خشونت خانگي، زخمهاي پنهان زير سقف يک خانهمقدمهخشونت خانگي تنها به کبوديهاي روي پوست محدود نميشود؛
خشونت خانگي، زخمهاي پنهان زير سقف يک خانهمقدمهخشونت خانگي تنها به کبوديهاي روي پوست محدود نميشود؛ بلکه زخمهاي عميقتري بر روان، عزتنفس و امنيت انساني برجاي ميگذارد. برخلاف باور عمومي، اين پديده مرز طبقاتي، تحصيلاتي يا مذهبي نميشناسد و در خفاي خانههاي بهظاهر آرام روي ميدهد.خشونت، از کتک تا سکوت مرگباراز نگاه روانشناسي، خشونت خانگي الگويي از رفتارهاي کنترلگرايانه است که تنها به آسيب جسمي ختم نميشود. اين مفهوم طيف وسيعي دارد:*خشونت رواني‑کلامي (تحقير، توهين، بيارزشسازي و سکوتهاي تنبيهي)*خشونت اقتصادي (محروميت از منابع مالي و استقلال اقتصادي)*خشونت جنسي (اجبار به رابطهاي خارج از ميل فرد)اين رفتارها هرگز يکباره رخ نميدهند، بلکه فرآيندي تدريجي براي سلطه کامل بر قرباني هستند.چرا قرباني ميماند؟ (روانشناسي ماندن در رابطه آسيبزا)مهمترين سؤال جامعه اين است: «چرا جدا نميشود؟» پاسخ در روانشناسي «دلبستگي آسيبزا» و «درماندگي آموختهشده» نهفته است. قرباني در چرخهاي از تنش، انفجار خشونت، و سپس پشيماني و مهربانيهاي افراطي گرفتار ميشود. اين چرخه، اعتمادبهنفس را فرسوده و اين باور غلط را ايجاد ميکند که «من شايسته عشق نيستم» يا «تنها راه، سازش است». ترس از طرد شدن، انگ اجتماعي و نگراني از آينده فرزندان، او را در حبسي نامرئي زنداني ميکند.روانشناسي فرد آزارگر،قدرت، نه بيماريفرد آزارگر معمولاً دچار اختلال رواني حاد نيست، بلکه داراي الگوهاي شخصيتي مبتني بر نياز شديد به کنترل و قدرت است. او رفتار خود را توجيهپذير ميداند و غالباً خود را قرباني موقعيت جلوه ميدهد. درمان اين افراد بدون پذيرش اشتباه و شرکت در برنامههاي تخصصي بازآموزي مهارتهاي ارتباطي، تقريباً غيرممکن است، عذرخواهيهاي مکرر بدون مداخله، فقط تاواني براي خريد زمان تا خشونت بعدي است.تأثير بر فرزندان، تماشاگران زخميفرزنداني که شاهد خشونت هستند، حتي اگر کتک نخورند، قربانيان پنهان محسوب ميشوند. اين کودکان در معرض اضطراب مزمن، اختلال در تنظيم هيجاني و الگوبرداري از روابط سمي قرار ميگيرند و به طور ناخودآگاه خشونت را به نسل بعد منتقل ميکنند. خانه، براي آنان به جاي پناهگاه، به ميدان جنگ تبديل ميشود.راه برونرفت،از سکوت تا التيامشکستن سکوت، اولين و مهمترين قدم براي رهايي است. خشونت در تاريکي رشد ميکند، پس با آگاهيبخشي آن را به نور ميکشانيم.*اگر قرباني هستيد، بدانيد که تقصير شما نيست. هيچ رفتاري توجيهکننده خشونت نيست.*از ثبت مدارک (پيامها، گزارش پزشکي) غافل نشويد.*به جاي سرزنش قرباني، به او بگوييد: «اين تقصير تو نيست، من کمکت ميکنم.»*به خاطر داشته باشيم که آرامش يک خانه، وقتي به بهاي خاموشي يک عضو خريداري شود، هرگز پايدار نخواهد ماند.کلام آخرخشونت خانگي يک بحران فردي نيست،يک بحران اجتماعي است که حل آن نيازمند آگاهيبخشي، حمايت رواني و قانوني و مهمتر از همه، نگاه همدلانه ماست. اگر شما يا اطرافيانتان در اين شرايط هستيد، بهياد داشته باشيد که درخواست کمک، نشانه ضعف نيست، بلکه اوج شجاعت و عشق به خويشتن است.معاونت اجتماعي کلانتري 109 بهارستان