بسمالله الرحمن الرحيم
جوامع اسلامي در عين حال که ادعاي پيروي از پيامبر خدا را به زبان تکرار ميکنند در عمل تابع ميل خود هستند. حتي آن دسته از کشورهاي اسلامي که بطور رسمي يا غيررسمي نام و عنوان اسلامي را بر نظام سياسي خود گذاشتهاند براي خالي نبودن عريضه به تفاسير مورد نظر خود از تعليمات اسلام متوسل ميشوند و اقدامات خود را از اين طريق توجيه ميکنند. به همين دليل فاصلهها با سيره پيامبر خدا همواره در حال افزايش است و حاکميت روح دين خدا در جوامع اسلامي رو به کاهش.
اکنون که در آستانه سالگرد رحلت پيامبر خاتم حضرت محمد مصطفي قرار داريم، خوبست به اوضاع جهان اسلام نگاهي داشته باشيم و آن را با آنچه اقتضاي جوامع اسلامي منطبق بر تعاليم اسلام است مقايسه کنيم و به اين سؤال مهم پاسخ بدهيم که نسبت ما مسلمانان با دين اسلام آنگونه که پيامبر خدا ميگفت و ميخواست چيست؟
قرآن کريم بالاترين ويژگي که براي مسلمانان تعريف کرده، برادري و حاکميت صلاح و سداد ميان آنان است «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أخَوَيْكُمْ». (آيه 10 سوره حجرات) خود پيامبر خدا هم تمام تلاش خود را بر حاکميت مودت مسلمانان و يد واحده بودن آنها براي قدرتمند بودن در مقابل دشمنان خدا و بدخواهان بشريت متمرکز کرده بودند. برقرار کردن پيمان برادري ميان مهاجر و انصار يکي از عاليترين نمونههاي اين تلاش مؤثر براي اقتدا مسلمين بود که به پيروزيهاي بزرگ آنان و گسترش اسلام در شبه جزيره عربستان و بعدها سرزمينهاي ديگر منجر شد. در جريان فتح مکه نيز پيامبر اکرم با ايستادن در مقابل نقطه نظرهائي که اگر اعمال ميشدند به تفرقه ميان مسلمانان منجر ميگرديدند، وحدت کلمه را تقويت و با نشان دادن سعه صدر اسلام را تقويت کردند.
درباره اخلاق محمدي که مورد ستايش خدا در قرآن است همين بس که با تعبير عرشي و بيمانند «خلق عظيم» توصيف شده و نقشه راه مسلمانان را تا ابد ترسيم کرده است « إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ» (آيه 4 سوره قلم) و نتيجه اين اخلاق نيز گرد آمدن عموم مردم حول محور پيامبراکرم بود. «فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانفَضُّوا مِنْ حَوْلِك» (آيه 159 سوره آل عمران). اين روش پيامبر اکرم بود که با هدايتهاي الهي تصريح شده در قرآن توانست اسلام را در مدت کوتاهي در آسيا، آفريقا و تا قلب اروپا گسترش دهد و به اوج اقتدار علمي و کرامت انساني برساند.
از پرداختن به عملکرد حاکمان در قرون گذشته که باعث انحطاط مسلمين شد درميگذريم و به کارنامه حاکمان امروز کشورهاي اسلامي ميپردازيم که ملموس و مشهود است.
مسلمانان امروز از نظر تعداد، پهنه جغرافيائي، نيروي انساني متخصص، ثروتهاي طبيعي و امکانات بالقوه و بالفعل در وضعيتی قرار دارند که اگر متحد شوند بزرگترين نيروي مادي و معنوي روي کره زمين را تشکيل خواهند داد. برخلاف انتظاري که وجود دارد اکنون مسلمانان ضعيفترين ملتها هستند. بسياري از آنها به جان همديگر افتادهاند، همديگر را ميکشند، ثروتهاي همديگر را نابود ميکنند، راه را براي سلطه دشمنان بر کشورهاي اسلامي و غارت اموالشان هموار و حتي با دشمنان همدستي ميکنند، به آمريکا و انگليس و ساير سلطهگران پايگاه نظامي براي سرکوب ملتهاي مسلمان ميدهند و با هزينه کردن از بيتالمال مسلمين به تقويت رژيم صهيونيستي که در جنگ با مردم فلسطين است و سرزمين آنها را غصب کرده است ميپردازند. اين کارنامه قطعاً با تعاليم اسلام و آنچه پيامبر خدا مقرر کرده در تضاد است. درست است که اين کارنامه ننگين متعلق به زمامداران است ولي ملتها هم در شکل گرفتن آن سهم دارند. آيا امت اسلامي بابت اين کارنامه سياه پاسخي براي پيامبر خدا دارد؟!