شهروندان بندر عسلويه در گرداب آتش و دود انرژي
عسلويه را «پايتخت انرژي ايران» مينامند، عنواني که در گزارشهاي رسمي، آيينهاي افتتاح پروژهها و سخنراني مديران، با افتخار تکرار ميشود. اما در آن سوي اين عنوان پرطمطراق، مردمي زندگي ميکنند که سهمشان از اين پايتختي، نه رفاه متناسب با ثروت توليدشده، بلکه هوايي آميخته با دود مشعلها، بوي گوگرد و نگراني دائمي از پيامدهاي ناشناخته و شناختهشده آلودگي است. اينجا همان منطقهاي است که بخش بزرگي از گاز کشور را تأمين ميکند، اما سالهاست ابتداييترين حق ساکنانش، يعني برخورداري از هواي سالم، در ميان وعدهها، مصوبات، گزارشهاي اداري و اختلاف دستگاهها گرفتار مانده است.
استقرار مجموعه عظيمي از پالايشگاههاي گازي و مجتمعهاي پتروشيمي در محدوده عسلويه و کنگان، اين منطقه را به يکي از متراکمترين قطبهاي صنعتي ايران تبديل کرده است. سيزده پالايشگاه گازي که فرآورش توليدات 24 فاز پارس جنوبي را بر عهده دارند و شمار قابل توجهي از مجتمعهاي پتروشيمي، در کنار تأسيسات جانبي، انبارهاي گوگرد، خطوط انتقال، مخازن و مشعلهاي صنعتي، مجموعهاي کمنظير از منابع بالقوه آلايندگي را در يک پهنه محدود جغرافيايي ايجاد کردهاند. مسئله فقط دود قابل مشاهده فلرها نيست، ترکيبات آلي فرار، اکسيدهاي گوگرد و نيتروژن، ذرات معلق ريز، نشتهاي فرايندي و انتشار آلايندهها از انبارها و واحدهاي صنعتي، بخش ناپيداي بحراني هستند که مردم آثار آن را با چشم نميبينند، اما با تنفس روزانه خود لمس ميکنند.
آلودگي عسلويه مسئله امروز و ديروز نيست. سالهاست مسئولان از برنامههاي کاهش فلرسوزي، بازيافت گازهاي مشعل، اصلاح واحدهاي بازيافت گوگرد، کنترل انتشار ترکيبات آلي فرار، مکانيزهکردن انبارهاي گوگرد و نصب سامانههاي پايش آنلاين سخن ميگويند. «طرح جامع رفع آلودگيهاي منطقه ويژه پارس» نيز در سال 1399 بهعنوان سندي براي ساماندادن به اين وضعيت مطرح شد. با اين حال، پرسش اصلي همچنان پابرجاست،چرا پس از گذشت چندين سال، مردم منطقه هنوز تغيير محسوس و اطمينانبخشي در کيفيت هواي محل زندگي خود احساس نميکنند؟ اگر اين طرح جامع بهدرستي اجرا شده، نتايج قابل سنجش آن کجاست و اگر اجرا نشده، کدام دستگاه و کدام مدير بايد پاسخگوي تأخيرها باشد؟
مسئولان معمولاً از دشواريهاي فني، محدوديتهاي مالي، تحريمها و ضرورت حفظ توليد سخن ميگويند. هيچکس اهميت پارس جنوبي در تأمين انرژي و اقتصاد کشور را انکار نميکندَ.اگر کشور براي استمرار توليد گاز به عسلويه نياز دارد، عسلويه نيز حق دارد از دولت و صنعت نفت بپرسد براي استمرار زندگي سالم در اين منطقه چه کردهاند. آيا در محاسبات اقتصادي پروژههاي نفت و گاز، هزينههاي انساني و زيستمحيطي نيز محاسبه شده يا تنها ميزان توليد، درآمد و صادرات اهميت دارد؟
بوشهر- خبرنگار روزنامه جمهوري اسلامي