روحانيان و دفاع مقدس
سي و يکم شهريور سالروز آغاز جنگ تحميلي هشت ساله و نخستين روز هفته دفاع مقدس است که امسال با تجربه دو جنگ تحميلي ديگر، معناي ديگري براي ملت ايران دارد. دفاع مقدس، آن حماسه هشتسالهاي که از شهريور 1359 تا مرداد 1368 به طول انجاميد، تنها يک نبرد نظامي ميان دو ارتش نبود. اين جنگ، آزمون بزرگ ايمان، ايثار و حضور همهجانبه ملت ايران در برابر تجاوز رژيم بعث عراق بود که با حمايت قدرتهاي جهاني صورت گرفت. در ميان اقشار گوناگون جامعه که دوشادوش يکديگر به دفاع از کشور پرداختند، روحانيان و طلاب حوزههاي علميه جايگاهي ويژه و محوري داشتند. آنان نه تنها در خط مقدم جنگيدند، بلکه با ايفاي نقشهاي چندلايه معنوي، تبليغي، تربيتي، مديريتي و پشتيباني، هويت ديني و انقلابي دفاع مقدس را شکل دادند و تثبيت کردند. حضور آنان از حجرههاي حوزه تا سنگرهاي خط مقدم، از منابر مساجد تا قرارگاههاي عملياتي، جلوهاي از پيوند عميق دين و جهاد در تاريخ معاصر ايران بود.
مشروعيتبخشي شرعي
در رأس نقش روحانيت، رهبري و مشروعيتبخشي امام خميني(ره) قرار داشت. ايشان با اعلام دفاع در برابر متجاوز به عنوان جهاد واجب، جنگ را از يک درگيري صرفاً ملي و جغرافيايي به جهاد فيسبيلالله تبديل کردند. پيامها، سخنرانيها و فتواهاي مکرر امام، انگيزه شهادتطلبي را در ميان مردم زنده نگه داشت و حضور داوطلبانه را به وظيفهاي شرعي بدل ساخت. مراجع تقليد ديگر نيز از جمله آيات عظام گلپايگاني، مرعشي نجفي و اراکي، اين دفاع را تأييد و تقويت کردند و با بيانيهها و توصيههاي خود، وحدت ملي و ديني را در برابر دشمن تحکيم بخشيدند.
اين مشروعيت شرعي، پيامدهاي عميقي داشت. رزمندگان با اطمينان از اينکه در راه خدا ميجنگند، تحمل سختيها و پذيرش شهادت را آسانتر مييافتند. روحانيان در سطوح مديريتي نيز حضور فعالي داشتند. نمايندگان امام در سپاه پاسداران و يگانهاي مختلف، واحدهاي عقيدتي-سياسي، و حتي برخي فرماندهان قرارگاهها و لشکرها از ميان روحانيان بودند. افرادي مانند شهيد محلاتي و شهيد ميثمي به عنوان نمايندگان امام، نقش رسمي و تأثيرگذاري ايفا ميکردند. بدون اين هدايت کلان و مشروعيتبخشي، بسيج عمومي و استمرار مقاومت هشتساله دشوار مينمود.
بسيج عمومي و ترغيب به حضور در جبههها
يکي از اساسيترين وظايف روحانيان، ترغيب و بسيج مردم بود. از طريق منابر مساجد، خطبههاي نماز جمعه، سخنرانيهاي عمومي و تبليغات مستمر، آنان مردم را به حضور در جبههها دعوت ميکردند. حوزههاي علميه خود به پايگاههاي اعزام نيرو تبديل شدند و هزاران طلبه به صورت داوطلبانه عازم مناطق عملياتي شدند. آمارها نشان ميدهد حدود هزارن نفر از طلاب به جبهه اعزام شدند، رقمي که نسبت به جمعيت حوزه علميه در آن زمان، بسيار چشمگير بود و نشاندهنده عمق تعهد اين قشر است.
