موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13436

چرا ايران بر مواضع خود ايستادگي کرد؟

 

رضا نصري

 

سال‌ها ايران زير آوار روايتي قرار داشت که آن‌قدر يک‌جانبه و خصمانه بود که هيچ ميزان توضيح و استدلالي نمي‌توانست افکار عمومي را تغيير دهد. هر اقدام دفاعي ايران به‌عنوان تجاوز بازنمايي مي‌شد و هر امتناع از تسليم شدن، نشانه‌اي از سوءنيت تلقي مي‌گرديد. پرونده پيش از آنکه اصلاً شنيده شود، مختومه اعلام شده بود.

اما براي درک اينکه چرا ايران بر مواضع خود ايستادگي کرد، نيازي نيست دهه‌ها تاريخ را دوباره بررسي کنيد. کافي است به کانادا نگاه کنيد و ببينيد واشنگتن از اين کشور چه خواسته است. آن‌گاه ارزش مقاومت ايران ديگر يک معما نخواهد بود، بلکه به تنها واکنش منطقي تبديل مي‌شود.

آمريکا از کانادا، کشوري متحد نزديک، عضو گروه هفت (G7) و همسايه خود، خواست در ازاي يک توافق تجاري، حمايت‌هاي مربوط به زبان فرانسوي را تضعيف کند. اين موضوع درباره يک اختلاف مرزي يا يک تهديد امنيتي نبود، مسئله درباره زباني بود که کانادايي‌ها با آن صحبت مي‌کنند. و زماني که کانادا پيشنهاد امتيازهايي داد، خواسته‌ها کاهش پيدا نکرد بلکه گسترده‌تر شد، حالا به فرهنگ خود دست بزنيد، حالا محدود کنيد که با چه کشورهاي ديگري مي‌توانيد تجارت کنيد.

Mark Carny آن را همان چيزي ناميد که واقعاً بود، يک بازي قدرت و مسئله‌اي مرتبط با حاکميت ملي.

براي کساني که همچنان مي‌پرسند چرا ايران حاضر نيست حقوق خود را واگذار کند، پاسخ در رفتار خود واشنگتن با يک دوست و متحد، به‌روشني ديده مي‌شود.

ابتدا غني‌سازي را کنار بگذاريد.

سپس کل برنامه هسته‌اي را کنار بگذاريد.

بعد انرژي هسته‌اي را نيز کاملاً رها کنيد.

سپس موشک‌هاي خود را واگذار کنيد.

برد آن‌ها را کاهش دهيد.

تعدادشان را کم کنيد.

سايت‌ها را باز کنيد.

بعد ارتش را برچينيد.

سپس روابط خود را با اين متحدان و آن متحدان قطع کنيد.

و بعد، و بعد، و بعد...

هيچ نقطه‌اي وجود ندارد که در آن گفته شود کافي است.

هر امتياز، مقصد نهايي نيست بلکه يک رسيد است، مدرکي که نشان مي‌دهد فشار نتيجه داده و دعوتي براي مطرح کردن مطالبه بعدي است.

اگر نخستين حق خود را واگذار کنيد، امنيت نخريده‌ايد. فقط به طرف مقابل آموخته‌ايد که هزينه گرفتن حق بعدي، صفر است.

از کانادا بپرسيد کشوري که ازسوي يک دوست و متحد، خواسته شد بخشي از هويت زباني خود را معامله کند.

کشوري که يک حق خود را تسليم مي‌کند، حقوق ديگرش را تضمين نمي‌کند. بلکه به ابتداي صف کساني منتقل مي‌شود که حقوق بيشتري را از دست خواهند داد.