موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13463

قهرمان سازي از يک مجرم

غلامرضا بني اسدي

شاهد بسيج فضاي مجازي براي قهرمان سازي نه از يک متهم که از يک «مجرم» هستيم. کسي که جرمش در دستگاه قضا ثابت و براي تحمل کيفر به زندان معرفي شده است. سکوهاي داخلي و فيلتر شده‌هاي خارجي، به کوب کار مي‌کنند تا از يک مجرم، قهرمان بسازند و نهاد‌هاي مسئول جمهوري اسلامي را عدالت ستيز و ظالم معرفي کنند. اين همان «به آتش کشيدن قيصريه به خاطر يک دستمال» است. اما براي برخي‌ها انگار دستمال چنان ارزشي دارد که قيصريه را بشود به آتش کشيد و خاکسترش را هم به باد داد. جالب است که اگر ديگران بگويند خط قاضي در نوشتن پرونده فلان فرد، آبي است يا مشکي، اين جماعت روزگارش را سياه مي‌کنند اما امروز خود به «سياه نمايي» تمام عليه دستگاه عدليه و نهاد‌هاي قانوني و قواي نظام، برخاسته و لشکر «فجازي» شان را با انواع تهمت‌ها و تخريب‌ها به ميدان فرستاده‌اند. انگار سنگِ قانون که به سينه مي‌کوبيدند را به سر قانون و قانون گذار و مجري قانون پرتاب کرده‌اند و خشم در کلماتشان چنان مي‌دود که فاصله پروفايل‌هاي جعلي و پلاکارد‌هاي اجاره‌اي را يک نفس مي‌پيمايند. براي اجراي قانون بر عليه رفيق مجرم خود زمين را به آسمان مي‌دوزند و به موازات آن به نهادهاي قانوني مي‌تازند که چرا افرادي را که تا کنون جرمي برايشان اثبات نشده وبه صرف اتهام زني اين جماعت، به داغ و درفش نمي‌گيرند. انگار زندان فقط براي ديگران است حتي اگر جرمي اثبات نشده باشد و حتي اتهامي هم مطرح نباشد اما اگر رفيقشان، جرمش هم در فرايند دقيق قضايي ثابت شد، باز هم جايش صدرِ مجلس‌ها و حقش هم قدرديدن هاست. اين ماجرا اگر هيچ خيري نداشته باشد – که دارد- همين که نقاب از چهره مدعيان قانون گرايي و تمکين به حکم قانون افتاد، خود نتيجه ارزشمندي است براي جامعه. اين که روشن شد اين گروه کم تعداد اما پر سر و صدا، ادعايشان هم مثل پروفايل‌هاشان جعلي است. ادبيات برخي هاشان هم جوري است که فقط بايد روزي هزار بار لقمان را خدابيامرزي داد و حکمتش را ستود.بگذريم.

عدالت، جامعه را به قرار مي‌آورد. آنچه جامعه راو مُلک و مِلت را از مدار خارج مي‌کند ناروا دانستن احکامي است که در حق ديگران روا دانسته مي‌شود. همين!