روحانيان با تبيين آيات جهاد، روايات مربوط به شهادت و نمونههاي تاريخي مانند حماسه کربلا، انگيزه ديني مردم را تقويت ميکردند. آنان نه تنها جوانان را به جبهه ميفرستادند، بلکه خانوادهها را نيز براي حمايت از رزمندگان و پذيرش شهادت فرزندانشان آماده ميساختند. اين بسيج عمومي، پشتوانه مردمي جنگ را تأمين کرد و نيروهاي داوطلب بسيجي را که ستون اصلي مقاومت بودند، به ميدان آورد.
حضور رزمي در خطوط مقدم
روحانيان تنها به تشويق اکتفا نکردند. بسياري از آنان سلاح بر دوش گرفتند و در خط مقدم جنگيدند. حضور آنان به سه شکل اصلي قابل تقسيم است.
حضور تبليغي محض. سنگرها را به مسجد، کلاس احکام و محل ذکر تبديل ميکردند و با اقامه نماز جماعت، قرائت قرآن و پاسخ به سؤالات شرعي، فضاي معنوي جبهه را زنده نگه ميداشتند.
حضور رزمي. به صورت بسيجي يا بدون لباس روحانيت در عملياتها شرکت ميکردند و همچون ساير رزمندگان ميجنگيدند.
حضور رزمي-تبليغي. با حفظ عمامه و لباس روحانيت، هم در نبرد شرکت ميکردند و هم تبليغ مينمودند. اين شکل از حضور، تأثير عميقي بر روحيه نيروها داشت، زيرا ديدن يک روحاني در خط مقدم، اعتماد و انگيزه را دوچندان ميکرد.
طلاب در واحدهاي تخصصي نيز نقشآفريني برجستهاي داشتند. آنان در فرماندهي توپخانه، ديدهباني، رانندگي بلدوزر و نفربر، واحد اطلاعات و عمليات، تخريب، غواصي، آرپيجيزني، تکتيراندازي، مخابرات و حتي خلباني بالگرد و جراحي پزشکي حضور يافتند. در برخي عملياتها، مانند والفجر 8، روحانيان غواص پيشگام معبرگشايي بودند و فرماندهي برخي واحدهاي غواصي را بر عهده داشتند. گردانهايي مانند «فاتحين» که عمدتاً از طلاب آموزشديده نظامي تشکيل شده بود، نمونهاي از سازماندهي رزمي-تبليغي آنان است. اين گردان تا شب عمليات آموزش ميديد و سپس نيروهايش به يگانهاي ديگر مأمور ميشدند تا با رجزخواني و پيشگامي، ديگران را به حرکت وادارند.
حضور عملي روحانيان در لحظات بحراني نيز تعيينکننده بود. فرماندهان دوران جنگ نقل کردهاند که در پاتکهاي شديد دشمن، روحانيان گاه کار چند فرمانده را انجام ميدادند و با بلندگو نيروها را به مقاومت تشويق ميکردند. اين حضور، مديريت عملياتهاي پيچيده را ممکن ساخت و بدون آن، بسياري از موفقيتها دشوار مينمود.
تقويت روحيه معنوي
نقش معنوي و تربيتي روحانيان شايد عميقترين و ماندگارترين تأثير را بر جاي گذاشت. آنان با تبيين مفاهيم ايمان، توکل، شهادت و ايثار، قدرت معنوي رزمندگان را تقويت ميکردند. جلسات تفسير قرآن، بيان روايات جهاد، توسل به اهلبيت(ع) و پاسخگويي به مسائل شرعي مربوط به جنگ و زندگي روزمره رزمندگان، بخشي از فعاليتهاي روزمره آنان بود. در شرايط سخت جبهه، حضور يک روحاني آرامشبخش بود و نيروها را از انحرافات احتمالي يا سستي بازميداشت.
فرهنگ شهادتطلبي که يکي از ويژگيهاي برجسته دفاع مقدس است، تا حد زيادي محصول اين تبليغ و تربيت ديني بود. روحانيان با زنده نگه داشتن ياد عاشورا و کربلا، جنگ را به تداوم راه امام حسين(ع) پيوند ميزدند و مرگ در راه خدا را افتخار ميشمردند. اين رويکرد، تحمل سختيها، کمبود امکانات و فشارهاي رواني جنگ را براي رزمندگان ممکن ساخت.
