آتشنشانان، يک سال دو جنگ و هزاران لحظه نفسگير
روايت مردان و زناني که در روزهاي جنگ، ميان آوار و آتش، براي نجات زندگي ايستادند
بخش خبري - هفتم مهر، روز آتشنشاني و ايمني، امسال براي آتشنشانان فقط يک مناسبت تقويمي نيست، يادآوري سالي است که مأموريتهايشان از حوادث معمول شهري فراتر رفت و آنها را به دل انفجار، آتش، آوار و جنگ کشاند. سالي که مردان و زنان لباسسرخ، بارها ميان خطر و زندگي ايستادند، گاهي براي خاموش کردن آتش يک ساختمان و گاهي براي پيدا کردن انساني که زير چندين تن بتن و آهن، هنوز اميدي به زنده ماندنش وجود داشت.
وقتي صداي آژير 125 بلند ميشود، بسياري از مردم ناخودآگاه از محل حادثه فاصله ميگيرند. اما مسير آتشنشان درست برعکس است، بايد به سمت همان دود و شعلهاي برود که ديگران از آن فرار ميکنند. براي آتشنشان، يک تماس اضطراري ميتواند شروع ساعتها بيخوابي، دويدن در راهپلههاي دودگرفته، ورود به ساختمانهاي ناپايدار يا جستوجو ميان تکههاي بتن و آهن باشد.
سال گذشته اما اين مأموريتها شکل متفاوتي پيدا کرد. در جريان جنگ 12 روزه و سپس جنگ 40 روزه، آتشنشانان با صحنههايي روبهرو شدند که در آنها انفجار، آتشسوزي، ريزش ساختمان و احتمال تکرار حمله در کنار يکديگر قرار داشت. ديگر با يک حادثه شهري معمولي مواجه نبودند، هر لحظه امکان داشت حادثهاي تازه رخ دهد و عمليات نجات را پيچيدهتر کند.
در چنين شرايطي، کار آتشنشان فقط خاموش کردن آتش نبود. گاهي نخستين وظيفه، پيدا کردن مسير امن براي ورود به محل حادثه بود، گاهي بايد ميان آوارهاي سنگين، نشانهاي از زندگي پيدا ميکردند و گاهي همزمان با عمليات جستوجو، مراقب ريزش دوباره ساختمان يا شعلهور شدن آتش ميماندند. هر دقيقه اهميت داشت و هر تصميم اشتباه ميتوانست جان امدادگر يا فرد گرفتار را به خطر بيندازد.
تصوير آتشنشان در ذهن بسياري از ما هنوز به يک لباس مقاوم، کلاه ايمني، شلنگ آب و ماشين قرمز محدود ميشود، اما حوادث سال گذشته نشان داد که پشت اين تصوير ساده، مجموعهاي از مهارتها، آموزشها و آمادگيهاي تخصصي قرار دارد. آتشنشان بايد بتواند در تاريکي، دود و شرايطي که حتي تشخيص مسير دشوار است، تصميم بگيرد، بايد بتواند با تجهيزات مختلف کار کند و در عين حال، وضعيت همکاران و افراد گرفتار را نيز در نظر داشته باشد.
جنگ، اين دشواري را چند برابر ميکند. در يک حادثه عادي، نيروهاي امدادي پس از رسيدن به محل، معمولاً با يک خطر اصلي مواجهاند، اما در شرايط جنگي، خطر ميتواند از چند جهت وجود داشته باشد. آتش، آوار، شيشههاي شکسته، ساختمانهاي ناپايدار و احتمال وقوع حادثهاي ديگر، همگي بخشي از محيط عمليات هستند. در چنين شرايطي، آتشنشان بايد همزمان نجاتگر و مراقب جان خودش و همکارانش باشد.
با اين حال، شايد مهمترين بخش اين روايت، لحظههايي باشد که در گزارشهاي رسمي کمتر ديده ميشود، ساعتهايي که آتشنشانان دور از چشم مردم در محل حادثه ميمانند، خستگي را کنار ميگذارند و عمليات را تا پيدا شدن آخرين نشانه ادامه ميدهند. پشت هر مأموريت، خانوادهاي هم وجود دارد که با شنيدن صداي آژير، منتظر بازگشت عزيزش ميماند.
روز آتشنشاني و ايمني، بنابراين فقط روز تقدير از کساني نيست که لباس آتشنشاني به تن دارند. اين روز فرصتي براي يادآوري اهميت ايمني، آموزش عمومي، مقاومسازي ساختمانها، دسترسي مناسب خودروهاي امدادي و تجهيز آتشنشانيهاست. تجربه يک سال گذشته نشان داد که در بحرانهاي بزرگ، آمادگي پيش از حادثه به اندازه واکنش پس از حادثه اهميت دارد.
آتشنشانان شايد هنگام ورود به حادثه بدانند با چه خطري روبهرو هستند، اما نميدانند عمليات چگونه تمام خواهد شد. آنچه آنها را به دل حادثه ميبرد، يک اصل ساده است: کسي آنجا به کمک نياز دارد. شايد به همين دليل است که در ميان دود و آوار، لباس سرخ آتشنشان هنوز براي بسياري از مردم معناي اميد دارد، اميدي که در سختترين لحظهها، از پشت درهاي شکسته و ميان تکههاي آوار دنبال زندگي ميگردد
بزرگداشت روز آتشنشان در برج ميلاد تهران
ديروزدر روز آتشنشانان، محوطه برج ميلاد شاهد مراسمي براي تجليل و ارجنهادن به زحمات و فداکاريهاي آتشنشانان بود در اين مراسم سخنرانان ضمن بيان مشکلات و موفقيتهاي اين قشر پرافتخار به خدمات بيوقفه آنها در حفظ جان و مال مردم پرداختند و از جانفشانيهاي آنان، تجليل وقدرداني کردند.
در مراسم بزرگداشت روز آتشنشان همچنين از خودروها و تجهيزات جديد سازمان آتشنشاني با حضور عليرضا زاکاني شهردار تهران در محوطه برج ميلاد رونمايي شد.