اقدام برگزيد. بايد توجه داشت که گاه يک ظرفيت- در يک زمان- به مؤلفه قدرت تبديل ميشود که در جاي خود و زمان خود بايد آن را خرج کرد و نتيجه گرفت. غفلت کنيم و زمان را از دست بدهيم، همان برگ برنده به چکِ بيمحل تبديل خواهد شد که در جدول محاسبات مؤلفههاي قدرت، محلي از اِعراب نخواهد داشت. بايد همه چيز را درست سنجيد و درست و دقيق عمل کرد تا به نتيجه مورد قبول رسيد. نبايد بگذاريم ادراکات نادرست، نظام تصميمگيري کلان را به خطا بکشاند.