پشتيباني از آسيبديدگان
روحانيان در کمک به مجروحان، خانوادههاي شهدا و پشتيباني عمومي نيز فعال بودند. بسياري از آنان به عنوان امدادگر در خطوط مقدم و بيمارستانها خدمت ميکردند. در پشت جبهه، از طريق مساجد، حسينيهها و هيئتها، کمکهاي مردمي را سازماندهي ميکردند و نيروهاي تازه را به جبهه گسيل ميداشتند. پس از عملياتها نيز در حفظ روحيه نيروها و کمک به فرماندهان نقش داشتند.
در دوران اسارت، آزادگان روحاني مانند مرحوم حجتالاسلام ابوترابي با صبر، معنويت و اخلاق خود، الگويي از مقاومت بودند و حتي بر زندانبانان بعثي تأثير ميگذاشتند. اين نقش در اسارت، نشاندهنده استمرار رسالت روحانيت حتي در سختترين شرايط بود.
آمار حضور و شهادتطلبي، گواه عمق ايثار
آمار شهداي روحاني گوياي عمق اين حضور همهجانبه است. براساس گزارشهاي مختلف، بين حدود 3400 تا بيش از 3600 نفر از روحانيان و طلاب در دوران دفاع مقدس به شهادت رسيدند. برخي منابع کل شهداي روحاني تأييدشده در بازه زماني گستردهتر (از مشروطه تا مدافعان حرم) را نزديک به 3888 تا بيش از 4000 نفر ذکر کردهاند که بخش عمده آن مربوط به دفاع مقدس است. نسبت شهادت در ميان طلاب به مراتب بالاتر از ساير اقشار بود: از هر هزار طلبه حدود 40 نفر شهيد شدند، درحالي که اين نسبت در اقشار ديگر حدود 4 نفر بود.
صدها نفر از شهداي روحاني در مسئوليتهاي فرماندهي (از قرارگاه و لشکر تا دسته و گروهان)، غواصي (حدود 72 نفر)، تخريب، اطلاعات و عمليات، آرپيجيزني، امدادگري و مخابرات به شهادت رسيدند. همچنين دهها امام جمعه و امام جماعت، نمايندگان مجلس و مسئولان قضايي در ميان شهدا بودند. روز اول اسفند نيز به ياد شهادت شهيد محلاتي و جمعي از روحانيان در سانحه هوايي، به عنوان «روز روحانيت و دفاع مقدس» نامگذاري شده است.
نتيجهگيري
روحانيان در دفاع مقدس، از حجرههاي حوزه تا سنگرهاي خط مقدم، حضوري جامع و چندبعدي داشتند. آنان مشروعيت شرعي جنگ را تأمين کردند، مردم را بسيج نمودند، دوشادوش رزمندگان جنگيدند، روحيه معنوي و اخلاقي را زنده نگه داشتند، در نقشهاي تخصصي نظامي مشارکت کردند و در پشتيباني از آسيبديدگان و پشت جبهه کوشيدند. اين نقش نه تنها به پيروزيهاي ميداني کمک کرد، بلکه هويت ديني، انقلابي و مردمي دفاع مقدس را شکل داد و آن را به حماسهاي ماندگار تبديل نمود.
امروز، در هفته دفاع مقدس، ياد و خاطره آن عالمان مجاهد، طلاب شهيد و روحانيان آزاده و جانباز، الهامبخش نسلهاي پس از جنگ است. درس بزرگ آنان اين است که دفاع از ميهن و ارزشهاي ديني، وظيفهاي همگاني است و روحانيت همواره در خط مقدم اين دفاع قرار داشته است. گراميداشت اين نقش، نه تنها اداي دين به شهيدان است، بلکه پاسداشت ارزشهايي است که استقلال، عزت و هويت ملي ما را تضمين کرده است.