عالم مجاهد خستگيناپذير
به مناسبت سالروز رحلت آيتالله سيد محمود طالقاني
نوزدهم شهريور، سالروز رحلت يکي از علماي مجاهد و مورد علاقه مردم ايران به شمار ميرود، روزي که آيتالله طالقاني به جوار حق شتافت. در تاريخ مبارزات انقلاب اسلامي افراد زيادي وجود دارند که متأسفانه عمدا و يا سهوا عدهاي تلاش ميکنند تا فراموش شوند. يکي از اين مردان بزرگ، آيتالله طالقاني است. مرحوم آيتالله طالقاني ازجمله شخصيتهايي است که بعد از گذشت چهار دهه از پيروزي انقلاب اسلامي هنوز به درستي شناخته نشده است. اين ناديده گرفتن و اين تلاش براي فراموشي، موجب شد جريانهايي که احياناً هيچ شباهت کرداري و رفتاري با او ندارند، از اين موقعيت سوءاستفاده کنند و طالقاني را آنگونه که خود ميخواهند معرفي کنند. در اين ميان، انفعال رسانهاي حاکم بر کشور هم مزيد بر علت شد تا طالقاني آنگونه که بود شناخته نشود و شايعات و دروغها و تفاسير خلاف رونق يابد. موضعگيريهاي آيتالله طالقاني عليه منافقين و فرقههاي وابسته به بيگانگان و همچنين دورويان متملق از برجستهترين ويژگيهاي ايشان است.
در اثبات اين مدعا همين بس که ايشان در بخشي از خطبه دوم نماز عيد فطر سال 1358 که در دوم شهريور آن سال ايراد شد، در شرايطي که تا قبل از آن، گروهک منافقين به شدت از موقعيت آيتالله طالقاني و مداراي ايشان با نيروهاي مختلف جهت جذب جوانان فريب خورده به انقلاب، سوءاستفاده ميکردند و با عناويني همچون «پدر طالقاني»، تلاش داشتند تا وي را به نفع خود و مطامع نامشروع شان مصادره کنند، مرزبندي قاطع و روشن خود را با آنها مشخص نمود و گفت: "...خدا لعنتشان کند آنهايي که اين فتنهها را ايجاد ميکنند. در اين روز عيد صد بار بر آنها لعنت. از درگاه خدا و خلق دور باش بر همه! بر همه اينها! چقدر ما سعي کرديم، کوشيديم، با مذاکره، با مهرباني، با دور هم نشستن مسائل را حل کنيم. چه اين جوجه کمونيستهاي داخل خودمان، چه آنها. يک مشت جوان احساساتي، سي ساله، خيال ميکنند قيم همه مردمند. قيم همه زنهاي ما هستند، زنهاي ما احتياج به قيم ندارند. «زنها حقشان پايمال شده» مگر خودشان نميتوانند حرف بزنند؟ «کارگر حقشان!» به تو چه! تو که دستت پينه نزده، نشستهاي فقط شعار ميدهي. جوانهاي مسلمان ما هستند که توي اين آفتاب و با اين زبان روزه در ميان اين مزارع دارند کار ميکنند. اينجا نشستهاي فقط شعار دادن. اين شد مسئله؟"
آيتالله طالقاني همچنين معتقد بود: "ظهور استعدادهاي علمي و عملي در عموم بهوسيله اميد به امتيازات و تشويقهاي نوعي ميباشد. آنگاه که عنوان پرستش در اجتماع وسيله امتياز و رسيدن به مقامات گرديد، مردمان پست و بتتراشي که در فن تملق و تظاهر به اطاعت و عبوديت ماهرتر از ديگران باشند بيشتر ميتوانند به مقامات برسند و بر مردم سلطه يابند و اين موجب از ميان رفتن امتيازات معنوي و در نتيجه جهل و ذلت عمومي است، در چنين اجتماع منحطي چه بسا علم و فضيلت موجب عقبماندگي و محروميت است. چنين ملتي در چنگال بيگانگان شکار و در برابر دنيا و تاريخ شرمسارند! کار به آنجا ميرسد که طرفداران دين هم با توجه و بدون توجه به دستگاه بتتراشي کمک مينمايند باآنکه با اصول دعوت پيمبران و ضرورت دين مخالف است. هرچه اصل دعوت پيمبران که خداپرستي است افراد را در علم و اخلاق نيرومند و در روحيه عزيز و مستقل ميکرد، بتپرستي مردم را به جهل و پستي و ناتواني سوق ميدهد، چنانکه متوليان بتکدهها بتها را ميآراستند و کرامتها براي اين موجودات بيروح ميساختند تا مردم را بفريبند و مقهور سازند.
اين وارثين قرون تاريک هم تا ميتوانند با مداحي و تملق در مردم ايجاد وهم مينمايند و مرکز اتکاي خود را محکم ميسازند. اينها ديوار دورويي هستند که سمت داخل آن دروغ و فريبکاري و وحشت و اضطراب و بدبيني و سمت بيرون درندگي و خونخواري و چپاول است. اين بتتراشان ميان زمامدار و ملت فاصله ايجاد ميکنند و سياه را سفيد و سفيد را سياه مينمايانند، بهطوريکه تفاهم بين ملت و زمامدار قطع ميشود. اگر مردم از گرسنگي فرياد کشند اينها ميگويند جمعيت اخلالگرند، اگر از ظلم بنالند مينمايند که ميخواهند احساسات را برعليه سلطان و دين تحريک کنند. در نتيجه شيرازه روابط و حسن تفاهم را از هم ميپاشند و همه را به سراشيب فنا ميکشانند.(1)
ــــــــــــ
1- حکومت از نظر اسلام، ص154، توضيحات آيتالله سيدمحمود طالقاني بر کتاب "تنبيه الامه و تنزيه المله" اثر علامه نائيني