تجمعات از امر ملي تا میتينگ فردي
غلامرضا بني اسدي
ارزش هر کار و کردار و رفتار و البته گفتار، به نتيجه آن است، به ارزش افزودهاي که براي مُلک و ملت ايجاد ميکند. امضاي تأييد پاي تجمعات هم دقيقا ناظر به کارکرد ملي آن بود و بايد باشد. به اين که دقيقا در راستاي راهبرد ملي طراحي و اجرا ميشد و باز هم بايد بشود. ميديديم و براي همه ملموس بود که بودنِ در خيابان، هم روي ديگر سکه ميدان است و هم در بازو و زانوي ميدان توليد قدرت ميکند. در اين هندسه، خيابان را نه در عرض که در طول ميدان و تصميمهاي مدبرانه نظام، در جنگ و ديپلماسي، واجد معناي سازنده و مؤثر کرديم. با خيابان به جبهه عمليات، عمقي استراتژيک داديم که تا منتهي اليه فرهنگي و تمدني ايران ادامه يافت و بايد همچنان اين حقيقت در قامت واقعيت ادامه يابد اما... همين« اما» را بايد دقيق خواند و برايش چاره انديشيد. اما برخي از تجمعات را از ملي به جناحي و از جناحي به «فردي» فرو کاسته ايم. در هيئت جناحي آن، نه نقد که تعريض و تعرض به ارکان نظام، از نهادها تا روساي قوا، کلمه خواني و کلمه نگاري ميشد.« بد» بود که فکر نميکرديم « بدتر» از آن را هم ببينيم اما ديديم. فروکاستن يک « امرِ ملي» به يک « مسئله شخصي» تجربه تلخي بود که با آن مواجه شديم.
فلان فرد به جرم مشخص شده در سپهر نظام قضايي جمهوري اسلامي کارش به زندان افتاده است اما برخي افراد تجمعات را به میتينگ حمايت از او تبديل کردهاند. بستگان فکري او، به سوي همه« کلمه» پرتاب ميکنند. عملا به سرمايهاي کبريت ميکشند که « ملي» است و « انقلابي» و هم نگهدارنده کشور و انقلاب. واقعا کسي با اين سرعت سرمايه سوزي ميکند که ما در رفتار مدعيان ميبينيم. خود را « هسته سختِ نظام» ميپندارند اما به سختي عليه هستههاي مرکزي نظام ميتازند و هرچه را هم بتوانند ميکوبند. ما از به حبس افتادن هيج کس خشنود نميشويم و از حبس اين فرد هم هرگز خوشحال نيستيم. ميخواهيم همه چنان به راه صواب باشند و فضا چنان براي نقد و رفتارهاي مدني و قانوني فراهم باشد که همه زندانها به موزه تبديل شوند اما نميپذيريم ديگري را اگر خودمان پوست موز زير پايش قرار داديم و زمين خورد به زندان بياندازيم اما کسي هنگام ارتکاب جرمهاي اثبات شده، علامت سؤال هم جلوي ما نگذارد.
اين جماعت خود حق پندار معلوم نيست چقدر براي ديگران حق نقد قائل باشند اما متوليان امر و عقلاي قوم بايد براي اين سرمايه سوزي چارهاي بيانديشند. اگر سرمايه حضور مردم را صيانت نکنيم، مردم يکان به يکان به خانه بازخواهند گشت. اين هم جز خالي شدن سنگرِ خيابان معنايي ندارد. اين هم همان است که دشمن براي آن همه توانش را گذاشته است. به اين سرمايه ملي رحم کنيد. به ايران رحم کنيد و به انقلاب رحم کنيد و بگذاريد تجمعات ملي بماند.....