آن 177 مدير
دکتر يدالله حبيبي
بزرگي گفت: «اگر خواص و علماء به واجبات اکتفاء کنند عوام مرتکب محرمات ميشوند واگر خواص به مستحبات عمل کنند عوام واجبات را انجام خواهند داد» اين عبارت بيترديد تشريع حکم فقهي و شرعي نيست بلکه بيان اهميت جايگاه خواص، حاکمان، گروههاي مرجع و مديران درجامعه اسلامي است. اين عبارت ميگويد مسئولان درانجام وظايف نه تنها به واجبات ووظايف خود پايبند باشند بلکه در مقايسه با سايرين بار بيشتر و زحمات زيادي را بايدمتحمل شوند واز هرجهت الگو باشند چون درراس هرم ساختار کشور ومديريت جامعه قرارگرفتهاند لذا به مراقبت و خود کنترلي بيش از ديگران محتاج هستند تا در امر هدايت مردم دچار انحراف و خسران نشوند. با ذکر اين مقدمه بخوانيم اين خبر را که «اجراي احکام نظارتي در پنجماهه نخست امسال، علاوه بر بازگرداندن بيش از 21 هزار ميليارد ريال به خزانه کشور، به محکوميت 177 مدير متخلف به مجازاتهايي نظير انفصال از خدمت و جبران خسارت محکوم شدند.
جا دارد نخست از برخورد با اين تخلف تشکر شود ولي ياد آور شويم که وجود مديران متخلف هيچ نسبتي با نظام اداري و حقوق مردم ندارد و اين خبر هشداري است به ناظران که بايد مراقب گزينش و عملکرد مديران باشند وبدانندکه سلامت دستگاه حاکميت کشورنقش مهمي دررضايت مندي و اميدواري مردم به حل مشکلات دارد.
موضوع حکمراني در يک نظام اسلامي مصداق جهاد اکبر است يعني شرط لازم در توفيق حکمراني و مواجهه بامشکلات بزرگ، سلامت حاکمان ومديران است تا آثار التزام به معنويت و شريعت را مردم درآنان بييندوخودعمل نمايند همانگونه که رسولالله (ص) فرمودند: لا تصلح الإمامة إلا لرجل فيه ثلاث خصال. ورع يحجزه عن معاصيالله وحلم يملك به غضبه وحسن الولاية على من يلي حتى يكون لهم كالوالد الرحيم. حکمراني به سامان نميرسد مگر توسط کسي که داراى سه خصلت باشد. پارسايیاى كه او را از كارهاى حرام باز دارد، بردبارىاى كه با آن خشم خود را مهار كند و خوشرفتارى با كسانى كه بر آنان حكومت مى كند چندان كه برايشان همچون پدرى مهربان باشد. (الخصال 116/ 97)
صرف نظر از ظاهر حديث اگر به توسعه معنايي قائل شويم ميتوان چنين پنداشت که معناي اولويت و تقدم و تاخر در بطن حديث نهفته است به اين معني که برخورداري از تقوا و ايمان و باور قلبي امکان ايستادگي در برابر مشکلات و دشمنان بسيار عنود وبي رحم را هموار ميکند يک مدير اول بايد تعهد و تقوا داشته باشد تا امانتداري وتحمل مشکلات و سختيها بر اوآسان شود اگر در مناسبات اجتماعي تأثيرگذاري فرد منوط به داشتن جان مايه دروني است اين درخصوص مناسبات و روابط يک نهاد و کشورهم موضوعيت دارد.پس اگر بخواهيم بر انبوه مشکلات بيروني که بخش اعظم آن در دست دشمنان است فائق آئيم بايد در درون قوي بشويم وازتجربه همه نيروها و گروهها و امکانات استفاده کنيم ما منکر نقش آفريني در منطقه و جهان نيستيم ولي لازمه توفيق در اين امر پرداختن به تقويت قدرت ملي و انسجام اجتماعي است، موضوعي که در جنگهاي دوم و سوم تحميلي کاملا خود را براي دوست ودشمن نشان داد و انتظار اين است که همچنان شاهد تقويت قدرت ملي در همه زمينهها، خاصه در حقوق مردم باشيم.
امروز فهرست مشکلات داخلي بر هر آشناي به امور کشورعيان است وحاجت به بيان نيست و خوشبختانه راهکارهاي آن هم موجوداست ولي به شرطها و شروطها که درراس آنها وجود مديران صالح است که از صلاحيت علمي،تعهد، مردمداري، روحيه جهادي، توانمندي وقدرت تصميمگيري برخوردار باشند و وجودفساد اداري را مانع بزرگ تحقق برنامههاي کشور بدانند. مردم فهيم ايران ميدانند که هزينه عزت و استقلال خود را با تحمل تحريمهاي شيطان بزرگ و اروپاي مرعوب آمريکا پرداخت ميکنند و گله از دشمن ندارند اما و هزار اما آنچه مردم را رنج ميدهد آسيبهاي حکمراني در درون است. جهاد اکبر حکمراني، مديران و مسئولان امروزتقويت قدرت ملي خاصه از مسير مبارزه با فساد اداري، رانتهاي گروهي، قبيلهها و مافياهاي فساد است. رضوان خدا بر روح شهيدمظلوم بهشتي که فرمود:ما براي آنکه بتوانيم کشور را به درستي اداره کنيم و از انحرافات حفاظت نمائيم بايد هر سال حداقل 200 کادر اهل فکر و دانش و تخصص و مهذب تربيت کنيم. والسلام.