موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13459

جنگ طولاني و مسأله تاب‌آوري ايران

قادر باستاني تبريزي

نطق مقتدرانه مسعود پزشکيان در مجمع عمومي سازمان ملل، براي بسياري از ايرانيان غرورآفرين بود، دست مريزاد. اما کاش فرصت اين سفر پُر زحمت مي‌توانست ديپلماسي را يک گام پيش ببرد، از شدت بحران بکاهد، گرهي از کار فروبسته جنگ باز کند و راهي براي رسيدن به يک وضعيت پايدار بگشايد.

با گذشت 15ماه از تجاوز دشمن، هنوز افق روشني براي پايان جنگ ديده نمي‌شود. تهديدهاي متقابل ادامه دارد و احتمال بازگشت به عمليات گسترده‌تر، سايه جنگ را همچنان بر منطقه سنگين نگه داشته است. طبيعي است که در چنين شرايطي، برنامه‌هاي احتمالي نتانياهو و ترامپ براي ايران اهميت زيادي داشته باشد. بايد آنها را شناخت، درباره سناريوهاي احتمالي مطالعه کرد و براي آنها برنامه داشت. اما يک نکته مهم وجود دارد که نه مي‌توانيم از تصميم‌هاي آينده آنان اطلاع قطعي و دقيقي داشته باشيم و نه مي‌توانيم همه متغيرهاي اثرگذار بر تصميم‌گيري در واشنگتن، تل‌آويو و منطقه را کنترل کنيم. پس بايد نقطه تمرکز خود را از حدس زدن نقشه دشمن به تقويت ظرفيت‌هاي دروني کشور تغيير دهيم.

مهم‌تر از اينکه ترامپ و نتانياهو چه خواهند کرد، اين است که آنها هر اقدامي انجام دهند، کشورمان همچنان از آمادگي و انسجام لازم براي دفاع از خود، مديريت هزينه‌هاي جنگ و حفظ يکپارچگي ملي برخوردار باشد و بتواند اين آمادگي را در يک جنگ طولاني و فرسايشي حفظ کند. اما يک واقعيت تلخ درباره جنگ‌هاي طولاني اين است که جنگ الزاماً با شکست يکي از طرفين يا يک توافق سريع پايان نمي‌يابد. هرچه جنگ طولاني‌تر شود، به‌تدريج ذي‌نفعان خود را پيدا مي‌کند، جامعه به شرايط جنگي عادت مي‌کند، بازگشت به وضعيت پيش از جنگ دشوارتر مي‌شود و فرصت‌هاي ميانجي‌گري و مصالحه يکي پس از ديگري از دست مي‌رود. البته اين سرنوشت محتوم جنگ کنوني نيست، اما لابد تداوم آن خطر گرفتار شدن در چنين چرخه‌اي را افزايش مي‌دهد.

بنابراين ايستادگي و وضعيت داخلي کشور اهميت تعيين‌کننده دارد. آنچه امروز در عرصه داخلي ايران ديده مي‌شود، غلبه ستيز بر همکاري، شکاف‌هاي عميق سياسي و اجتماعي و فقدان يک راهبرد روشن و مورد توافق براي عبور از شرايط دشوار است. وقتي اين وضعيت با پراکندگي در سازوکار تصميم‌گيري همراه شود، آثار آن چند برابر خواهد شد.

کشورمان در شرايط جنگي بيش از هر زمان ديگري به انسجام، تقسيم کار، تصميم‌گيري سريع و اعتماد متقابل نيروهاي داخل نظام نياز دارد. اختلاف‌نظر سياسي امري طبيعي و حتي براي اصلاح تصميم‌ها ضروري است، اما وقتي اختلاف‌ها به دشمني تبديل مي‌شود، کشور بخشي از مهم‌ترين ظرفيت خود يعني امکان استفاده از همه نيروهاي ملي را از دست مي‌دهد. در شرايط جنگي، هيچ کشوري با حذف بخشي از جامعه و نيروهاي سياسي و تخصصي خود قوي‌تر نمي‌شود. درست برعکس، قدرت واقعي زماني شکل مي‌گيرد که همه ظرفيت‌هاي کشور در يک جهت و حول يک هدف مشترک به کار گرفته شوند.

