دولتِ در محاصرهغلامرضا بني اسديدولتِ در محاصره. اين عنوان کوتاه که ميتواند تيتر هم باشد از مصائب کل
دولتِ در محاصرهغلامرضا بني اسديدولتِ در محاصره. اين عنوان کوتاه که ميتواند تيتر هم باشد از مصائب کلان و مخالفتهاي به دشمني بلند شده حکايت دارد. امااين حکايت نه در قالب داستان که در عرصه واقعيت هر روز خود را به رخ ميکشد. يک سوي محاصره مشخص و روشن است. دشمني که همه توانش را ميگذارد تا دولت و ملت و حاکميت را يک جا زمين بزند. محاصره دريايي بعد از تحريمهاي چهل و هفت ساله و سه جنگ تحميلي و جنگي تروريستي و توقف ناپذير، آخرين صفحه به تحرير درآمده است. از دشمن هم جز دشمني نميشود انتظار داشت. توقع اين که دست از عداوت بردارد نابجاست. دولت هم همه توان خود را ميگذارد تا اين محاصره را بشکند چنان که با دورزدن تحريمها از آثار آن هجمه اقتصادي کاست و چنان که ميدان در جنگ سخت، بر دشمن سخت گرفت اما ديگر لبه محاصره نه در اطراف کشور که در قلب کشور است. نه ازسوي دشمنان نشاندار که ازسوي کساني که خود را مالک ايران ميخوانند و ديگران را از آن ميرانند. همانها که ميگفتند کشور مال ماست و هرکس نميخواهد برود. اين که هرروز حلقه محاصره را تنگتر ميکنند هم براي تحقق رويايهاي خاص خويش است هرچند اگر اندکي عقلانيت در کار باشد ميتوان فهميد که اين محاصره اگر شکسته نشود آن محاصره دريايي دشمن به خشکي هم پهنه باز خواهد کرد و گلوي همه را خواهد فشرد نه فقط دولت مستقر را که دولتِ در سايه را هم. لبه قيچي که دست دشمن است روي لبه دوم که دست آقايان است هم قرار خواهد گرفت. اما دريغا که انگارعدهاي ايمانشان را در تنشآفريني ميپندارند و نان شان را نيز.همين هم کاررا به جايي رسانده است که همان کاري را ميکنند که دشمن ميخواهد. نميفهمند انگار که تضعيف دولت مستقر، قرار حاکميت را متزلزل ميکند. هيچ اهل خردي در زمان جنگي چنين گسترده، هجومي چنين گستردهتر را عليه دولت تدارک نميبيند. اينان خود را قوه نگهدارنده حاکميت ميخوانند اما واقعيت اين است که اتحاد ملي و انسجام اجتماعي و نقش آفريني همه ايرانيان است که قدرت بازدارنده ايجاد ميکند. حالا يک بخش جامعه به فرياد و بخشي ديگر به صبر پاي پرچم ميايستند. اگر فريادگران را طليعهدار لشکر بدانيم، امتِ صبر، خودِ لشکرِ اصلي هستند، لشکري که از همه سلايق و گرايش و قوميتها و مذاهب شکل گرفته است. طليعهدار حضور آنان را پشتوانه خويش ميداند نه مزاحم. آنان که خود را و فقط خود را ميداندار ميپندارند عملا ميدان را براي دشمن هموار ميکنند.براي پيروزي بر دشمن و گذر سلامت از اين پيچ تاريخي بايد محاصره را شکست هم محاصره دشمن در دريا را و هم محاصره داخلي را. نپندارند که اگر صندلي را از زير پاي دولت بکشند، خود ميتوانند برآن تکيه زنند. اين خواب تعبير نميشود. صندلي ميشکند. عاقلان را اشارتي کافي است. همين!