موسسه فرهنگی و مطبوعاتی روزنامه جمهوری اسلامی

شماره 13425
شليک به حقيقت براي رسيدن به قدرتغلامرضا بني اسدي محرم و صفر در تقويم جاي خود را به ربيع دادند. ما هم

شليک به حقيقت براي رسيدن به قدرتغلامرضا بني اسدي محرم و صفر در تقويم جاي خود را به ربيع دادند. ما هم بايد درس‌هاي آنها را در ربيع و در هميشه زمان بازبخوانيم و نظام ادراکي خود و جامعه را براساس آموخته‌هاي آن تنظيم کنيم. از جمله است فهم درست و روز آمد از عبارت مشترکي که در زيارت امام حسين و امام رضا عليهماالسلام لب‌ها را به خوانش و انديشه‌ها را به تدبر مي‌خواند «قَتَلَ ‌الله مَنْ قَتَلَكَ بِالْأَيْدِي وَ الْأَلْسُنِ خدا بكشد كسانى را كه تو را با دست‌ها و زيان‌هايشان كشتند.» ما امروز دقيقا با تکرار اين واقعيت در برابر حقيقت مواجهيم. دشمنان نشان‌دار به دست و گلوله و بمب و موشک رهبران و فرماندهان و دانشمندان و مردمان و دخترکان و حتي فرزندان متولد نشده وطن را مي‌کشند اما هم دشمنان بي‌نشان و گاه با نشان و در کنار شان غفلت زدگانِ خود مطلق پندار هستند که با زبان به قتل چهره‌ها و ظرفيت‌هاي کشور مشغولند. دريغا که گاه از دشمنان هم سبقت مي‌گيرند در ترور شخصيت افراد. تريبون‌ها، گودي قتلگاهي شده‌اند که به زبان مي‌کشند. فضاي مجازي که بر پيکر اربا ارباي حقيقت، اسب هم مي‌تازاند. نمي‌دانم مدافعان فيلترينگ چگونه به اشغال فضاي فيلتر شده توفيق يافته‌اند که از اين ظرفيت عليه وحدت ملي و مسئولان نظام نهايت سوء استفاده را مي‌کنند. کلمات و تصوير سازي‌ها و روايت‌هاي برساخته، جملگي با يک هدف شکل مي‌گيرند که زدنِ مسئولان خدمتگذاراست. ترور روساي قوا که رهبري به تأکيد موکد از اعتماد به آنان و حمايت از آنان نوشته. براي همين روايت نادرست مي‌سازند، نشر و بازنشر و باز هم بازنشر مي‌کنند و همان هم مي‌شود مستندشان براي ادامه تخريب. يک دروغ متولد مي‌شود، بزرگ مي‌شود، محور تحليل مي‌گردد و متناسب با آن حکم صادر و در اذهان اجرا مي‌شود. با رصد کردارشان مي‌توان به جرات گفت، اينان دست شان را کوتاه مي‌بينند و الا چنان که با زبان به جنگ با اتحاد ملي برخاسته اند، پي خواسته‌هاي باطل جناحي خود، دست هم در جانِ خادمان دراز مي‌کردند. شايد بدنه اين جريانات نفهمند اما سرانشان حتما دانسته اين خط را ادامه مي‌دهند به اميد آن که کارنامه دولت و مجلس و شعام و.... را خط بزنند. مي‌پندارند با اين کار، دفتر سفيد فرداها به دست شان خواهد افتاد و خواهند توانست از سايه به آفتاب راه يابند و بر تختي بنشينند که براي رسيدن به آن، از جنازه ديگران گذشته‌اند. نمي‌خواهند بفهمند که با تخريب پايه‌ها، سقف بر سر همه آوار خواهد شد. چنان سهمگين که صاحبان پتک و کلنگ‌هاي تخريب، خود هم زير آن دفن شوند...