در سال‌هاي گذشته بارها گفته شد که آنچه عليه ايران جريان دارد، جنگ ترکيبي است. اين توصيف، درست است. امروز نيز روشن است که رويارويي فقط در ميدان نظامي جريان ندارد و اقتصاد، رسانه، جامعه و افکارعمومي نيز بخشي از ميدان هستند. نظامي بايد در ميدان نظامي تصميم بگيرد و بجنگد. اقتصاد را بايد اقتصاددانان اداره کنند، سياست را سياستمداران، رسانه را روزنامه‌نگاران و متخصصان رسانه و جامعه را مديراني که زبان و مسائل جامعه را مي‌شناسند. نمي‌توان با کنار گذاشتن متخصصان و نيروهاي مؤثر هر حوزه، کشور را براي يک جنگ ترکيبي آماده‌تر و قدرتمندتر کرد. هم حذف هر يک از اين ظرفيت‌ها به توان ملي آسيب مي‌زند و هم متولي شدن يک مجموعه براي همه حوزه‌ها، کشور را از کارآمدي لازم دور مي‌سازد.

ايران در عرصه نظامي ظرفيت‌هاي خارق‌العاده‌اي از خود نشان داد که مايه غرور و افتخار و دلگرمي هر ايراني است. توان دفاعي کشور و عملکرد نيروهاي مسلح نشان داد که ايران در برابر فشار و تجاوز، از ظرفيت‌هاي بزرگي براي دفاع از خود برخوردار است. اما جنگ فقط موشک و پدافند نيست. اگر اقتصاد فرسوده شود، اگر رسانه نتواند روايت قابل اعتماد و اقناع‌کننده‌اي ارائه کند، اگر جامعه احساس کند ناديده گرفته شده و صدايش شنيده نمي‌شود و اگر سياست نتواند ميان اختلاف‌ها پل بزند، فشارهاي دشمن به‌تدريج همين توان دفاعي را هم تحت تأثير قرار مي‌دهد.

يکي از مهم‌ترين نيازهاي کشور در شرايط جنگي، حفظ امکان گفت‌وگو و اصلاح است. جامعه‌اي که بتواند نگراني‌ها و نقدهاي خود را بيان کند، فرصت بيشتري براي اصلاح خطاها و افزايش تاب‌آوري دارد. نقد سياست‌ها نيز اگر با حفظ مصالح ملي و مسئوليت‌پذيري همراه باشد، به تصميم‌هاي دقيق‌تر و کم‌هزينه‌تر کمک مي‌کند. در يک بحران طولاني، قدرت واقعي در توان شنيدن، اصلاح کردن، اعتمادسازي و کنار هم نگه داشتن جامعه نيز هست. هرچه اين ظرفيت‌ها بيشتر تقويت شوند، کشور با اطمينان و انسجام بيشتري از بحران عبور خواهد کرد.

ممکن است ترامپ تصميمي بگيرد که امروز قابل پيش‌بيني نيست. ممکن است نتانياهو مسير ديگري را انتخاب کند. ممکن است ميان آنها اختلاف ايجاد شود يا تصميمي در منطقه معادلات را تغيير دهد. ما نمي‌توانيم همه اينها را کنترل کنيم اما مي‌توانيم تعيين کنيم که ايران در برابر هرکدام از اين سناريوها، تا چه اندازه منسجم، آماده و تاب‌آور باشد.

اگر داخل را سامان دهيم، اختلاف‌ها را مديريت کنيم، از همه ظرفيت‌هاي ملي استفاده کنيم و تصميم‌گيري را منسجم و کارآمد کنيم، آنگاه هر نقشه‌اي که در بيرون کشيده شود، با ايراني روبه‌رو خواهد شد که هزينه ايستادگي را بهتر مي‌پردازد و راه خروج از بحران را نيز بهتر مي‌شناسد.